گم شده
(عمّه بیا گم شده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده)
کلبه منیر از رخ بابا شده کنج خرابه شب یلدا شده
دیده و دل محو تماشا شده کنج خرابه شب یلدا شده
******
عمّه بیا ببین پدر آمده
موسم ناله ها به سر آمده
رأس پدر در دل یک تشت زر
گم شدة من ز سفر آمده
چشم رقیّه روشن گشته خرابه گلشن
آمده بابا حسین شبانه دیدار من
وه چه شبیست عمّه بیا عمّه جان
من نتوانم بنمایم بیان
چون شب یلدا شده و بی سحر
رنگ شعف گشته به جانم عیان
(عمّه بیا گم شده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده)
******
عمه بیا مژده بده بر دلم
شکر خدا حل بشده مشکلم
دیده و دل مست وصال پدر
پر شده از نور خدا منزلم
چشم رقیّه روشن گشته خرابه گلشن
آمده باب
- شنبه
- 29
- مهر
- 1396
- ساعت
- 08:50
- نوشته شده توسط
- علی کفشگر فرزقی