تو اسمونا دنبالت میگشتم
ماه کجا این خونه کجا
شاه کجا ویرونه کجا
میدونستم که دعاهام میگیره
میدونستم منو یادت نمیره
بابا تموم زخمای دست و پام میسوزه
بابا خوش اومدی یه روز برام یه روزه
بگو دروغه رو نی رفته سرت
بگو دروغه غارت انگشترت
بکو دروغه که یتیم شده دخترت
**************
مثل زهرا صورت من کبوده
برا بچه ات یتیمی خیلی زوده
بابا بگو تموم این روضه ها یه خوابه
بابا کی میگه جای ما مجلس شرابه
بگو دروغه ماجرای این سفر
بگو دروغه این لب خشک تو و چوب تر
بگو دروغه شراب و سر و تشت زر
**************
من خودم شاهدم انگشتری اش را بردند
دخترش خورد زمین روسری اش را بردند
***************
غصه معجر من را نخوری بابا
- چهارشنبه
- 25
- شهریور
- 1394
- ساعت
- 06:34
- نوشته شده توسط
- حمید







