شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس

شب سوم محرم98 شور واحد -(حرم سوخت دلم سوخت) * خادم زینب

1134
5

شب سوم محرم98  شور واحد -(حرم سوخت دلم سوخت) حرم سوخت
دلم سوخت
چادره روی سرم سوخت

چشام سوخت
پاهام سوخت
توی خیمه معجرم سوخت

آروم آروم آروم
باقد خمیده
دنبال تو میدوم نفس بریده

پدری رو نیزه
دختری تو صحرا
جز سکینه بابا جون بگو کی دیده

آروم آروم آروم
میگیره نفسهام
چی بگم نمونده سو بابا تو چشمام

هرچی بابا میگم
نمیدی جوابم
میبینی زخمی شده بابایی پاهام

بابا میشنوی صدامو ، سوز گریه هامو ، گوشوارمو بردن
بابا ،چادرو کشیدن ، گوشمو دریدن ، معجرمو بردن

۲

نمیدی
جوابم
اولین باره نمیگیری سراغم

یادت هست
میگفتی
که تویی چشم و چراغم

آروم آروم آروم
میباری رو نی ها
ینفر داره میاد با تازیونه

خوبه بسته چشمات
نمیبینی بابا
روی صورتم گذاشته یک نشونه

بابا ، کاش بشه برگردیم ، مدینه بهتربود ، حرمله ول کن نیست
بردن ، گهواره رو بابا ، زنده نمیمونه رباب نه، ممکن نیست

۳

تو رو نی
من اینجا
نمیدونم نیزه بهتره یا خارا

خوبه اون
بالایی
به موهات نگیره شعله های صحرا

آروم آروم آروم
پیر میشه سکینه
کاش میشد بیای برگردیم مدینه

آروم آروم آروم
میمیرم باباجون
رسم مهمون نوازیه کوفه اینه

غمای دل من
غمای ربابه
میبینی هنوز پی دو قطره آبه

همسفر میشم من
با شما بابا جون
بازار کوفه و شام کنج خرابه

باهم همسفریم اما ، یه فرقایی داره ، این دفعه باباجون
مارو باعزت آوردی ، الان میشیم کنج خرابه ها مهمون

اجرا:کربلایی مصطفی مروانی

  • سه شنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انشگتر عقیق و اصل

شهادت حضرت رقیه زمینه -(منو جا گذاشتین) * خادم زینب

1058

شهادت حضرت رقیه زمینه -(منو جا گذاشتین) منو جا گذاشتین
تو ویرونه ی تار و خلوت
میدونید نداره
سه ساله به تاریکی عادت

خدایی
دلتون میاد از رقیه جدا شید
بدونه
سه ساله بازم راهیه کربلا شید
آخه بی
رقیه ، چه جور روبرو با بابا شید

حالا که گذاشتین
منو تو خرابه
سلام منو به بابا برسونید

دیگه بابایی رو
نذارید تو صحرا
یا اینکه کنار بابایی بمونید

وای من الذی أیتمنی

2

اگر که بپرسه
حالم رو بگید خوبه حالم
نگید که شکسته
سرم یا که زخمیه بالم

بابایی
بفهمه که من سیلی خوردم میمیره
بفهمه
غم زهرا رو ارث آوردم میمیره
بفهمه
که زخم تنو میشمردم میمیره

باهاتون بودم من
تو صحرا و بازار
حالا چی شده جام گذاشتید خرابه

میدونم مزاحم
شدم واسه عمه
حالا میتونه بی

  • جمعه
  • 29
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 17:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 بابک امامی

واحد روضه ای حضرت رقیه‌(س) -(نم نم داره بارون میاد) * بابک امامی

678
2

واحد روضه ای حضرت رقیه‌(س) -(نم نم داره بارون میاد) نم نم داره بارون میاد
خرابه بوی نون میاد
عمه ببین داره برام
توی طبق مهمون میاد

خوش اومدی ای مهربون
خوش اومدی آروم جون
بمیره دخترت بابا
که خورده لبهات خیزرون

مگه گناه من چی بود
که صورتم شده کبود
داری خبر که بردنم
منو محله ی یهود
یا ابتاه۲ من الذی ایتمنی۳
___________
به پیشونیت کی سنگ زده
کی تو رو بی درنگ زده
نیزه و کعب نی بابا
به صورت تو چنگ زده

بوی تنور میده سرت
پس کو؟کجاست؟بال و پرت
همه بِهِم میگن شدم
خیلی شبیه مادرت

مُردم تا که دیدم بابا
سرت رو تو طشت طلا
ای مصحف ورق ورق
رحل تو بوده نیزه ها
یا ابتاه۲ من الذی ایتمنی۳
___________
به اشک من خندیدنو
گوشواره مو دزدیدنو
منو با عمه زینبم(س)
تو

  • شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1398
  • ساعت
  • 09:40
  • نوشته شده توسط
  • امیر روشن ضمیر
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دم نوحه سنتی - حضرت رقیه سلام الله علیها -(رأس شریفت یاس و من پروانه امشب) * امیر عباسی

879
2

دم نوحه سنتی - حضرت رقیه سلام الله علیها -(رأس شریفت یاس و من پروانه امشب) رأس شریفت یاس و من پروانه امشب/خوش آمدی بابا در این ویرانه امشب/با سر سراغم آمدی/بر دختر خود سر زدی
بابا حسین جان
بابا حسین بابا حسین...بابا حسین جان
اهل جفا اشک روانم را چو دیدند/ناز مرا با تازیانه ها خریدند
رقیه از جان خسته شد/غمگین و دلشکسته شد
بابا حسین بابا حسین...بابا حسین جان
سربسته گویم سوی من بِنما نظاره/قرآن کوچک تو گشته پاره پاره
سه ساله ات شد خونجگر/پیر غمت شدم پدر
بابا حسین بابا حسین...بابا حسین جان

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه مشترک و کاربردی شب سوم و هفتم امام حسین(ع) -(شد شب سوّمِ/هفتمِ،سوگ شاه غریب) * امیر عباسی

696

نوحه مشترک و کاربردی شب سوم و هفتم امام حسین(ع) -(شد شب سوّمِ/هفتمِ،سوگ شاه غریب) شد شب سوّمِ/هفتمِ،سوگ شاه غریب
آنکه در قتلگاه،گشته شیب الخضیب
یا حسین یا حسین...

در عزای حسین،آسمان گریه کرد
مادرش با دلی،خونفشان گریه کرد
یا حسین یا حسین...

با لبِ تشنه شد،کشته راه دین
از روی ذوالجناح،گشته نقش زمین
یا حسین یا حسین...

روی او روی نِی،نورِ مکتب بُوَد
پرچم ‌نهضتش،دستِ زینب بُوَد
یا حسین یا حسین...

هدفِ این قیام،قُربِ بر داور است
امرِ معروف و هَم،نَهیِ از منکَر است
یا حسین یا حسین...

  • شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:52
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه‌ی سینه‌زنی شب سوم محرم۱۳۹۸ * مرتضی محمودپور

871

نوحه‌ی سینه‌زنی شب سوم محرم۱۳۹۸ ◾نوحه‌ی سینه‌زنی شب سوم
◾سبک جدید محرم۱۳۹۸

◾بنداول
طفل سه ساله کجا سیلی و کعب سنان
طفل سه‌ساله کجا طعنه و زخم زبان
کوچه و بازار شام هلهله برپاشده
راس شهیدان همه به رو نی بر سنان
شام کجا
دام کجا
آتش از بام کجا
آه واویلتا آه و واویلتا(۲)

◾بنددوم
کنج خرابه پدر بدیدنم آمده
عمه بیا از سفر بدیدنم آمده
لعل لب انورش مثل عقیق یمن
عمه بین دیده تر بدیدنم آمده
ماه من
آه من
یوسف این چاه من
آه و واویلتا آه و واویلتا(۲)

◾بندسوم
عمه بپرس از پدر شاه علمدار کو
عمه بپرس از پدریوسف بازار کو
زاده‌ی لیلا علی شبه پیمبر کجاست
بپرس‌از باب‌ من شمع شب تار کو
خواب من
باب من
گوهر نایاب من
آه و وایلتا آه و واویلتا(۲)

  • چهارشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 23:35
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

زمزمه حضرت رقیه سلام الله علیها به سبک سلام آقا....من الان روبروتونم -(سلام بابا...بیا بنشین به دامانم ) * قاسم نعمتی

1793
1

زمزمه حضرت رقیه سلام الله علیها  به سبک سلام آقا....من الان روبروتونم -(سلام بابا...بیا بنشین به دامانم ) به سبک سلام آقا....من الان روبروتونم

سلام بابا...بیا بنشین به دامانم
سلام بابا...ببین در کنج ویرانم
سلام بابا
سلام بابا . ببین گیسو سپیدم من
به آغوشم . تورو آخر کشیدم من
پدر جانم

یه ماه میشه...که لبهام و نبوسیدی
چِشِت روشن... لباسِ پارم و دیدی؟
پدرجانم
خبر داری؟..شبا رو خاکا می خوابم
ببین کرده... موهای سوخته بی تابم
پدر جانم

از اون شب که. ..کتک خوردم چشام تاره
منو بد زد... لباسامم پر از خاره
پدر جانم
یه جمله من...میگم با این سرِ پُر درد
بدون جایِ.... بغل کردن .بلندم کرد
پدر جانم

ازون مجلس ... دیگه من با همه قهرم
بهم میگن.... کنیزِ مردمِ شهرم
پدر جانم
یه پیغامم... بابا واسه عمو دارم
بیار چا

  • سه شنبه
  • 3
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 10:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -(گوشه ویرونه،خوبِ خوبا اومد) * امیر عباسی

608

نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -(گوشه ویرونه،خوبِ خوبا اومد) ابتا یا حسین ابتا یا حسین...

گوشه ویرونه،خوبِ خوبا اومد
برای دیدنم،سر بابا اومد
شهید تشنه لب،گل زهرا اومد
برای دیدنم،سر بابا اومد
ابتا یا حسین ابتا یا حسین...

یهودی های شام،خیلی خیلی بدن
نبودی ای پدر،همه رو می زدن
ای عزیز خدا،شهیدِ بی کفن
نبودی ای پدر،همه رو می زدن
ابتا یا حسین ابتا یا حسین...

لاله ای بودم و دیگه پرپر شدم
عمه میگفت به من مثه مادر شدم
از غم تو بابا خیلی مضطر شدم
عمه میگفت به من مثه مادر شدم
ابتا یا حسین ابتا یا حسین...

  • جمعه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انواع پرچم های مذهبی در جنس های مختلف
 بهمن عظیمی

نوحه حضرت رقیه(س) محرم98 -(ای قرارم بهارم نگارم) * بهمن عظیمی

705
0

نوحه حضرت رقیه(س) محرم98 -(ای قرارم بهارم نگارم) ای قرارم بهارم نگارم
آمدی با سر ای سربدارم

زخم لبهایت اگر خون بر جگر کرد...
چشم خونینت شب من را سحر کرد

بابا... بوی باران می دهد بی تو هوایم
بابا... کی شود گریه حریف غصه هایم
بابا... دیدن رویت دوایم

یا اباالمظلوم ثارالله

جان بابا توانش ندارم
تا سرت را به دامان گذارم

دیگر از من جز تنی لاغر نمانده
از تو هم دیگر بجز این سر نمانده

بابا... گرچه چون شمعی غم تو کرده آبم
بابا... گرچه بعد از تو کتک داده عذابم
بابا... شد حجابم انقلابم

یا اباالمظلوم ثارالله

  • چهارشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 روح اله نوروزی

شور سوم محرم حضرت رقیه س محرم 98 -(بابا از درد و غمِ تو می نالم) * روح اله نوروزی

496

شور سوم محرم حضرت رقیه س محرم 98 -(بابا از درد و غمِ تو می نالم) بابا
از درد و غمِ تو می نالم
ببین که سوخته پَر و بالم
گریه زاری شده احوالم
ای وای ای وای ای وای ای وای

بابا
میریزه اشکام دونه دونه
نمیشه موهام دیگه شونه
آخه پُر از لخته ی خُونه
ای وای ای وای ای وای ای وای

سوخته موی تو، سَر و رویِ تو
سر تو بابا مگه کجا بوده
چرا زیرِ چشمای تو کبوده
ای وای ای وای ای وای ای وای

____

#بند۲
بابا
بار غم رو دوشم آووردم
نبودی چقد سیلی خوردم
خودمو به عمه سپُردم
ای وای ای وای ای وای ای وای

بابا
ببین چشم ترم میسوزه
بدجور بال و پرم میسوزه
داره موی سرم میسوزه
ای وای ای وای ای وای ای وای

چشم تو دور دید، با لگد کوبید
شبیه مادر پهلومو شکستن
می بینی دست و بازومو شکستن
ای

  • سه شنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

روضه حضرت رقیه با نوای حاج حسین سیب سرخی -(انگشترت چرا توو دست حرمله س) * احسان نرگسی رضاپور

869
3

روضه حضرت رقیه با نوای حاج حسین سیب سرخی  -(انگشترت چرا توو دست حرمله س) موهام سفید شده ، نیلی صورتم
ممنون که اومدی، بازم عیادتم

بابا خودت ببین ، پاهام توو سلسله س
انگشترت چرا ، توو دست حرمله س

فکرم بابا، توی مجلس شرابه
بابا، رو دستام جای طنابه

گریونم ، از داغت دلخونم

............

زخمی شده سرم، خونی شده سرت
حالا دیگه شدم، من مثل مادرت

من اون کبوترم، که زخمیه پرم
پس پیکرت کجاس ای سایه ی سرم

بدون تو ، از دنیا خیری ندیدم
بابا می بینی دیگه بریدم

گریونم از داغت دلخونم

  • جمعه
  • 1
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 17:47
  • نوشته شده توسط
  • احسان نرگسی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

نوحه شهادت حضرت رقیه _کنج خرابه غوغا شد بابا آمد * اسماعیل تقوایی

1004
1

نوحه شهادت حضرت رقیه _کنج خرابه غوغا شد بابا آمد نوحه شهادت حضرت رقیه
کنج خرابه، غوغا شد، بابا آمد2
ماه شب من، پیدا شد، بابا آمد2
واویلتا واویلا آه و واویلا 3
____________________________
سرزده با سر، بابا، بر یتیمانش
عمه گرفته، این سر ، روی دامانش
درد دلم را گویم، با، بابا حالا
بوسه زنم بر، چشم، باز وگریانش
واویلتا..
_____________________________
بی تو پدر، آتش بر، خیمه هاافتاد
اهل حرم ، دویدند، در حال فریاد
گوشم شده پاره در، غارت دشمن
بوده فغان کارم در، صحنه ی بیداد
واویلتا....
_____________________________
افتاده ام از ناقه برخاک صحرا
رویم شده نیلی از سیلی اعدا
بابا ببین زخمی ام از تازیانه
حالا شدم مانند مادرت زهرا
واویلتا...
____________

  • دوشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 00:03
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

زمزمه روضه ای شب سوم محرم -(درسته رو نیزه نشستی اما این که میگن یتیم شدم دروغه) * خادم الزینب

366

زمزمه روضه ای شب سوم محرم -(درسته رو نیزه نشستی اما این که میگن یتیم شدم دروغه) #پیشنهاد_ویژه
درسته رو نیزه نشستی اما
این که میگن یتیم شدم دروغه
سایت هنوزم بالای سرم هست
شاید سرِ رو نیزه هم دروغه

شاید دارم خوابای بد میبینم
سنگی که خورده به سرت دروغه
خونی که داره میچکه رو نیزه
از تو رگای حنجرت دروغه

بگو دروغه که
شب و سپر کردی توی تنور
بگو دروغه که
داری میری بی من یجای دور
روزم رو شب کنم بیتو چه جور

بند دوم

میخوام که درد دل کنم بابایی
مونده تو قلبم حرفای نگفته
اما میون زنها پنهون میشم
تا که چشات به صورتم نیافته

آخه دیگه چیزی نمونده از من
نگام کنی بال و پرم میریزه
یجوری سوختم توی شعله ها که
نازم کنی موی سرم میریزه

فقط اگه میشه
از اون بالا بخند توو روی من
مثه تو میسوزه
از تشنگی هنوز گلوی من
رو نیزه ها نشستی روبروی من

بند سوم

حالا که اومدی بیا بشینیم
خستگی در کن روی دامن من
پاک کنم این غبارو از رو چشمات
اگرچه خاکیه پیراهن من

لباس من خاکی تر از زمینه
اما تو خاکی تری از لباسم
چقد عوض شدی ولی هنوزم
همون بابای مهربونی واسم

منم عوض شدم
چقد بابا شبیه دختره
تو بی انگشتری
دخترتم بدون معجره
ولی هنوز چشات نازمو میخره

#زمزمه_شب_سوم_محرم
#زمزمه_جانسوز
#پیشنهاد_دانلود

  • جمعه
  • 20
  • تیر
  • 1399
  • ساعت
  • 23:50
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمینه یا شور شب سوم محرم الحرام ۹۸ حضرت رقیه سلام الله علیها -(جدایی،شکسته قلبه دختری رو) * امیرحسین سلطانی

559
1

زمینه یا شور شب سوم محرم الحرام ۹۸ حضرت رقیه سلام الله علیها -(جدایی،شکسته قلبه دختری رو) بند اول

جدایی،شکسته قلبه دختری رو
که داره،جون میده از فراق بابا
به کنج،خرابه بی قرار و مضطر
میگیره،از عمه زینبش سراغ بابا

دیگه زنده موندن عذابه براش
میترسه که میلرزه دائم صداش
شده چشم براه شده چشم براهه باباش

کجایی ای شمع و چراغِ خرابه کجایی
بیا که با تو شام تارم سحر شه بابایی

یا ابـتا یا ابـتا

?بند دوم

شبیه،فاطمه قامتش خمیده
تمومه،پیکرشم زخم و کبوده
خستهٔ،راهه که داره آبله پاش
آخه تو،محله ی یهودی بوده

لگد خورده که بی جونه پیکرش
زدن سیلی که تاره چشم ترش
گرفته آتیش گرفته آتیش معجرش

دیگه از این زمونه سیره بهونه میگیره
تا سر باباشو رو دامن میگیره میمیره

یا ابـتا یا ابـتا

۱۳۹۸/۴/۸

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر نوحه (حضرت رقیه(س)) محرم 98 -(من چو شمع سوخته،غم به قلبم ریخته) * رضا یعقوبیان

354
1

متن شعر نوحه (حضرت رقیه(س)) محرم 98 -(من چو شمع سوخته،غم به قلبم ریخته) من چو شمع سوخته،غم به قلبم ریخته
از فراق باب خود،چشم بر در دوخته۲
کی شود آن گل زیبای من آید ز سفر
تا ببوسم رخ زیبای پدر بار دگر
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا۲

ای پدر خوش آمدی،از سفر خوش آمدی
ای پدر پیش من،دیده تر خوش آمدی۲
آمدی تا که زنم بوسه بر آن روی مهت
جان دهم بهر غم و درد تو و یک نگهت
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا۲

ای مرا صبر و قرار،بی قرارم دلفگار
شادم از این موهبت،دارمت اندر کنار۲
شاملم گشته ز تو لطف و عنایت بابا
بر رقیه تو زدی سر ز محبت بابا
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا۲

بر لبم این زمزمه،آمده جان همه
من رقیه هستم و،یادگار فاطمه۲
زد عدو با لگد و کعب نی و هم سیلی
همچو زهرا رخ من گشته کب

  • چهارشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
 مرتضی محمودپور

نوحه‌ی سینه‌زنی شب سوم محرم(سبک سنتی) * مرتضی محمودپور

915

نوحه‌ی سینه‌زنی شب سوم محرم(سبک سنتی) ◾نوحه‌ی حضرت رقیه(س)
◾سبک سنتی

◾بنداول
خیز و بین عمه جان با طبق سر رسید
رنگ از روی من در کنارش پرید
با لب زخمی و با رخ غرق خون
شد لبم از لبش عمه جان لاله گون
آه و واویلتا آه واویلتا(۲)

◾بنددوم
همره خود مرا ای پدر جان ببر
جان من را پدر زین خرابه بخر
من نفس میزنم کنج ویران پدر
دشمن دون زده با لگد بر کمر
آه و واویلتا آه و واویلتا(۲)

◾بندسوم
من فدای سرت پیکرت در کجاست
هم علمدار و هم اکبرت در کجاست
مونس من شده کنج ویران رباب
از غم اصغرم حال من شد خراب
آه واویلتا آه و واویلتا(۲)

  • دوشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 میلاد  قبایی

شور حضرت رقيه شب سوم -(عينا مثال زهرا رقيه) * میلاد قبایی

453

شور  حضرت رقيه شب سوم -(عينا مثال  زهرا رقيه) عينا مثال
زهرا رقيه
ذكر دل من
جان يا رقيه

يارقيه مدد ذكر رو سربندمه
بايدم به علم اينجوري تكيه بدم
خيلي وقته من از بچگي دارم ميگم
حاضرم جونمو پاي رقيه بدم

دنيا و محشر من
تضمينه با رقيه
حروله كن تو هيئت
دم بگير يا رقيه

" اي جانم يا رقيه..."
————————
دائم ميخونم
لعن اميه
هستم يه عمره
كلب رقيه

شامو كوفه شكست خورده ي ايثار تو
تيغ برنده ي زينب كبري شدي
عصمت فاطمي شجاعت فاطمي
همه ديدن چقدر شبيه زهرا شدي

زهرا بودن تماما
جلوه كرد تو وجودت
جون عالم فداي
اون صورت كبودت

" اي جانم يا رقيه..."
————————
عينا مثال
مولا اباالفضل
اي آرزوي
دريا اباالفضل

انبيا مشتري كرم و فضل تو
كرم و لطفت از هر آدمي بيشتر

  • سه شنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

شعر زمينه ، شور روضه حضرت رقيه سلام الله عليها -(رفتي و بابايي ، من موندم و غمها) * عباس میرخلف زاده

1042
2

شعر زمينه ، شور روضه حضرت رقيه سلام الله عليها -(رفتي و بابايي ، من موندم و غمها) به سبك ( به سمت گودال از....)
كه منتهىٰ به همان شعر ميشود

رفتي و بابايي ، من موندم و غمها
رفتي و بعد از تو ، پير شدم بابا

چشمتو دور ديدن ، همش توي راها
زدن يتيمت رو ، پير شدم بابا

خبر داري اون شب ، كه تو بيابونا
گم شده بودم من ، پير شدم بابا

زجر و فرستادن ، سراغِ من اونجا
بگم همين قدْر كه ، پير شدم بابا

مُرده بودم اون شب ، اگه نبود زهرا
چي بگم از اون شب ، پير شدم بابا

بعد تو شمر بود كه ، لالايي گفت اما
با سيلي و چكمه ، پير شدم بابا

پير شدم بابا....

برا كدوم دختر ، توي خرابه ها
سر ميبرن آخه ، پير شدم بابا

كي مثل من لكنت ، گرفته از غمها
سه سالمه اما ، پير شدم بابا

عبا تو ديدم من ، رو د

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

نوحه ی حضرت رقیه -(کنج ویرانسرا میمیرم امشب) * امیررضا فرجوند

396

نوحه ی حضرت رقیه -(کنج ویرانسرا میمیرم امشب) بسم الله الرحمن الرحیم

ای ماه تابان مظلوم حسین جان

کنج ویرانسرا میمیرم امشب
دیگر از زندگانی سیرم امشب
جان میدهم جان در کنج ویران

روی من از ستم گردیده نیلی
شمر دون بر رُخم زد ضرب سیلی
چشمانم از غم گردیده باران

ای پدر بر تنم باشد نشانه
ضربه ی کعب نی با تازیانه
پس کو تنت ای سلطان خوبان

یا حسین کُشته ی صوم و صلاتی
بر همه شیعیان باب نجاتی
جانت فدا شد با کام عطشان

یا حسین دستُ میگیرم به دیوار
راه رفتن به من سخت است و دشوار
از غم رسیده بر لب دگر جان

ای پدر جان چه شد طفل صغیرت
اصغر ان کودک نا خورده شیرت
در این عزا شد ( فرج) نوا خوان
**
شعر از : امیررضا فرجوند

  • جمعه
  • 31
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت رقیه سلام الله علیه * روح اله گائینی

217

حضرت رقیه سلام الله علیه سبک: به سمت گودال از خیمه دویدم من...

یه ماهه که بابا، نخوندی لالایی

شبا نخوابیدم، کجایی بابایی

سر تو رو نیزه، نمیرسه دستم

پایین پای این، نیزه ها بنشستم

###

نفس به عشق تو، می کشم ای بابا

بعد علی اصغر، دیگه شدم تنها

عمه سپر میشد، همیشه جای من

بعد تو شد غصه، بابا دوای من

###

پاهام پر آبله، بس که دویدم من

ببین که از داغت، دیگه بریدم من

از غصه دق کردم، ببر منو بابا

پیش عمو عباس، که اومده زهرا

###

سر تو رو بردن، بزم شراب و می

نپرسیدی راه رو ، چطوری کردم طی

منو ببر با خود، زجر کشیدم من

چقدر مصیبت از، زجر کشیدم من

روح اله گائینی

  • شنبه
  • 1
  • شهریور
  • 1399
  • ساعت
  • 21:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

واحد سنگین شب سوم محرم -(تو قلبم یه حسی ، میگه توی راهی) * خادم زینب

453

واحد سنگین شب سوم محرم -(تو قلبم یه حسی ، میگه توی راهی) تو قلبم یه حسی ، میگه توی راهی
میدونم نمیگه ، دلم اشتباهی
میدونی نبوده ، تو میده عذابم
دعاکن که امشب ، بتونم بخوابم

اگه زخم سینه ، بذاره بخوابم
بابای عزیزم ، بیا توی خوابم
بیا تا بگم از شبای خرابه
دیگه بعد بابا ، همه چی عذابه

فقط نپرس حال منو ، همه چی خوبه بابا
غصه ی هیچ کسو نخور ، همه چی خوبه اینجا
نپرس چرا لباس من ، خاکی و پاره پارست
همه چی خوبه وقتی تو ، بیای پیش یتیما

بابا خودت چه جوری
رو نی یا تو تنوری ؟

بابا بابای خوبم

2

یه نوری میبینم ، میاد تو خرابه
بابایی تویی یا ، رقیه تو خوابه
اگه تو بابامی ، چرا خونیه روت
چرا زخمه بابا ، میون دو ابروت

چرا خشکه لبهات ، چرا زخمه چشمات
چشات نیم

  • سه شنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

زمينه شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها محرم 98 -(غروب كه ميشه ) * عباس میرخلف زاده

723
1

زمينه شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها محرم 98 -(غروب كه ميشه ) غروب كه ميشه
دلم چه ميگيره بابا
نگفتي ميري
رقيه ميميره بابا
با گريه هام
بهت ميشم خيره بابا ـــــ جونم....

كاش بابا داشتم ، بغل ميكردم بابائيمو
ديگه نميخنديدن به اين يتيمت...

چشم عمو مو دور ديدن ، يتيمتو زدن بابا
به اشك من ميخنديدن ، يتيمتو زدن بابا ٢

بابا ، من الذي ايتمني

كي مثلِ منه
كي از چشاش خون ميباره
كدوم سه ساله
شبيه من لكنت داره
كدوم سه ساله
شبيه من چشماش تاره ـــــ بابايي....

لبهام بي حسّه ، از بس كتك خوردم بابايي
كدوم سه ساله بابا صورت كبوده

شبي كه گم شدم زجر و ، سراغ من فرستادن...
تا فهميدن دخترتم ، شبيه تو من و زدن

بابا ، من الذي ايتمني

بعد يه عمر
خوش اومدي باباجونم
بعد يه ع

  • چهارشنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
نوحه های سنتی و زنجیر زنی محرم
 اسماعیل تقوایی

تکضرب وشور سینه زنی (حضرت رقیه) _خوش آمدی ای بابا به کنج ویرانم * اسماعیل تقوایی

896
1

تکضرب وشور سینه زنی (حضرت رقیه) _خوش آمدی ای بابا به کنج ویرانم تکضرب وشور سینه زنی(حضرت رقیه)
خوش آمدی ای بابا به کنج ویرانم2
دلم نمودی روشن تو ماه تابانم2

بابا به یتیمت زصفا سر زده ای تو
نقشی تو به ویرانه زحیدر زده ای تو
خوش آمدی بابا،خوش آمدی بابا2
_____________________________
بیا عزیزجانم گل رخت بویم
بیا که بهرت بابا ز درد دل گویم

بابا تو ندانی که چه آمد بسر من
از سختی ایام شده خم کمر من
خوش آمدی..
__________________________
من که همیشه جایم بین بغلها بود
بعد تو سهمم بابا سیلی اعدا بود

در دشت بلا رفت زدست همه چاره
غارت شده هر زیور وگوشم شده پاره
خوش آمدی...
___________________________
به شام وکوفه بابا اسیری ام بردند
تمام طفلان چون من بسی کتک خوردن

  • دوشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:47
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 رضا رسولی

زمزمه حضرت رقیه(س) -( بشین روی پاهام - فدای اون نگات ) * رضا رسولی

200

زمزمه حضرت رقیه(س) -( بشین روی پاهام - فدای اون نگات ) ۱
بشین روی پاهام - فدای اون نگات
بذار که موهاتو - شونه کنم برات
بابا بابا بابا
کجا بودی / زخمیه بابا روی تو !؟
کجا بودی / کجا شکست ابروی تو !؟
عوض شده فرم چشات
سوخته تموم موی تو
(بابا حسین . بابا حسین)

۲
چه جور برات بگم - کجاها بردنم
چه جور بگم که با - سیلی میزدنم
بابا بابا بابا
نبودی و ... / جسارتا که ندیدم !
نبودی و ... / چه حرفایی که نشنیدم!
به دختر تو سخت گذشت
از همه دنیا بریدم
(بابا حسین . بابا حسین)

  • سه شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 11 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ اسیری -(عمه اسیری ام به سر رسیده) * حسن ثابت جو

500

سبک 11 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ اسیری -(عمه اسیری ام به سر رسیده) سبک 11 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ اسیری
عمه اسیری ام به سر رسیده
چون آخر سفر رسیده
به روی دامنِ رقیه
ببین سر پدر رسیده
بابا ـ حسین حسین حسین مظلوم(3)
بابا دلم به غربتت اسیره
الهی دخترت بمیره
چگونه با دو دست خسته
سر تو رو بغل بگیره
بابا ـ حسین حسین حسین مظلوم(3)
بابا منو به خیمه ها که بردی
به دست عمه ام سپردی
رفتی سفر برای سوغات
سرت و بی بدن آوردی
بابا ـ حسین حسین حسین مظلوم(3)
بابا خونا رویِ لبات نشستند
با چی مگه لبات و بستند
با چوب خیزران گمونم
زدند و دندونات شکستند
بابا ـ حسین حسین حسین مظلوم(3)
بابا خاکستر و موهات یه رنگه
محاسنِ زیبات قشنگه
الهی من برات بمیرم
رو پیشونیت یه جای سنگه
بابا ـ حسین ح

  • سه شنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل حضرت رقیه علیهاالسلام -(امشب که با تو انس به ویران گرفته‌ام) *استاد حاج غلامرضا سازگار

703
2

غزل حضرت رقیه علیهاالسلام -(امشب که با تو انس به ویران گرفته‌ام) امشب که با تو انس به ویران گرفته‌ام
ویرانه را به جای گلستان گرفته‌ام
امشب شب مبارک قدر است و من تو را
بر روی دست خویش چو قرآن گرفته‌ام
پاداش تشنه کامی و اجر گرسنگی
گل بوسه‌ای‌ست کز لب عطشان گرفته‌ام
از بس که پا برهنه به صحرا دویده‌ام
یک باغ گل ز خار مغیلان گرفته‌ام...
بر داغ‌دیده شاخۀ گل هدیه می‌برند
من جای گل، سرِ تو به دامان گرفته‌ام...

  • چهارشنبه
  • 12
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 11:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاحضرت رقیه سلام الله علیها -(دردت به جان دخترت پس پيكرت كو) * محسن صرامی

640
1

یاحضرت رقیه سلام الله علیها  -(دردت به جان دخترت پس پيكرت كو) دردت به جان دخترت پس پيكرت كو
خشكم زده با ديدنت بال و پرت كو

با اصغرت رفتي به ميدان،خاطرم هست
تنهاي تنها آمدي پس اصغرت كو

زحمت كشيدي آمدي با سر خرابه
بابا عصاي پيري ات كو،اكبرت كو

گفتم مي آيد با تو ديدارم عموجان
خشكيده لب هايم پدر آب آورت كو

با اين ترك هاي لبت سخت است صحبت
آرام مي پرسم پدر موي سرت كو

لطفأ نگير از من سراغ گوشواره
من هم نمي پرسم پدر انگشترت كو

بابا به ما كه بد گذشت اين ميهماني
آن خنده هاي دلنشين خواهرت كو

افتادم از ناقه در آن صحرا،دل شب
آن شب نگفتي با خودت كه دخترت كو

از من نپرس اصلأ چرا مويم سفيد است
از تو نمي پرسم پدرجان پيكرت كو

  • چهارشنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -(نیمه شب دختری گوشه ویرانه بود) * امیر عباسی

280

شعر نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -(نیمه شب دختری گوشه ویرانه بود) نیمه شب دختری گوشه ویرانه بود
گِردِ شمع رخِ پدر چو پروانه بود
سرِ بابا چو دید،قدّش از غم خمید
وامصیبت وامصیبت....

دلم از دوری ات شده چو ماتمکده
دشمنت سیلی از کینه به رویم زده
من گناهم چه بود،بدنم شد کبود
وامصیبت وامصیبت....

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 19:08
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

متن زمینه حضرت رقیه -(عمه کمکم کن ) * عالیه رجبی

976
8

متن زمینه حضرت رقیه -(عمه کمکم کن ) عمه کمکم کن
باید پاشم از جام
آخه داره امشب
سر میرسه بابام

باید یه جوری بپوشونم کبودیامو
میخوام که ازش قایم کنم زخمای پامو

از درد دلام هیچی نمیگم
از زجر مدام هیچی نمیگم
از،اینکه سرم چیا آوردن
اصلا به بابام هیچی نمیگم

#بنددوم
یادم باشه پیشش
پهلومو نگیرم
بادستای لرزون
بازومو نگیرم

یادت باشه عمه نگی از حرمله چیزی
اصلا نمیخوام بدونه از آبله چیزی

از سنگای بام هیچی نمیگم
از مجلس شام هیچی نمیگم
از دندونی که برام نذاشتن
اصلا به بابام هیچی نمیگم

#بندسوم
چشماش تره انگار
چیزیش شده بابام
حتما همه چی رو
دیده خوده بابام

حالا اومده تا ببره منو شبونه
آخه پدره حق داره که دل نگرونه

حاله دلمو میدونه بابا

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:58
  • نوشته شده توسط
  • امیر روشن ضمیر
ادامه مطلب
 شایان شیرافکن

متن شعر زمینه شب سوم محرم -(بی تو کجا رفت دخترت) * شایان شیرافکن

476
0

متن شعر زمینه شب سوم محرم -(بی تو کجا رفت دخترت) پارت اول
...
بی تو کجا رفت دخترت
شدم شبیه مادرت
گریون شده بابا چشام
مردم بابا واسه سرت
...
همه موهام پره گرده بابا قدم خمید
از اون شب که من افتادم دیگه چشمام ندید
کجا بودی کجا هستی چقدر دوری بابا
روی خارها روی خاک ها سه سالت می دوید
...
آی
دیگه رمق ندارم
شبا تا صبح بیدارم
منو ببر بابا جون
سر رو سرت میذارم
...
پارت دوم
...
پیکرمن شده کبود
سرت گرفته بوی دود
زودتر می مردم بعده تو
عمه اگه پیشم نبود
...
رونیزه ها خودم دیدم سرت جریانو دید
یه نامردی حجاب و از سره ما می کشید
سره عباس رو خاک افتاد تو بازار رفتیمو
همونجا بود توی غربت که قد من خمید
...
آی
خرابه گلگون شده
گریه غذامون شده
دارم می میرم بابا

  • سه شنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد