شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس
 رضا رسولی

"زمینه حضرت رقیه س" -(قد دنیا ماتم دارم) * رضا رسولی

2654
3

"زمینه حضرت رقیه س" -(قد دنیا ماتم دارم) "زمینه حضرت رقیه س"
سبک : زمینه ۲۲

قد دنیا ماتم دارم
غصه ی دمادم دارم
اشک دیده هام میباره
توی سینه من غم دارم

حال من شده رو به زوال
رقیه ت شده بی پر و بال
عمه جان دم آخری کن ـ من رو حلال

دیگه من ـ شدم از دست این دنیا سیر
(عمه جان ـ غم بابام منو کرده پیر)
**
دیدنیه حال زارم
اشک و آه و ناله س کارم
عمه تو غریبه نیستی
آرزوی مردن دارم

همه جا(توی شهر) حرف من پیچیده
میگن که قامتم خمیده
میگن از یه ساله ای که ـ مو سفیده

دیدنم ـ اومدن از صغیر و کبیر
(عمه جان ـ غم بابام منو کرده پیر)
**
از زمونه دل بریدم
کاشکی بابامو میدیدم
کاش میشد فقط یک لحظه
باز صداشو من میشنیدم

دلتنگم برای بابایی
جاش خیلی خالیه

  • سه شنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 جواد کلهر

بنت الحسین(ع) -( روزی که صبح تیره به خلق جهان دمید ) * جواد کلهر

1411
1

بنت الحسین(ع) -( روزی که صبح تیره به خلق جهان دمید ) روزی که صبح تیره به خلق جهان دمید
باد مخالف از طرف کربلا وزید

عالم گریست در غم مظلومی حسین
از صدر زین فتاد و به گودال شد شهید

تنها برای جن و ملک نیست اشک و آه
آتش به قلب آدمیان از غمش رسید

از تل زینبیه به گودال خیره شد
آن خواهری که از همه هستیش دل برید

بعد از وداع خامس آل عبا حسین
طفل سه ساله روی پدر را دگر ندید

بود او عزیزتر ز همه در برش مگر
پیرمغان مراد و بود دخترش مرید

راس پدر به نیزه شد و او نظاره کرد
قرآن به روی نی ز سر پر ز خون شنید

ترسی نداشت از ره تاریک و خارها
اما میان راه خدایا چها کشید

از ضرب دست سیلی جنگاوران دون
رویش کبود گشته و شد موی او سپید

سوغاتی سفر که فقط تیرها نبود

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 21:36
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

مدح حضرت رقیه (س) -( عشق کاری به قیل و قال ندارد ) * محمد جواد پرچمی

2981

مدح حضرت رقیه (س) -( عشق کاری به قیل و قال ندارد ) عشق کاری به قیل و قال ندارد

عاشقی حرف جز کمال ندارد

شاه عشّاق که مثال ندارد

باغ او میوه‌ای کال ندارد

نخل‌های علی نهال ندارد

غیر راه علی مسیر ندیدم

داخل خانه‌اش صغیر ندیدم

سر بلندند؛ سر به زیر ندیدم

من در این خانه غیر شیر ندیدم

شیر بودن که سنّ و سال ندارد

چون شده حیدری تبار؛ رقیّه

هست اعجوبه‌ی وقار؛ رقیّه

مثل عمّه شد استوار؛ رقیّه

گرچه دیده سه تا بهار؛ رقیّه

در کمالات؛ او مثال ندارد

بر رخ او خدا نقاب کشیده

روی او پرده‌ی حجاب کشیده

جای چشمانش آفتاب کشیده

صورتش به ابوتراب کشیده

حیف در زندگی مجال ندارد

خوشی از عمر خویش دیده؟ ندیده

نازدانه‌ست ناسزا نشنیده

پابرهنه به روی خار دو

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 19:43
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

یا رقیه بنت الحسین -( اومدم برا لبت دعا کنم ) * محمد جواد پرچمی

2064

یا رقیه بنت الحسین -( اومدم برا لبت دعا کنم ) اومدم برا لبت دعا کنم
تو خرابه ها خدا خدا کنم
نوه فاطمه هستم اومدم
روزگار یزید و سیا کنم
""""
اومدم کار ثواب کنم برم
نقششو نقش برآب کنم برم
با همین دستای بستم اومدم
روسرش کاخ و خراب کنم برم
"""
عمه از قدکمونم حرف میزد
از دل غرق به خونم حرف میزد
گله یزید و به عموم بکن
خیلی بد با عمه جونم حرف میزد
""""
هیچکسی مثل من عاشق نمیشه
مث گلبرگ شقایق نمیشه
هرچیم مرهم بیاری دیگه این
دخترت دختر سابق. نمیشه
"""""
به صدای ما کسی جواب نداد
دست ما کسی یه قطره آب نداد
زجر به جای خودش اما هیچ کسی
مث حرمله منو عذاب نداد
"""""
رمقی تو پام نمونده بابایی
سو برا چشام نمونده بابایی
شونه به موم نزدی ام نزدی
چیزی از موه

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 19:45
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(نوری افشاندی بر این ویرانه منزل با سرت) * حسن ثابت جو

925

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(نوری افشاندی بر این ویرانه منزل با سرت) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
نوری افشاندی بر این ویرانه منزل با سرت
آمدی منت نهادی بر سر این دخترت
از لب و خاکستر و دندان بپرسم یا بگو
پس كجا جا مانده بابا پاره های پیكرت؟

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

متن شعر شهادت حضرت رقیه (س) -( از ضربِ سیلی بابا ) * هستی محرابی

6162
6

متن شعر شهادت حضرت رقیه (س) -( از ضربِ سیلی بابا ) از ضربِ سیلی بابا، صورتِ من کبوده (2)
کاشکی اون شب رقیه، در آغوشِ تو بوده (2)
دلتنگم از فراقت، اشکِ چشامو ببین (2)
دردِ یتیمی واسه، سه ساله خیلی زوده (2)

از بیقرای تو، چه غصه ها که خوردم (2)
عمه نبود تا حالا، از غمِ تو می مردم (2)

بابا گلِ امیدم، آخه سیرت ندیدم (2)

گوشواره مو ز گوشم، یه ظالمی کشیده
این لاله ی گوشامو، با پنجه هاش دریده
گیسوی نازکم رو، تو مشتِ خود پیچیده
پا شو تو آرومم کن با حلقومِ بریده

از دوری تو بابا، دلگیر و دل غمینم (2)
این آرزومه حتی، تو رو تو خواب ببینم (2)

بابا گلِ امیدم ، ای لاله ی شهیدم (2)

مگه خودت، نگفتی میای پیشم میمونی
لالاییِ بابا رو، بازم برام میخونی
برات ک

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:18
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(روزگاری که بی تو سر می شد) * حسن ثابت جو

1450
4

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(روزگاری که بی تو سر می شد) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
روزگاری که بی تو سر می شد
دشمنِ خیره، خیره تر می شد
هر کجا قصد ضربه بر من داشت
عمه ام زودتر سپر می شد

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:39
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(چو زینب خواهرم تنها رقیه است) * حسن ثابت جو

952

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(چو زینب خواهرم تنها رقیه است) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
چو زینب خواهرم تنها رقیه است
گرفتار غم بابا رقیه است
بگریم تا کنم بر او نظاره
شبیه مادرم زهرا رقیه است

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:40
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

متن شعر شهادت حضرت رقیه (س) -( جانم، ای طفلکِ زار و صغیر ) * هستی محرابی

1407
1

متن شعر شهادت حضرت رقیه (س) -( جانم، ای طفلکِ زار و صغیر ) جانم، ای طفلکِ زار و صغیر
جانم، ای زخمِ تن از تیغ و تیر
جانم، گشتی گرفتار و اسیر

آهِ جانسوزِت به گوشِ پِدَر آمد، ای سه ساله دخترِ من (۲)
دخترم اشکِ من از آهَت در آمد، ای تو یاسِ پرپرِ من (۲)

بابا، بر دست و پایِ تو طناب
بابا، زخمِ تو بی حدّ و حساب
بابا، جان داده ای کنجِ خراب

ای وا، إِذَا النُّجُومُ نْکَدَرَتْ
ای وا، إِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ
ای وا، بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

***************

خیز و بین بابا به شوقِ دختر آمد، دخترِ بی معجرِ من (۲)
بین پِدَر چون پا ندارد با سر آمد، خفته صحرا پیکرِ من (۲)

جانم، ای لاله ی چنگِ بلا
جانم، دیگر نزن تو دست و پا
جانم، آتش فکندی در سما

ای وا، إِذَا الْ

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت رقیه (س) -( عمه جون سینه ام خسته ی درده ) * هستی محرابی

1687

شعر شهادت حضرت رقیه (س) -( عمه جون سینه ام خسته ی درده ) عمه جون سینه ام خسته ی درده
قصه ی کربلا آه چه سرده
بگم از صحنه ی تلخِ اسیری
تا بدونی عدوم با من چه کرده

عمه جونم ببین دلم کبابه
قصه ی این سفر برام سرابه
سرا پا وجودم در اضطرابه
حال و روزم ببین چقد خرابه

وقتی خنجرش رو عدو میگیره
رقیَت ترسِ او میخواد بمیره
با دو دستش داره گیسو میگیره
با دو پاهاش منو نشونه میره

بس ز داغِ پدر آزرده بودم
ناقه می رفت و من افتاده بودم
اون شب از قافله جا مونده بودم
اینو من توی گوشت خونده بودم

امشب این جاده ها چه بی گریزه
تیغِ این کوره راه ببین چه تیزه
عمه جون کفِ پام داره میسوزه
داره از تاولاشم خون میریزه

هر چه خاره امشب جلوی پامه
هر چه آهه امشب توی نگامه
هر چه ب

  • یکشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:50
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(چه سازم من به حالِ زارم عمه) * حسن ثابت جو

1101
1

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(چه سازم من به حالِ زارم عمه) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
چه سازم من به حالِ زارم عمه
از آن سیلی ببین بیمارم عمه
بگو با بچه های شهر طعنه
كه من بابای خوبی دارم عمه

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:40
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(رقیه عالمی باشد گدایش) * حسن ثابت جو

1326

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(رقیه عالمی باشد گدایش) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
رقیه عالمی باشد گدایش
تمام عمر من گردد فدایش
خدا قسمت کنی روزی ببینم
ضریح کوچک امّا با صفایش

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:41
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

زمینه سوزناک حضرت رقیه(س) (کربلایی میلادرهبر قم مقدسه) *

896

زمینه سوزناک حضرت رقیه(س) (کربلایی میلادرهبر قم مقدسه) ▪️◾️▪️◾️▪️◾️▪️◾️▪️
زمینه حضرت رقیه سلام الله علیها
شعروسبک:کربلایی میلادرهبر(قم مقدسه)
?????????
بنداول
تواین شبای تاریک ستاره ام مبهوته
خواب میدیدم بابایی سرم روی بازوته
دست خودم نیست که این اشکم سرازیره
یادتومی افتم باز خواب ازسرم میره۲
بابایی//کجایی//دلم برات تنگه
بابایی//میبینی//قلب ایناسنگه
بابایی//صورتم//نیلی وخوش رنگه
?بابایی منوببرازاین خرابه?
?بابایی حال دلم خیلی خرابه?
?????????
بنددوم
منوببر بابایی خسته ازاین دنیامو
کارم شده میشمارم تاولای پاهامو
تادیدن آب آورنیست حرفای بدمیزدن
باهربهونه بابا بهم لگد میزدن۲
بابایی//دیدی زجر//کشیده گیسومو
بابایی//دیدی زجر//شکسته ابرومو
بابایی//دیدی ز

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 08:26
  • نوشته شده توسط
  • میلادرهبر
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(دلم بی تاب می بینم پدر جان) * حسن ثابت جو

742
1

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(دلم بی تاب می بینم پدر جان) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
دلم بی تاب می بینم پدر جان
تو را نایاب می بینم پدر جان
برای دیدن قدری نوازش
تو را در خواب می بینم پدر جان

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(امان از دختری که خسته باشد) * حسن ثابت جو

1435

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(امان از دختری که خسته باشد) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
امان از دختری که خسته باشد
و قلب کوچکش بشکسته باشد
امان از دختری، کنج خرابه
سری بر دامنش بنشسته باشد

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:43
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

حضرت رقیه سلام الله علیها (شهادت) -(از ضربِ سیلی بابا صورتِ من کبوده، کاشکی اون شب رقیه در آغوشِ تو بوده!) * هستی محرابی

1333
1

حضرت رقیه سلام الله علیها (شهادت) -(از ضربِ سیلی بابا صورتِ من کبوده، کاشکی اون شب رقیه در آغوشِ تو بوده!) #زمینه_احساسی_و_جانسوز_حضرت_رقیه #سلام_الله_علیها_سبک_نوشته
#مناجات_شب_سوم_حضرت_رقیه_س

از ضربِ سیلی بابا، صورتِ من کبوده
کاشکی اون شب رقیه، در آغوشِ تو بوده
دلتنگم از فراقت، اشکِ چشامو ببین
دردِ یتیمی واسه، سه ساله خیلی زوده

از دردِ دوریِ تو، چه غصه ها که خوردم
عمّه نبود تا حالا، از غمِ تو می مردم

بابا گلِ امیدم، آخه سیرت ندیدم

گوشواره مو ز گوشم، یه ظالمی کشیده
این لاله ی گوشامو، با پنجه هاش دریده
گیسوی نازکم رو، دورِ دَساش پیچیده
پا شو تو آرومم کن، با حلقومِ بریده

از دوریِ تو بابا، دلگیر و دل غمینم
این آرزومه حتی، تو رو تو خواب ببینم

بابا گلِ امیدم ، ای لاله ی شهیدم

مگه خودت نگفتی میا

  • جمعه
  • 28
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 17:20
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(چرا خون، هر دو لب های تو بسته؟) * حسن ثابت جو

922

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(چرا خون، هر دو لب های تو بسته؟) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
چرا خون، هر دو لب های تو بسته؟
و خاکستر به موهایت نشسته؟
کجا بودی پدر که غرق خونی؟
بگو پیشانی ات را کی شکسته؟

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:44
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(از آن شب سرفه با شدت گرفتم) * حسن ثابت جو

863

دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س) -(از آن شب سرفه با شدت گرفتم) دوبیتی شهادت حضرت رقیه(س)
از آن شب سرفه با شدت گرفتم
تبِ سردِ بلند مدت گرفتم
الهی زجر، دستت خشک می شد
ز ضربِ سیلی ات لکنت گرفتم

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:46
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل شهادت حضرت رقیه(س) -(دوای گریه به حالم طبابتی دارد) * حسن ثابت جو

877

غزل شهادت حضرت رقیه(س) -(دوای گریه به حالم طبابتی دارد) دوای گریه به حالم طبابتی دارد
دلم به روضه ی امشب چه عادتي دارد
حضور دل، دل مضطر، و اشک دریایی
يقين كه فاطمه بر من عنايتي دارد
ز دست خسته پرِ چادرش نمی افتد
به سن کوته اش اما نجابتي دارد
مصیبتی به بلندای دیدن سر نیست
وداع ياس سه ساله حكايتي دارد
تمام عقده‌ي ما سن و سال اين بي‌بي‌ست
مگر كه سيلي بر او حلاوتي دارد؟
دو چشم تار و کبودی صورت ماهش
ز شرح سيلي مادر اشارتي دارد
به ساق پای شکسته قسم به قد خم
كجا سه ساله چنين قد و قامتي دارد؟
دلم به لرزه درآمد خرابه غوغا شد
يزيد از این همه غم خواب راحتي دارد؟
رقیه سر به بغل ناگهان زمین افتاد
میان ذکر پدر هم عبارتی دارد
تمام صبر رقیه مرا ببر بابا
مگر که طفل

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:49
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزلی در زبان حال حضرت رقیه(س) -(ما كجا و كربلا و اشك چون هامون كجا؟) * حسن ثابت جو

877
1

غزلی در زبان حال حضرت رقیه(س) -(ما كجا و كربلا و اشك چون هامون كجا؟) ما كجا و كربلا و اشك چون هامون كجا؟
شهر شام و سوز و آه و این دلِ مجنون كجا؟
كنج ویرانه شده خلوتگه غم های من
من كجا و این دلِ افسرده و محزون كجا؟
دختر شاه شهانم شه پرِ عشقِ حسین
ضربه های تازیانه جسمِ درد افزون كجا؟
خانه ی ما قبله ی اهلِ ‌صفا بودش ولی
این خرابه، مجلس نامحرم و افسون كجا؟
یك شب از ناقه به صحرای جفا افتاده ام
پای بی جان، جسم لرزان، سیلی ملعون كجا؟
با نگاه قطره خونی من پریشان می شدم
بر سر نی دیدن رأس عمو گلگون كجا؟
من به دامان پدر هر شب به ناز و غمزه ها
چشم تار و دست زخمی، این سرِ پر خون كجا؟
می شوم آماده با بابای خود راهی شوم
ای پدر گوشم به فرمانت بگو اكنون كجا؟

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:51
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

حضرت رقیه سلام الله علیها -( بر فاطمه نور دو عینی) * رضا یعقوبیان

703

حضرت رقیه سلام الله علیها -( بر فاطمه نور دو عینی) حضرت رقیه سلام الله علیها
بر فاطمه نور دو عینی
شمع وجود عالمینی
رقیه و بنت الحسینی
مولاتنا مدد رقیه (3)
********
غنچه ای از باغ پیمبر
آئینه زهرای اطهر
زینب خصائل، نجل حیدر
مولاتنا مدد رقیه (3)
********
نور دل اهل ولایی
پیغمبر کرب و بلایی
دخت حسین سر جدایی
مولاتنا مدد رقیه (3)
********
آل عبا را محوری تو
از زینبین دل می بری تو
در جود و رحمت محشری تو
مولاتنا مدد رقیه (3)
********
صحن و سرایت آرزویم
مهر و ولایت آبرویم
امشب نما نگه به رویم
مولاتنا مدد رقیه (3)
********
کس چون تو رنج و غم ندیده
نه کسی دیده نه شنیده
دیدی به نی سر بریده
مولاتنا مدد رقیه (3)
********
امان از ظلم کوفه و شام
بر تو رسیده

  • یکشنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 22:26
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -(دست من و نگاه من سوی شما رقیه جان) * حسن ثابت جو

1827
2

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -(دست من و نگاه من سوی شما رقیه جان) دست من و نگاه من سوی شما رقیه جان
شوق زیارتت شده درد و دوا رقیه جان
نوگل هاشمی نسب بنتِ حسین فاطمه
معرفتی ز جودِ خود كن تو عطا رقیه جان
شبیه مادر حسین سیرت و صورت شماست
فاطمه ی كوچكی و پر از صفا رقیه جان
به جان عمه زینبت که از غمت کباب شد
دلِ خریدار مرا بده جلا رقیه جان
پای قیام کربلا سن کمت فدا شده
بده كمی به روحِ من درس‌ِ وفا رقیه جان
مرحمتت نیازِ من دختر دلبند حسین
روی جواز من بزن مهرِ ادا رقیه جان
دو دست كودكانه ات گره گشای مشكلم
نوکر خسته می زند تو را صدا رقیه جان

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:52
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

حضرت رقیه سلام الله علیها -(شمع جمع عالمین بر حسین نور دو عین) * رضا یعقوبیان

170

حضرت رقیه سلام الله علیها  -(شمع جمع عالمین  بر حسین نور دو عین) حضرت رقیه سلام الله علیها
شمع جمع عالمین بر حسین نور دو عین
بر لب عالم بود ذکر یا بنت الحسین
تو گلی از گلشن پیغمبری
فاطمی سیرت ز نسل حیدری
یا رقیة الحسین (4)
********
نور چشم اولیا هستی خون خدا
از تو بر جان می رسد عطر و بوی کربلا
ای تمام عالم هستی فدات
جنت شیعه بود صحن وسرات
یا رقیة الحسین (4)
********
من نِیَم بیگانه ات گشته ام دیوانه ات
تا نفس آید برون سائلم بر خانه ات
یا رقیه گشته ام مهمان تو
ریزه خوار سفره احسان تو
یا رقیة الحسین (4)
********
شکر لله تا ابد با تولای توام
در تمام طول عمر در تمنای توام
آرزویم دیدن کوی شماست
دستهای خالیم سوی شماست
یا رقیة الحسین (4)
********
یا رقیه داغ تو زد

  • دوشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزلی در مدح حضرت رقیه خاتون(س) -(بر طاق جنّان حك شده سیمای رقیه) * حسن ثابت جو

1918
3

غزلی در مدح حضرت رقیه خاتون(س) -(بر طاق جنّان حك شده سیمای رقیه) بر طاق جنّان حك شده سیمای رقیه
خورشید اسیرِ رخِ زیبای رقیه
مهتاب كه شبها دل عالم برباید
یك نور ز رخسارِ دل آرای رقیه
دل در حرمش سجده كنان حلقه به گوش است
چون منتظرِ بخشش فردای رقیه
گر هر دو جهان ابر شود اشك بریزد
یك قطره ز هر آبله ی پای رقیه
هر کس نگذارم به دلم پای گذارد
زیرا كه حریم دلِ من جای رقیه
او راه رود اهلِ حرم مستِ نظاره
اشكِ پدرش از قد و بالای رقیه
در عمر خود کمش آیینه ی حضرت زهرا
این گونه شباهت غم بابای رقیه
با این كه غم كرب و بلا سخت گران است
سنگین تر از آن ناله و غم های رقیه

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:53
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

حضرت رقیه (س) گهی در خواب گاهی میشوم بیدار میترسم * رامین برومند

1046
3

حضرت رقیه (س) گهی در خواب گاهی میشوم بیدار میترسم گهی در خواب گاهی میشوم بیدار میترسم
پدر شاید من از غم گشته ام بیمار میترسم!؟

از آن روزی که از پیشم تورفتی مانده ام گریان
در این چند روز از عمرم شدم بیزار میترسم

پدر یادت میآید آن شبی که گم شدم در راه
از آن روز از شب و از آسمان تار میترسم

هوا تاریک بود ،تاریکیه محض و منم تنها
از این کابوس،هر شب میشود تکرار میترسم

صدایت میزدم قبلا ولی بی ترس و بی وحشت
میآیم حرف بابا را کنم اظهار میترسم

آخه تا من صدایت کردم هرجا کعبه نی خوردم
من از اصوات ناهنجار آن ابزار میترسم

زحال مستی و دیوانگیه زجر میترسم
من از آن نعره های مردک غدّار میترسم

گهی در خواب میبینم که سیلی از قفا خوردم
گهی با دیدن آن مجلس اغ

  • سه شنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 03:52
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نورقلب اهل ولا -(تو نور قلب هر اهل ولایی یا رقیه) * رضا یعقوبیان

90

نورقلب اهل ولا -(تو نور قلب هر اهل ولایی یا رقیه) تو نور قلب هر اهل ولایی یا رقیه
سه ساله دختر خون خدایی یا رقیه
********
تویی یار و مددکار تمام مردم عالم
چنان بابت حسین صاحب لوایی یا رقیه
******
گرفتاران عالم را توای سرمایۀ هستی
چنان زهرا کنی مشکل گشایی یا رقیه
******
نه تنها داروی هر درد بی درمان مایی تو
به درد عالم هستی دوایی یا رقیه
******
بود جود و سخا شرمندۀ احسان و جود تو
که سرتا پا همه جود و سخایی یا رقیه
*******
بسویت ای گل خلوت نشین بزم انس عشق
بود دستان هر شاه و گدایی یا رقیه
*********
بود صحنین تو جنّت برای شیعۀ مولا
حریم تو عجب دارد صفایی یا رقیه
*******
به شهر کوفه و شام بلا چون عمّه ات زینب
سفیر خردسال کربلایی یا رقیه
******
کن

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

عزیز بابا -(از نسل پاک مرتضایی دخت شه کربلایی) * رضا یعقوبیان

86

عزیز بابا -(از نسل پاک مرتضایی دخت شه کربلایی) از نسل پاک مرتضایی
دخت شه کربلایی
تو شمع جمع عالمینی
تمام هست زینبینی
نور دو دیده ی حسینی
مظلومۀ عالم رقیه (۳)
******
ای نوۀ شاه ولایت
جان همه عالم فدایت
آیینه زهرا نمایی
سرتا به پا جود و سخایی
پیغمبر کرب و بلایی
مظلومۀ عالم رقیه(۳)
*******
حضرت طاها به تو نازد
حیدر و زهرا به تو نازد
کعبۀ دلهایی رقیه
ثانی زهرایی رقیه
عزیز بابایی رقیه
مظلومه عالم رقیه (۳)
********
از لطف تو مهمانت هستیم
شرمندۀ احسانت هستیم
رقیه جان گر رو سیاهم
آمده ام بر تو پناهم
از کرمت نما نگاهم
مظلومۀ عالم رقیه(۳)
*******
جنت شیعه حرم توست
شامل عالم کرم توست
ای صاحب جود و کرامت
باب الحواعج گشته نامت
بنشسته بر سفره عامت
مظلوم

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

سفیر عشق -(من امید دو عالم گل بستان دینم) * رضا یعقوبیان

288

سفیر عشق -(من امید دو عالم گل بستان دینم) من امید دو عالم
گل بستان دینم
از کرامات حق بر
شیعه حبل المتینم
ای گل محمّدی بابا
آمدی خوش امدی بابا
***
دشمن دین و قران
گرچه کرده اسیرم
کربلا کوفه و شام
برتو بابا سفیرم
ای گل محمدی بابا
آمدی خوش آمدی بابا
****
نجل پیغمبرم من
نوۀ پاک حیدر
همه هستی زینب
جان زهرای اطهر
ای گل محمّدی بابا
امدی خوش آمدی بابا
****
توصفا بخش عالم
برعلی نور عینی
خامس آل احمد
گل زهرا حسینی
ای گل محمّدی بابا
آمدی خوش آمدی بابا
****
آمدی در خرابه
گشته ام از تو ممنون
از غم هجر رویت
شدم ام زار و دلخون
ای گل محمّدی بابا
آمدی خوش آمدی بابا
****
ای گل باغ زهرا
نظری کن به حالم
از ستم ها شکسته
یا حسین پر و بالم
ای گل محمّدی بابا

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

شب سوم محرم_حضرت رقیه سلام الله علیها -(بعد تو میون شعله ها و دود) * مرضیه نعیم امینی

10144
21

شب سوم محرم_حضرت رقیه سلام الله علیها -(بعد تو میون شعله ها و دود) بعد تو میون شعله ها و دود
گُلای خیمه شدن یاس کبود
میدونی بابا من از چی دلخورم
ما بودیم، حرمله بود، عمو نبود

دیگه از غارت گوشواره نگم
دیگه از درد گوش پاره نگم
حال و روز رباب و خودت ببین
دیگه از غارت گهواره نگم

شمع عمرم داره سو سو میزنه
منو هی دشمن بدخو میزنه
حرمله خبر داره که سیدم
لگداشو سمت پهلو میزنه

صد دفه جونم رسیده به لبم
بعد تو پایین نیومده تبم
دس به دیوار میگیرم تا پا بشم
همینم مدیون عمه زینبم

شبا ضرب سیلی افطار منه
شاهدم این چشای تار منه
گوش اون دختری که زد منو رفت
ببین از رو نیزه، گوشوار منه؟

هی بهم میگن: آخه تو دختری
کو بابات که اینطوری در به دری؟
قربون سرت برم، غصه نخور
رو نی اَ

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 09:36
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه نعیم امینی
ادامه مطلب
 محمدرضا نادعلیان

غزل مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها -(ز غصه های لب تو رقیه لال شده) * محمدرضا نادعلیان

2026

غزل مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها -(ز غصه های لب تو رقیه لال شده) #السلام_علیک_یا_رقیه_بنت_الحسین
#شب_سوم_محرم

تمام سهم من از زندگی سه سال شده
همین سه سال هم آخر پر از ملال شده

شبیه مادر تو پای دین خود ماندم
وقایع من و کوچه در اتصال شده

چه دین و مذهب نامردپروری دارند
زدن به روی سه ساله پدر حلال شده

صدای عمه به گوشم هنوز مانده که گفت:
سر برادر من اینچنین جدال شده؟

چرا، چگونه و با چه تو را زدند پدر؟
میان کاسه ی ذهنم پر از سوال شده

گرفته است زبانم، چه گویمت بابا
ز غصه های لب تو رقیه لال شده

بیار بال رهایی از این خرابه ی شوم
برای دختر خود، این شکسته بال شده

شب فراق تمام است، صبح من آمد
گمان کنم که زمان خوش وصال شده

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:37
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا نادعلیان
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد