شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( دست رو دلم نذار دلم پر از غمه ) * احسان جاودان

1866
2

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( دست رو دلم نذار دلم پر از غمه ) دست رو دلم نذار دلم پر از غمه
این دل کوچیکم یه دنیا ماتمه
یه ماهی میشه/ که از بابام خبر ندارم
یه ماهی میشه/ که غصه دار و بیقرارم
یه ماهه که با/ گریه چشامو هم میذارم
دختر شامی
اگه خبر داری تو از بابام بگو یه چیزی
باشه حلالت
دیگه گوشوارهامو نمیخوام بگو یه چیزی 2
کجایی دیگه خستم بابا جون 3

اینقد به روم نیار لباس پارمو
مگه نمیبینی حالی که دارمو
یه ماهی میشه/ آسمونو نیگا نکردم
یه ماهی میشه/ ستارمو پیدا نکردم
یه ماهه داداش/ اصغرمو صدا نکردم
دختر شامی
چرا خیره شدی به صورتِ کبود و چشمام
نیس کارِ یک چشم
به باباجون قسم شمردن تموم زخمام 2
کجایی دیگه خستم بابا جون 3

موی منو نکش اینقد هلم نده
سر به سرم ن

  • دوشنبه
  • 5
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 21:36
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر حسین الفت

دودمه شهادت حضرت رقیه -( بجز خواهر تو ندارم پناهی ) * امیر حسین الفت

1529
-1

دودمه شهادت حضرت رقیه -( بجز خواهر تو         ندارم پناهی ) دسته اول

بجز خواهر تو ندارم پناهی
لبت غرق خونه بميرم الهی

دسته دوم

من از ناقه افتادم به روی زمين ۲
شدم بعد تو بابا خرابه نشين ۲

شاعر : امیر حسین الفت

__________________________________

@amirhoseinolfat

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه (س) -( ماه رویم یک شبه گردید با شب آشنا ) *

1105

شهادت حضرت رقیه (س) -( ماه رویم یک شبه گردید با شب آشنا ) ماه رویم یک شبه گردید با شب آشنا
تار و پودم شد به وضع نامرتب آشنا

رانده از شهر و بیابانم در این وادی، که شد
پای با خار و جگر با نیش عقرب آشنا

خوب میفهمد یهودی قصدش از شادی چه بود
هر که باشد مثل من با نام مَرحَب آشنا

بعثت من در خرابه روی داد آن شب که شهر
شد به لطف ناله ام با لفظ یارب آشنا

از کرامات اسارت دیگر این بوده که شد
شام هم با آفتاب روی زینب آشنا

حسرت یک بوسه با جانم نمیدانی چه کرد
آن شبی که شد مکرر چوب با لب آشنا

محمد علی کردی

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه (س) -( با لب تشنه نگاهی پر تمنا می رود ) * وحید کردلو

1238
1

شهادت حضرت رقیه (س) -( با لب تشنه نگاهی پر تمنا می رود ) با لب تشنه نگاهی پر تمنا می رود
ساحل چشمی به استقبال دريا می رود
با دعا چشم تری باشد يقيناً با شتاب
روی بال عرشيان تا عرش اعلا می رود
دلشكسته تر ز هركس می شود خورشيد و ماه
يك ستاره از مدار كهكشان تا می رود
كوثری زخمی، هراسان از شكست روزگار
غرق خواهش در پی إنّا فَتَحنا می رود
گریه های آسمان اثبات کرد این قَضْيه را
آه جانسوز يتيمان زود بالا می رود
مثل يك عاشق به پای انتظارم مانده ام
منتظر در لحظه های احتضارم مانده ام

در دلم شوق وصالت را سراسر داشتم
آرزوهای قشنگی با تو در سر داشتم
سعی كردم آنچه تو می خواستی باشم پدر
تا بگويی دختری مانند مادر داشتم
روزهای خوب من در شهر پيغمبر گذشت
هم تو بودی در ك

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه (س) -( خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست ) *

1431
-1

شهادت حضرت رقیه (س) -( خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست ) خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم، این بزم و طرب ها خوب نیست
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این ماءالعنب ها خوب نیست
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون توگفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
هم یتیمم هم گرسنه، پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب وترس وقت خواب، شبها خوب نیست

محمد علی کردی

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( قهرم اصن بابا راضی نمیشه دیگه دلم با نگاهات ) * احسان جاودان

1735

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( قهرم اصن بابا راضی نمیشه دیگه دلم با نگاهات ) قهرم اصن بابا
راضی نمیشه دیگه دلم با نگاهات
قهرم اصن بابا
دیگه سرمو نمیذارم روی پاهات
آخه سفر، یه روز دو روز سر نشده، چطور هنوز؟
طاقت من، به سر رسید دیگه موهام، شده سفید 2
آشتی بی آشتی بابا جون
دوسم نداشتی بابا جون
تنهام گذاشتی بابا جون 2

قهرم اصن بابا
چرا نیومدی توی صحرا کنارم
قهرم اصن بابا
تو که میدونی طاقت زجر و ندارم
تاولای، پامو نیگا! نیس به خدا، یکی دو تا
رد غمه، رو پیرهنم خورده لگد، همه تنم
پیشت بمونه بابا جون
رنگم نشونِ بابا جون
قحطیه ی نونه بابا جون 2

قهرم اصن بابا
چرا نمیگی که کجا بودی تا حالا
قهرم اصن بابا
چرا غممو دیگه نمیدی تسلّا
غصه دارم، یه عالمه من که فقط، سه سالمه
خونه لبات،

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه شهادت حضرت رقیه(س) -( هیچ میدونی چقدر، با اشک و خون دل ) * عبدالله باقری

1250

زمزمه شهادت حضرت رقیه(س) -( هیچ میدونی چقدر، با اشک و خون دل ) بابا، بابا
هیچ میدونی چقدر، با اشک و خون دل
دنبال تو گشتم، تو این چهل منزل ۲
بابا، بابا
حالا که با سر اومدی نشستی رو به روم
به جا تموم غصه های مونده تو گلوم
بذا که اول دل سیر تو رو کنم صدا
بابا بابا بابا بابا بابا بابا بابا
بابا ۳ بابا ۳ من الذی ایتمنی

بابا، بابا
راضی نیستم از شام، قدر نوک سوزن
گفتم:بابا دارم، به من میخندیدن ۲
بابا، بابا
دعای مستجاب من، تمام آرزوم!
ممنون نذاشتی پیششون بریزه آبروم
گفتم بیای وا میکنی آغوش برای من
باشه! همینشم قبول! بابای بی بدن
بابا ۳ بابا ۳ من الذی ایتمنی

بابا، بابا
میسوزه گوش من، تیر میکشه سرم
سیاه است مثه بختم، تموم پیکرم ۲
بابا، بابا
تو جمعی که صورتاشون شب

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( دلم و بیقرار میکنی عمه رو غصه دار میکنی ) * رضا تاجیک

1376

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( دلم و بیقرار میکنی       عمه رو غصه دار میکنی ) دلم و بیقرار میکنی عمه رو غصه دار میکنی
جای تو آغوش منه روی نیزه چیکار میکنی 2
با این زخما هم عشق منی بابا جون
(و من ذالذی ایتمنی باباجون) 2 ایتمنی بابا جون
بگو که کنار دریا با لبای تشنه بابا چرا کشتنت 2
يا اباالغریب حسین حسین
شیبک الخضیب حسین حسین 2
⁠⁠⁠⁠
همونی که موهای منو توی صحراها کشیده
پیش چشمای عمه جون رگای گردنت رو بریده 2
هنوز زنده ام اگر چه غرق دردم
(چون به مادرت زهرا توسل کردم) 2 ببین توسل کردم
دختر تو غصه خورده شونه به موهام نخورده امیری حسین 2
يا اباالغریب حسین حسین
شیبک الخضیب حسین حسین

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه (س) -( بین هوهوی باد پاییزی ) * محمود مربوبی

1404

شهادت حضرت رقیه (س) -( بین هوهوی باد پاییزی ) بین هوهوی باد پاییزی
نغمه های هَزار پیچیده
باز در کوچه کوچه ء شهرم
خبری ناگوار پیچیده

فصل پاییز و برگ ریزان است
قاصدک باز هم خبر آورد
خبرش کوچ صد پرستو بود
اشک ما را چه خوب در آورد

صبح دیروز بود، مجنونی
راهی سرزمین لیلا شد
دیدم از پشت پنجره، امروز
بَنر خیر مقدمش وا شد

و شنیدم که مادری می گفت:
پدرت گرچه بر نمی گردد
دخترم! باز هم خدا را شکر
که نصیب تو سر نمی گردد

در غریبی اگر چه جان داده
پیکرش را درست می آرند
زائر خانهء خدا بوده
احترامش نگاه می دارند

جان عالم فدای طفلی که
منزلش در خرابه ها بوده
سهم او از پدر فقط سر بود
سر خونین و خاک آلوده

شاعر : محمود مربوبی

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه (س) -( رد چندین زخم بر هر زخم بود ) * محمد حسین مهدی پناه

1326

شهادت حضرت رقیه (س) -( رد چندین زخم بر هر زخم بود ) رد چندین زخم بر هر زخم بود
پیکر تو زخم اندر زخم بود
از قفای نی نگاه انداختم
صورت ماهت سراسر زخم بود
لوح، جسم تو، قلم، شد نیزه ها
هر چه می دیدم به دفتر زخم بود
شمر کار عمه ام را سخت کرد
بوسه گاه عمه، حنجر، زخم بود
آسمان نیزه سهم من نشد
ای پدر بال کبوتر زخم بود
راستی بابا اگر که بود عمو
صورت من زیر معجر زخم بود؟!
من اگرچه لاله ام گلبرگ هام
مثل آن یاس معطر زخم بود
بین صحرا مادرت آمد هنوز
سینه اش از میخ آن در زخم بود

شاعر : محمد حسین مهدی پناه

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:32
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زبانحال حضرت رقیه (س) -( هر وقت که زائر میومد، تو این سرای غربت ) * عبدالله باقری

1284

زبانحال حضرت رقیه (س) -( هر وقت که زائر میومد، تو این سرای غربت ) هر وقت که زائر میومد، تو این سرای غربت
چشمم به بچه ها میخورد، که اومدن با هیأت
اونام برا زیارت
حس میکردم، دلم کمی وا شده
تو خرابه، همبازی پیدا شده ۲
چند وقتی میشه حالا عین همون قدیما
بازم شدم تنهای تنها!
تو خلوت جدایی تو اوج بی صدایی
بازم میگم بابا کجایی؟
بابا حسین بابا جون ۳
*****
یه مدته که تو حرم، نیومده روضه خون
کسی نخونده از لب و، نوازش خیزرون
اشک من و عمه جون
از اون سحر، که شام غم سر اومد
خوشبختی هم، در خرابه رو زد ۲
از راه اومد نگارم با سر نشست کنارم!
کی گفته بود بابا ندارم؟
بیاد ببینه حالا رو دستامه خدایا
زیباترین بابای دنیا
بابا حسین باباجون ۳

شاعر : عبدالله باقری

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعادت حضرت رقیه (س) -( دوباره چشم کبودم اسیر شبنم شد ) * مسعود اصلاني

1257
2

شعادت حضرت رقیه (س) -( دوباره چشم کبودم اسیر شبنم شد ) دوباره چشم کبودم اسیر شبنم شد
صدای هق هق و اشکم دوباره توأم شد

بهشت روی زمینم تو بودی و رفتی
از آن به بعد دگر زندگی جهنم شد

همین که معجرم آتش گرفت، افتادم
و چند رشته حریر بهشتیم کم شد

از آن زمان که ز ناقه، پدر! زمین خوردم
نفس کشیدن من سخت و نامنظم شد

هر آن قدر که برای تو گریه میکردم
همان قدر به زدن دشمنت مسمم شد

سه روز پیش مرا بی هوا کشیده زد و
از آن به بعد صداها برام مبهم شد

همینکه دست کشیدم به روی رگهایت
عذاب لحظه ی گودال تو مجسم شد

عذاب لحظه ی تلخی که بعد از آن عمه
اگرچه کوه غرور است، قامتش خم شد

همینکه روی لبت پای چوب را دیدم
دلی که سخت شکسته است، زخمی غم شد

برای دادزدن هم رمق ندا

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمزمه شعادت حضرت رقیه (س) -( سرم شکست، پرم شکست ) * حامد باقری

1696
2

زمزمه شعادت حضرت رقیه (س) -( سرم شکست، پرم شکست ) سرم شکست، پرم شکست
تموم پيکرم شکست
چشم کبود، قوم يهود
دل برادرم شکست
*****
تا که رسيد، زجرپليد
گوشواره از گوشم کشيد
رو نيزه ها، عموى ما
اين ماجراهارو ميديد
*****
ميون راه، باسوز آه
سنگ يه عده رو سياه
پير و جوون، نامرداشون
بذار نگم واي از نگاه
*****
سه سالمه، قدم خمه
کى مثل من تو عالمه
نا ندارم، پا ندارم
شدم شبيه فاطمه

شاعر : حامد باقری

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

واحدشهادت حضرت رقیه (س) -( از دار دنيا، چيزی ندارم ) * رضا تاجیک

1117

واحدشهادت حضرت رقیه (س) -( از دار دنيا، چيزی ندارم ) از دار دنيا، چيزی ندارم
سر روی پای، يه سه ساله ميذارم 2
زهراترين ستاره ی حيدر تباره جانم رقيه
اسطوره ی حيا و عفاف و وقاره جانم رقيه
اين دختر عالمه است و معلم نداره جانم رقيه
عشق دل / بی تابمه / بند دل / اربابمه
جانم رقيه 4

هستم گرفتار، من غصه دارم
حاجاتمو باز، شب سوم ميارم
فخرش عنايت و كرم مادريشه شاهدم (اِنَّ -
- آثارَنا تَدُلُّ علينا) هميشه ميگن نبوده!
اين معجزات بيخودی پيدا نميشه جانم رقیه
اين اسوه ی/ شيداييه/ آيينه ی/ زهراييه
جانم رقيه 4
⁠⁠⁠⁠
دارم تلاطم، دل بی قرارم
بايد برای، حرمت سر بيارم
بانو به هديه هايی كه دادی مينازم اينو ميدونم
سر روی پای تو ميذارم سرفرازم رويامه كه توو
راه دفاعِ ا

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شهادت حضرت رقیه (س) -( از خرابه می رسد آوای دختر بچه ای ) * علیرضا خاکساری

2406
5

شهادت حضرت رقیه (س) -( از خرابه می رسد آوای دختر بچه ای ) از خرابه می رسد آوای دختر بچه ای
میکشد آخر مرا غم های دختر بچه ای

در میان غصه ها یک روز خوش بر خود ندید
پر شد از درد و بلا دنیای دختر بچه ای

با یقین میگفت بابایم میاید از سفر
عالمی در حیرت از رویای دختر بچه ای

من نفهمیدم چرا شد همچو دندانش سپید
گیسوان مشکی زیبای دختر بچه ای

هرچه من با خود دو دو تا میکنم انصاف نیست
بشکند یک مرد جنگی پای دختر بچه ای

زیر دست شوم بی ناموس ها از دست رفت
صورت زیباتر از زیبای دختر بچه ای

با اشاره بعد از این با عمه میگوید سخن
در نمی آید صدا از نای دختر بچه ای

گیرم آغوش پدر هم سلب شد، دیگر چرا
گوشه ی ویرانه ای شد جای دختر بچه ای

بگذرم از روضه ها این خط آخر کافی

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( سال جدید تو راهه (سال جدید تحویل شد)/من اما کوه دردم ) * عبدالله باقری

1384
1

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( سال جدید تو راهه (سال جدید تحویل شد)/من اما کوه دردم ) سال جدید تو راهه (سال جدید تحویل شد)/من اما کوه دردم
خونه ی دل رو امسال/ با اشک و با، سینه زنی، خونه تکونی کردم
‏تو روضه ی، مادری که چند وقته توی بستره
‏تابوتی که، از علی خواست قاتل جون حیدره
‏تو روضه ی، پهلوونی که از یه شهر دلش پره
زانو بغل، گرفته و ذوالفقارش خاک میخوره 2
یا حیدر ۳

بچه ها تو سال نو/ لباس نو پوشیدن
اما دل من رفته/ پیش کسی، که شامیا، به لباساش خندیدن
‏می خندیدن، به پیرهنش به پاره پاره معجرش
‏میخندیدن، به چادری که سوخته بود دور و برش
‏چادری که، دوست داشت اونو قدر تموم آسمون
‏یادگاری، نیم سوخته از خیمه ی سبز عمو جون
‏رقیه 3

شاعر : عبدالله باقری

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه(س) -( قلبش شکسته بود و نگاهش به راه بود ) * وحید کردلو

1348

شهادت حضرت رقیه(س)  -( قلبش شکسته بود و نگاهش به راه بود ) قلبش شکسته بود و نگاهش به راه بود
پژمرده از ندیدن خورشید و ماه بود

با آنکه رنگ چادر او رفت در مسیر
از هر طرف اسیر هجوم نگاه بود

در انزوای غربت و در انحصار غم
کار مدام روز و شبش اشک و آه بود

پشت ستم شکست ز طوفان گریه اش
او یک تنه برای خودش یک سپاه بود

با آنکه نور ماه به چشمش نمی رسید
گلدسته های نیزه برایش پناه بود

آیینه بود و هر قدم از کینه ها شکست
این سنگ ها تقاص کدامین گناه بود؟

مرگ رقیه خورد رقم در خرابه! نه!
شاید زمان رد شدن از قتله گاه بود

شاعر : وحید کردلو

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

واحد شهادت حضرت رقیه (س) -( توی خرابه بی پناه گوشه نشینْ دخترِ شاه ) * افشین منصوری فر

1631
-1

واحد شهادت حضرت رقیه (س) -( توی  خرابه  بی  پناه گوشه نشینْ دخترِ شاه ) توی خرابه بی پناه
گوشه نشینْ دخترِ شاه
خیلی بلا کشیده و
توی دلش حسرت و آه

دخترکی که پُر بلاست
ذکرِ لباش بابا باباست
چشاش خیس و بارونیه
فقط میگه ؛ بابام کجاست؟

نور دو عینم بابا حسینم…

وقتی سر بابا رو دید
گریه اَمونش رو برید
آروم و بی رمق میگفت:
ای وای بابام شده شهید

( درد دل سوزناک حضرت
رقیه "سلام الله علیها"
در کنار رأس مطهر بابا ):

آیا تو بابای منی؟
پس چرا حرف نمیزنی؟
به من بگو ، بابا جونم:
مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی؟

نور دو عینم بابا حسینم…

رنگ رخم بابا پَرید
قدم ز غم ببین خَمید
از بس بلا کشیده ام
جونم دیگه به لب رسید

ببین موهام شده سپید
رُقَیَتْ رو خارا دوید
یه عدّه بی حیای پست
بابا تو

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه (س) -( به روى دامن من امشب استراحت کن ) * احمد شاکری

1354
-1

شهادت حضرت رقیه (س) -( به روى دامن من امشب استراحت کن ) به روى دامن من امشب استراحت کن
چو من به خاک نشينى بيا وعادت کن
چقدر دور سر روى نيزه پر بزنم
بمان و مثل هميشه کمى محبت کن
بگو که اين همه زخم از کجاست روى لبت
برايم از سر بازار شام صحبت کن
ببر مرا که به بزم شراب جايم نيست
مرا ز تير تماشاى شمر راحت کن
نديده اى که چه کردند مردم کوفه
به حال و روز لباسم دوباره دقت کن
گرفته چادر من را به دخترش داده
ميان حال من و او خودت قضاوت کن
کشيد گوش مرا، گوشواره را، گفتم
بزن تو هم که يتيمم بگيرغارت کن

شاعر : احمد شاکری

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( به عشق تو دل سپردم، چه غمهایی که نخوردم ) * رضا تاجیک

1294

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( به عشق تو دل سپردم، چه غمهایی که نخوردم ) به عشق تو دل سپردم، چه غمهایی که نخوردم
تا حالا هم من به عشق، سرت رو نیزه نمردم
می سوزم برای حنجر تو
می سوزم شبیه مادر تو
می سوزم به پای خواهر تو 2
اسیری چون من پیدا نمیشه غم از قلب زارم پا نمیشه
گره از مویی که سوخته، وا نمیشه
حسین جان حسین اباالغریب 4

من و شام و بی قراری، من و اشک و آه و زاری
بلند میشم پیش پاهات، ولی تو که پا نداری
باباجون تو شهر بی وفایی
عزیزم! به روی نیزه هایی؟
بگو که چرا از من جدایی 2
به عشق تو من طاقت میارم به روی این خاکا سر میذارم
منی که هر شب زیر لگدها، خواب ندارم
حسین جان حسین اباالغریب 4

چشایی که تار تاره، به دستای نیزه داره
چی میشد یک دم سرت رو، توی آغوشم بذاره
نی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

نوحه شهادت حضرت رقیه (س) -( می میرم، امشب جان عمه، از دوری بابا ) *سید حسین خدایار

1822
1

نوحه شهادت حضرت رقیه (س) -( می میرم، امشب جان عمه، از دوری بابا ) می میرم، امشب جان عمه، از دوری بابا
خم گشته، زیر بار غصه، قد من چو زهرا
سنگ کین خورده ام، ای پدر از سر بام
جان به لب گشتم از، خنده مردم شام
واویلا واویلا ابتا یا حسین جان 2

ای بابا، آمدی در خرابه، بهر دیدار دختر
جان من، ای عمه برایم، یک معجر بیاور
با خود ببر مرا، نکنی استخاره
تو مپرس از من و گوش و از گوشواره 2
واویلا واویلا ابتا یا حسین جان 2

شاعر : سید حسین خدایار

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

شهادت حضرت رقیه (س) -( دوباره روضه ی با آب وتاب میگیرم ) * محسن حنیفی

1577

شهادت حضرت رقیه (س) -( دوباره روضه ی با آب وتاب میگیرم ) دوباره روضه ی با آب وتاب میگیرم
من ازمراثی ام آخر جواب میگیرم

سه روز کرده کفن چون تن تو را خورشید
عزا برای تو با آفتاب میگیرم

پر است چهره ام از روضه های مکشوفه
ولی ز چشم تو بابا حجاب میگیرم

نشسته ام که برای سر تو گریه کنم
عزا برای سرت با رباب میگیرم

خدا کند که سرت را سوی نجف ببرند
برای تو کمک از بوتراب میگیرم

برای شستن زلفت که دست شمر افتاد
نشسته ام ز سرشکم گلاب میگیرم

من انتقام تو را از تنور و خاکستر
من انتقام تو را از شراب میگیرم

من از شنیدن لفظ ، کنیز بیزارم
من از شنیدن آن اضطراب میگیرم

شبیه آینه ای با شکست دندانت
شکسته ام سوی مرگم شتاب میگیرم

شاعر : محسن حنیفی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( مثه عمه زینب برات جنگیدم من ) * امیر حسن سالاروند

1609
1

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -(  مثه عمه زینب       برات جنگیدم من ) مثه عمه زینب برات جنگیدم من
تو شام و تو کوفه چه چیزا دیدم من
باید برای عشقت بجنگی
باید برای عشقت بمیری
باید یادگارای عشق و
تو از دشمنا پس بگیری!
دیگه پیر شدم از بس گفتم بیا و نیومدی
زمین گیر شدم از بس گفتم بیا و نیومدی
*****
گرفتم من شامو مثه روز خیبر
با بغض تو سینم با این چشمای تر
باید بپای عشقت بسوزی
باید با درد دوری بسازی
باید که با فراق و جدایی
خلاصه یه جوری بسازی
موهام شد سفید از بس گفتم بیا و نیومدی
قده من خمید از بس گفتم بیا و نیومدی
*****
علمداری کردم با دستای بسته
نمازامو خوندم ولیکن بنشسته!
باید براهه عشقت بشینی!
باید سزای عشقو بدونی
باید ببوسی لبهای یارو
اگرچه باشه روش خاک و خونی
شک

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:23
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 جابر عابدی

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( آبله هام دوباره شر شد ) * جابر عابدی

1482
1

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( آبله هام دوباره شر شد  ) آبله هام دوباره شر شد بودنم آخرش ضرر شد
معجرمو آتیشا بردن موهای سوخته درد سر شد
زخم دل کاروون شدم، ناتوون شدم، یک شبه بابا لکنت گرفتم
دردامو با نی دوا زدن، بی هوا زدن، هر چی ام نزن نزن که گفتم
کاشکی بابا رقیه تو نداشتی
رفتی منو با غصه جا گذاشتی
بابا بابا بابا بابا 2

گل داده غنچه های زخمام سفید شده سیاه چشمام
بلند میشم صدبار میوفتم بی حسّه بسکه دست و پاهام
نمیشنوم هیچ صدایی رو، هیچ نوایی رو، از همون روزی که زجر بهم زد
تو دست و پا گم شدم بابا، موندم چرا، وحشیونه میزدش یه نامرد
کاشکی بابا رقیه تو نداشتی
رفتی منو با غصه جا گذاشتی
بابا بابا بابا بابا 2

شاعر : جابر عابدی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:37
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( دوباره توشب تنهائي * ديدي خوابم نبرد بابائي ) * رضا تاجیک

1293

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( دوباره توشب تنهائي * ديدي خوابم نبرد بابائي  ) دوباره توشب تنهائي * ديدي خوابم نبرد بابائي * بيا برام بخون ( لالائي) ٣
ميبيني موي سرم ميسوزه * بازم چشاي ترم ميسوزه
گهواره ميبينم و قلب من* براي برادرم ميسوزه
قرآن بخون منكه ندارم خيزرون * لبهام شده مثه لباي تو پر زخون

جلوي چشم اين كافرها* به رو ني توي دلبرها* سري داري بابا (تو سرها)٣
ميدوني بابا دلم حساسه* ديكه پره غصه و احساسه
شبا كه ميشه توي اين قلبم * خاطره هاي عمو عباسه)
كارمارو ميبيني كشيده تاكجا* پرت ميكن لقمه نوني به سمت ما

تازيونه برام تسكينه* زنجير رو شونم سنگینه* گريه ولي برات (شيرينه) ٣
بااينكه توكوچه سرگردونم* بابا به پاي غمت می مونم
زدست عدو همش توسجدم * ميبيني چطور نماز ميخون

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:52
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( سلام بابا، بالاخره، یادی ام از ما کردی ) * عبدالله باقری

1445

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( سلام بابا، بالاخره، یادی ام از ما کردی ) سلام بابا، بالاخره، یادی ام از ما کردی
به دل من، افتاده بود، یه روزی بر میگردی
قهری بابا؟، حرفی بزن، با دخترت چه سردی
نه به اونکه، قصه میگفتی هر شب از حیدر و خیبر
نه به حالا، که ساکتی حرفی بزن سر مطهر
مَنِ الّذی أیتَمَنی بابا حسین ۲

لب تو زخمیه بذار، قصه ها رو من بگم
از اون شبی، که مادر و، دیدم با قامت خم
قصهء زجر، اینکه چرا، حجم موهام شده کم
اون لحظه ای، که زجر اومد، بابا نمیکنم فراموش
بوی تو رو، حس کرد از خون پای اسب، رفت مادر از هوش
مَنِ الّذی أیتَمَنی بابا حسین ۲

با اینکه بوده عمه جون، واسم همیشه همدم
از یه سؤالم همیشه، طفره میره میدونم
جواب این سؤال من، هنوزم مونده مبهم
مگه کوفه، دعوت ن

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

دودمه شهادت حضرت رقیه (س) -( ای پدر ای پدر از چه تو خونین دهنی ای پدر ) * امیر حسین الفت

2300
2

دودمه شهادت حضرت رقیه (س) -( ای پدر ای پدر از چه تو خونین دهنی ای پدر ) ای پدر ای پدر
از چه تو خونین دهنی ای پدر
من الّذی أیتَمَنی ای پدر ۲

وای من وای من
پدر فدای سر نورانیت
سنگ جفا که زد به پیشانیت ۲

شاعر : امیر حسین الفت
_______________________
@amirhoseinolfat

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:09
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( ای جان من همزبان من ) * رضا تاجیک

1383

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( ای جان من    همزبان من ) ای جان من همزبان من فرش راه تو گیسوان من
باباجونم مو پریشون شدی مهمون من
هستی یک بوسه بدهکار طلبت جون من
گریه میکنم توکاخ ستم شام و کوفه رو می ریزم به هم
حسین 4

سهم من غم سهم تو نیزه رو سرم داره لاله می ریزه
روضه می خونم برای تو با قلب غمین
ارتفاع ناقه ی من زیاده از زمین
با سر افتادم پیش مادرم سیاهی میرفت چشای ترم
حسین 4

می سوزه باز تاول پاهام بی دلیل نیستش سرخی چشمام
دختر زار و گرسنه شده باز دردسر
هوس یک لقمه ی نون کرده ام ای پدر
مث تو شدم ای امام من ای شهنشه تشنه کام من
حسین 4

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( چقدر سرده هوای این خرابه ) * احسان پیریابی

12861
23

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س) -( چقدر سرده هوای این خرابه ) چقدر سرده هوای این خرابه
نمیذاره آدم یه کم بخوابه
بخوابه لا اقل تو خواب ببینه
باباش اومده و تو دستاش آبه
بابا بیا دلم خیلی شکسته ببین عمه سر و دستم و بسته
ببین که دخترت تو این دل شب روی خاک سیاه غم نشسته
یه لحظه خوابیدم خوابتو دیدم دل من روشنه امشب میایی
همه میگن سفر رفتی باباجون بیا دیگه سفر بسه بابایی
کجایی بابایی ای داد بیداد 4

چقدر سخته خدا لحظه ی دیدار
کمک بگیری از سنگای دیوار
به زحمت پاشی و بازم بیوفتی
همه دنیا میشه رو سرت آوار
بابا بیا که با سختی رسیدم پی قافله ی سرا دویدم
توی تاریکی ها وقتی جا موندم یه سیلی خوردم و چیزی ندیدم
بابایی جون ببین که حوری تو مثل پیر زنا موهاش سپیده
ببین که

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:41
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( بابا چشامو روی هم میذارم ) * رضا تاجیک

1425
1

زمینه شهادت حضرت رقیه (س) -( بابا چشامو روی هم میذارم   ) بابا چشامو روی هم میذارم با دیدن خواب تو بی قرارم
پذیرفته ام که بابا ندارم 2
به خدا قسم به سرت روی نیزه ها قسم
به چشات قسم به شرافت کربلات قسم
که من نوه ی حیدرم
اگرچه شکسته پرم
باید بزنم توی شهرشون یه حرم 2
تَوَکَّلتُ عَلی الله
أنا بنتُ أباعبدالله

تو موج داغ تو دریا ترینم بابا از عشق تو شیدا ترینم
سر تا به پا من زهرا ترینم 2
علمت کجاست تو به من بگو که خاتمت کجاست
پیکرت کجاست تو نپرس ازم که معجرت کجاست
سرت به روی نیزه ها
تنت رو زمین بلا
باید که کنم زنده یاد کرببلا 2
تَوَکَّلتُ عَلی الله
أنا بنتُ أباعبدالله

من طفلی از خاندان امیرم خوابو ز چشمای نحسش میگیرم
چون که ز نسل پاک غدیرم 2
مثه مادرم را

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد