ورود کاروان اسرا به شام

مرتب سازی براساس
استاد حاج غلامرضا سازگار

کاروان اهل بیت(ع)در شام -( تاب مرا می‌برد گریه‌ی طفلان من ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1793
1

کاروان اهل بیت(ع)در شام -( تاب مرا می‌برد گریه‌ی طفلان من ) کنار طشت طلاست فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید! بر لب و دندان من

با چه دلی می‌زنی برلب من خیزران
کز همه دل می‌برد نغمه‌ی قرآن من

گر چه تحمل کنم ضربه‌ی چوب تو را
تاب مرا می‌برد گریه‌ی طفلان من

تا که نگاه افکنم بر رخ اطفال خود
دور زند دم به دم، دیده‌ی گریان من

تا نرود از اسف، صبر و قرارش ز کف
زینب من می‌شود دست به دامان من

ناله‌ی من بر ملاست، مقتل من کربلاست
شام بلا آمده شام غریبان من

با چه گنه می‌کنی لعل لبم را کبود؟
بر سر و صورت بس است زخم فراوان من

سرم به شام بلا، زینت طشت طلا
زیر سم اسب‌ها پیکر عریان من

طشت ز سوز درون سوخت و فریاد زد
چوب تو هم گریه کرد بر لب عطشان من

سوز دل اهل دل در

  • جمعه
  • 5
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
خرید انواع پرچم های مذهبی در جنس های مختلف
 امیر عباسی

شعر نوحه مشترک و کاربردی کوفه یا شام -(اهل کوفه/مردمِ شام این امام عالمین است) * امیر عباسی

325

شعر نوحه مشترک و کاربردی کوفه یا شام -(اهل کوفه/مردمِ شام این امام عالمین است) اهل کوفه/مردمِ شام این امام عالمین است
نور سرمد سبط احمد این حسین است
وامصیبت ‌وامصیبت وامصیبت...

این سَرِ بر روی نیزه شاه دین است
نور چشمانِ امیرُالمؤمنین است
وامصیبت‌ وامصیبت وامصیبت...

لُطفتان بود شامِلَش ای قوم کافر
سنگ کینه شد پذیرایی از این سر
وامصیبت ‌وامصیبت وامصیبت...

نانَجیبانِ همه عالَم شمایید
خنده کم بر گریه عترت نمایید
وامصیبت ‌وامصیبت وامصیبت...

زین مصائب شد روان اشک از دو دیده
رقص و آواز پای سرهای بریده
وامصیبت ‌وامصیبت وامصیبت...

دستِ ما را ای حرامی ها نَبَندید
مادرش اینجا بُوَد کمتر بخندید
وامصیبت ‌وامصیبت وامصیبت...

  • شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:46
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

شور امام حسین(ع) -( برای ناموس حسین شدن فدایی ) * هاشم محمدی آرا

972
0

شور امام حسین(ع) -( برای ناموس حسین شدن فدایی ) چی میشه امسالم _ مُحرمت باشم
آقا منم بین ِ _ سینه زنات جا شم
کویرمو میخام _که با تو دریا شم

پیرهَن سیات آقا_ لباسه احرامه
همین عزاداری_خودش یه پیغامه
تباکی و گریه_چراغ فردامه

محرمای بچگیم یادم نرفته
محبتت تو زندگیم یادم نرفته
دلم خوشه به پیرهن سیاه روضه
نزار جداشم ازخودت برا یه لحظه

حسین اقام اقام...

.........

کتیبه و پرچم _شعائره دینه
برای ما شورِت_ خدایی شیرینه
یه یاحسین مثله _یه ذکر تلقینه

تا خون تو رگهامه_براتو میخونم
پا روضه های تو_همیشه گریونم
منو که میشناسی_گدای دیوونم

علم کشای هیات عاقبت بخیرن
شبیه عابسن مثه حرّ و ظهیرن
چقد شلوغه روضه هات سرت سلامت
تا اسم تو میاد وسط میشه قیامت

  • چهارشنبه
  • 5
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 17:04
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

متن غزل اسارت -(ای چشمهای هرزۀ شامی، حیا کنید) * محمود ژولیده

645
3

متن غزل اسارت -(ای چشمهای هرزۀ شامی، حیا کنید) ای چشمهای هرزۀ شامی، حیا کنید
ناموسِ اهلبیت و تماشا! اِبا کنید

این ازدحامِ زشتِ اَراذل برای چیست
بر آل پاک فاطمه کمتر جفا کنید

ما را اسیرِ خارجی و بَرده خوانده اید
شرم از امامِ قافلۀ مصطفا کنید

عمامۀ امام زمان زیر شعله سوخت
رحمی بحال سید مظلوم ما کنید

بارانِ سنگها سرِ ما را نشان گرفت
یک بار هم نشد که هدف را خطا کنید

جای سرِ بریده مگر زیر دست و پاست
بهتر که جایشان به سرِ نیزه ها کنید

دَف میزنید و هدیه به رقاصه ها دهید
خون تا به چند بر جگر هَل اَتا کنید

دورِ کجاوه ها سرِ بابا چه میکند
این داغدیدگان حرم را رها کنید

با آستین حجابِ حرم حفظ شد،چرا
با اهلبیت فاطمه اینگونه تا کنید

یک صبح تا غ

  • چهارشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:30
  • نوشته شده توسط
  • امیر روشن ضمیر
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر مصائب شهر شام -(وا مصیبت از ، شام ماتمها) * امیر عباسی

398

شعر مصائب شهر شام -(وا مصیبت از ، شام ماتمها) آه و واویلا صد آه و واویلا
وا مصیبت از ، شام ماتمها

وا مصیبت از این روضهٔ غمبار
زینب کبریٰ ، بر سرِ بازار

دور سر ها شاد و صف زنان بودند
پای هر نیزه ، کف زنان بودند

خونِ دل آید از پیکر نیزه
هیجده خورشید ، بر سر نیزه

ناگهان یِکجا خون شد دل زهرا
لعنتِ حق بر ، آن یهودی ها

بِینِ طشت زر ، یک سر وَلی پرخون
وا مصیبت از ، بزم آن ملعون

  • پنج شنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

نوحه سینه زنی و زنجیرزنی با سبک بوشهری -( تو غریب و من غریب ، داد از غریبی ) * محمدرضا سروری

11884
5

نوحه سینه زنی و زنجیرزنی با سبک بوشهری   -( تو غریب و من غریب ، داد از غریبی ) مجال سخن گفتن

تو غریب و من غریب ، داد از غریبی

تو شهید و من وحید ، در بی حبیبی

تو نصیر و من اسیر ، با غم نصیبی

تو به نِی و من ز پی ، با بی شکیبی

******

این جا اگر مجال سخن گفتنم کم است

دل ها اسیر زور و زرِ تختِ حاکم است

هر سو نظر بیفکنم از داغ بی کسی

تیغ ستم بلند و سرِ ناکسان خَم است

گویم ولی برادر بی سر ز عزم تو

در واژه واژه های وفا شعر رزم تو

با دست بسته ام شکنم هیبت ستم

با یادِ خونِ سرخ جوانانِ بزم تو

ای داد از غریبی بیداد از غریبی

تو غریب و من غریب ، داد از غریبی

******

این جا اگر نشسته به سر، سایة جفا

آتش فتاده بر دلِ اولادِ مصطفا

رحمی به قلب تیرة نامردمان که نیست

بوئی

  • یکشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 07:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک زمزمه یا واحد سنگین شهادت امام زین العابدین علیه السلام و روضه ی شام -(یادم نمیره،مصیبتای کربلا) * امیرحسین سلطانی

482
-1

سبک زمزمه یا واحد سنگین شهادت امام زین العابدین علیه السلام و روضه ی شام -(یادم نمیره،مصیبتای کربلا) بند اول

یادم نمیره،مصیبتای کربلا
یادم نمیره،اسارت تا شام بلا
یادم نمیره،سر بابام رو نیزه ها
یادم نمیره،به ما زدن سنگ جفا

برای من سخت تر
از کربلا،شام بود
مصیبتش بیشتر
از کربلا،شام بود

اونجا مَردُم به دور ما حلقه زدن
شادی میکردن و همه میرقصیدن
مارو به همدیگه نشون میدادن و
مسخرمون میکردن و میخندیدن

امون از دیده ی عوام
امون از مجلس حرام
امون از شام ای امون از شام۲

بند دوم

یادم نمیره،زخم زبون،کنایه ها
یادم نمیره،سیلی زدن به دخترا
یادم نمیره،سر بابام رو زیر پا
یادم نمیره،نگاهشون به معجرا

یادمه که بستن
به دست و پام زنجیر
با طعنه میکردن
ماهارو هی تحقیر

مونده هنوز روی تنم کبودیا
که یادگاری از غ

  • دوشنبه
  • 1
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

مرثیه ورود به شام -(بس احترام دیدیم آنهم چه احترامی) * محمد حسن بیات لو

334

مرثیه ورود به شام -(بس احترام دیدیم آنهم چه احترامی) بس احترام دیدیم آنهم چه احترامی
در حال انتقامند آن هم چه انتقامی

بغض گلو گرفته فریاد داد و بیداد
یک قافله سکوت و غوغای بی کلامی

اطرافمان به شادی سرگرم رفت و آمد
دلشادمان نکردند...حتی به یک سلامی

از کوچه هاو بازار در بین چشم انظار
ما را عبور دادند این مردم حرامی

دلخسته از اسارت مجروح از جسارت
من اینچنینم و تو زخمی سنگ بامی

من کشته ی نگاه یک مشت لا ابالی
تو کشته ی مرام یک مشت بی مرامی

پا تا سرم کبودی ؛ دور و برم یهودی
در بین ازدحامم آن هم چه ازدحامی

کنج تنور و نیزه روی درخت و در طشت
یا سنگ خورده یا چوب بر آن لب گرامی

با اینکه من صبورم خورده ترک غرورم
لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی

  • سه شنبه
  • 9
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 09:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
 امیر عباسی

شعر نوحه مصائب شهر شام -(در ‌شام به عترت جفا شد) * امیر عباسی

205

شعر نوحه مصائب شهر شام -(در ‌شام به عترت جفا شد) ای وای ای وای ای وای ای وای...

در ‌شام به عترت جفا شد
دیگر نگویم چه ها شد
دست زن و بچه بسته
قلب زینب شد شکسته
ای وای ای وای ای وای ای وای...

دیدند مصیبت و آزار
آلِ حیدر سرِ بازار
زهرا گریان از این عزا
خون بر دیدهٔ مرتضیٰ
ای وای ای وای ای وای ای وای...

آه از رنج بی حساب و
آه از مجلس شراب و
آه از گریهٔ بی امان
آه از ضربتِ خِیزران
ای وای ای وای ای وای ای وای...

  • شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 18:44
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مصائب شام -(فتنه و بیداد و بلا بود شام ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

288

شعر مصائب شام -(فتنه و بیداد و بلا بود شام ) فتنه و بیداد و بلا بود شام
سخت تر از کرب و بلا بود شام

شام بلا تیره تر از شام بود
آل علی در ملأ عام بود

قافله تا وارد دروازه شد
داغ جگر سوختگان تازه شد

خلق به دور اسرا صف زدند
کوچه به کوچه همگی کف زدند

ساز و نی و نغمه و آهنگ بود
دسته گل سنگدلان سنگ بود

خنده به رأس شهدا می زدند
طعنه به ناموس خدا می زدند

سنگ دل روسیهی جارچی ست
جار زند این سر یک خارجی ست

شهـر پـر از جلوۀ قرآن شده
سنـگ نثـار سرِ مهمـان شده

سکینه و فاطمه را می‌زدند
فاش بگویم، همه را می‌زدند

ماه سر نیزه پدیدار بود!؟
یا سر عباس علمدار بود!؟

هیچ شنیدید که از گَرد راه
پرده کشد باد به رخسار ماه!؟

سنگ بر آن قرص قمر می‌ زدند
بر

  • سه شنبه
  • 16
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

متن شعر حضرت زینب(علیها سلام)-مصائب شام -(خبر داری چه خاکی بر سرم شد) * امیر عظیمی

230

متن شعر حضرت زینب(علیها سلام)-مصائب شام -(خبر داری چه خاکی بر سرم شد) خبر داری چه خاکی بر سرم شد
دوباره زنده داغ مادرم شد
به اشک خواهرت لبخند زد شمر
اسیری تازه اینجا باورم شد

به پای دخترانت خار می رفت
به زن های حرم آزار می رفت
برادر جان! خبر داری که زینب
کنار حرمله بازار می رفت

برای نیزه دارت کوچه وا شد
سرت مابین سرها برملا شد
میان سنگ و چوب و خاکروبه
به روی نیزه رأست جابجا شد

عجب رامشگران رقصی نمودند
عجب ساز و دُهل ها کوک بودند
حسین جان! شاعران مست شامی
عجب شعری برای من سرودند

دل آشفته ام آشفته بهتر
برایت حرفها ناگفته بهتر
من و بازار شام و روی نیزه
علمدارت به پهلو خفته بهتر

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

ای مردم شام -(به گریه ما دگر نخندید ای مردم شام) *استاد سید هاشم وفایی

1060
1

ای مردم شام  -(به گریه ما دگر نخندید ای مردم شام) به گریه ما دگر نخندید ای مردم شام
به روی زخمم نمک نپاشید ای مردم شام
جانم رسیده برلبم
من زینبم من زینبم
از بار داغ هجده عزیزم پشتم شکسته
من زائر این سرهای پاکم با دست بسته
جانم رسیده برلبم
من زینبم من زینبم
غمی ندارم گر بازویم را از کینه بستید
با سنگ از چه فرق حسین من را شکستید
را جانم رسیده برلبم
من زینبم من زینبم
روی کبود واشک یتیمان دیدن ندارد
ای مردم شام ناموس یزدان دیدن ندارد
جانم رسیده برلبم
من زینبم من زینبم
آتش زکینه بر بال و پرهای ما نریزید
خاکستر از بام بر روی سرهای ما نریزید
جانم رسیده برلبم
من زینبم من زینبم
از هیچ ظلمی برآل عصمت پروا ندارید
ای مردم شام شرم وحیا از زهرا ندارید
جانم

  • چهارشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 21:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

دانلود سبک زمزمه واحد سنگین کاروان اسرا در شام -( بیایید و بخوانید کتیبه ها به دیوار ) *حاج علی انسانی

3803
5

دانلود سبک زمزمه واحد سنگین کاروان اسرا در شام -( بیایید و بخوانید      کتیبه ها به دیوار ) بیایید و بخوانید کتیبه ها به دیوار
نوشته اند زینب رسیده سَرِ بازار
بیا بهرِ تماشا ببین یوسف زهرا
واویلا واویلا واویلا واویلا
******
ثواب دو زیارت به زائرت رسیده
یکی پیکر بی سر یکی سر بریده
تویی حاصل زینب امان از دل زینب
واویلا واویلا واویلا واویلا

شاعر : حاج علی انسانی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

دانلود سبک نوحه-واحد ورود اسرا به شام ویران -( جان نیمه جانی از غم بر لب آمد ) *حاج علی انسانی

3987
0

دانلود سبک نوحه-واحد ورود اسرا به شام ویران -( جان نیمه جانی از غم بر لب آمد ) جان نیمه جانی از غم بر لب آمد
وقت امانت داری زینب آمد
واویلا واویلا
*******
مَردم شامی همه چنگ و دف زدند
طعنه زنان خنده زن کف بر کف زدند
واویلا واویلا
******
رُباب اگر بیند از غُصّه می میرد
رأسِ شِش ماهه به نِی جا نمی گیرد
واویلا واویلا

شاعر : حاج علی انسانی

دانلود سبک

  • شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن  طالبی پور

دانلود متن و سبک نوحه شهادت حضرت رقیه(س) -( ای تنها طبیب ای شیب الخضیب ) * محسن طالبی پور

1350

دانلود متن و سبک نوحه شهادت حضرت رقیه(س) -( ای تنها طبیب ای شیب الخضیب  ) ای تنها طبیب ای شیب الخضیب
باز قرآن بخون در شهر غریب
بیا کنارم نیزه نشین
شکسته قلبم ای مه جبین
بهار عمرم رفته به باد(خزون عمرم رو ببین2)
ای قاری من بخون
تا شاید بدن امون
می گن خارجی به ما(یه عده بی نام ونشون2)
واویلا برادرم

با این قد خم با این کوه غم
سخته مهربون بردارم قدم
توون نداره پاهای من
آروم نمیشه چشمای من
پاشو ببین میخندن همه(به این قدو بالای من2)
اینجا جای گل برام
نامردای اهل شام
می ریزن روی سرم(با کینه سنگ از پشت بام2)
واویلا برادرم

شاعر : محسن طالبی پور

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 08:31
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
نوحه های سنتی و زنجیر زنی محرم

امام حسین -(از غم کرببلا گرچه دل، آرام نبود) * عبدالحسین میرزایی

665
1

امام حسین -(از غم کرببلا گرچه دل، آرام نبود) #امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_اسارت
#شام

از غم کرببلا گرچه دل، آرام نبود
به خدا هیچ کجا سخت تر از شام نبود

آن قدر غم به دلم بود زداغ پدرم
که دگر جای غم طعنه و دشنام نبود

سر مهمان زسر بام نریزند آتش
گیرم این قافله از امت اسلام نبود

این چهل سال همه سوز دل من این است
دختر فاطمه جایش ملاء عام نبود

آنقدر کعب نی و سیلی و شلاق زدند
جای سالم به خدا در تن ایتام نبود

به تماشای اسیران همگی جمع شدند
کوچه کوچه که دگر حاجت اعلام نبود

همه رفتند سربام ولی کاش دگر
آن زن پست یهودی به سر بام نبود

آنچنان بی ادبی کرد نگویم که چه شد
ولی دیگر به روی نی سر بابام نبود

سخت تر از همه در بزم یزیدم بردند
درد

  • سه شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 روح اله نوروزی

سبک شور اسرا شام با نوای کربلایی نریمان پناهی -(شام و کوفه محشر شده) * روح اله نوروزی

1117
3

سبک شور اسرا شام با نوای کربلایی نریمان پناهی -(شام و کوفه محشر شده) شام و کوفه محشر شده
ای وای من ای وای من
حـراجی معجـر شده
ای وای من ای وای من
سرها روی سر نیزه هاست
ای وای من ای وای من
زینب توی شام بلاست
ای وای من ای وای من
ای وای من ای وای من
زینب کجا و این بازارا کجا؟
ای وای من ای وای من
زینب کجا و این آزارا کجا؟
ای وای من ای وای من
زینب کجا و این اغیارا کجا؟
بند_دوم
آتیش میباره از رو بوم
ای وای من ای وای من
زینب و مجلس حروم
ای وای من ای وای من
دستاشونو بستن به هم
ای وای من ای وای من
اسیرن زن های حـرم
ای وای من ای وای من
ای وای من ای وای من
بردن زنا رو تو اوج ازدحام
ای وای من ای وای من
بردن سرا رو توی بازار شام
ای وای من ای وای من
بردن عقیله رو تو بزم حرام

  • سه شنبه
  • 24
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل ورود کاروان به شام -(مهدي فاطمه اي يار بيا گريه كنيم) * حسن ثابت جو

430
2

غزل ورود کاروان به شام -(مهدي فاطمه اي يار بيا گريه كنيم) غزل ورود کاروان به شام
مهدي فاطمه اي يار بيا گريه كنيم
با دلي خسته و خونبار بيا گريه كنيم
كاروان اسراء آمده در شام بلا
همه عالم شده بيمار بيا گريه كنيم
سر دروازه‌ي اين شهر نوشته است به خون
شهر مردان جفاكار بيا گريه كنيم
شاميان بد دهن و هلهله كن آمده‌اند
زينب آمد سر بازار بيا گريه كنيم
دامن كودك شامي سبدِ سنگ جفاست
بر يتيمان گرفتار بيا گريه كنيم
خاك و خاكستر و آتش لب بام آماده است
شام شد شام شب تار بيا گريه كنيم
سر و طشت و لب و دندان و مي و جام شراب
واي از آن بزم دل آزار بيا گريه كنيم

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 01:32
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 1 ـ ذکر / واحد ـ حدیث -(خسته از شامِ جفايم) * حسن ثابت جو

423
1

سبک 1 ـ ذکر / واحد ـ حدیث -(خسته از شامِ جفايم) سبک ۱ ـ ذکر / واحد ـ حدیث
خسته از شامِ جفايم
من حديثِ كربلايم
زينبم من زينبم من
خواهر آن سرجدايم
مرحمِ زخمِ دل من
گشته هجرت حاصلِ من
پيش من قرآن بخوان تا
حل نمایی مشكلِ من
وا حسينا واحسينا ـ واحسینا واحسینا(۴)
داغ تو بر دل كشيدم
تا سرت بر نيزه ديدم
با لب خشكيده‌ي خود
از رگانت بوسه چيدم
اي حسين دلداريم كن
مرحمي بر زاريم كن
با صداي دلنشينت
اي برادر ياريم كن
وا حسينا واحسينا ـ واحسینا واحسینا(۴)
من بسوزم از زمانه
مي‌شوم هر جا روانه
مي‌زند آتش به جانم
كودكان و تازيانه
من اسيرِ دشمنانم
كن مدد آرامِ جانم
من دعا كردم كه ديگر
بعد تو زنده نمانم
وا حسينا واحسينا ـ واحسینا واحسینا(۴)

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 01:54
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

بازار شام در منقبت حضرت زینب(س) * مرتضی محمودپور

353
1

بازار شام در منقبت حضرت زینب(س) ◾ورود اسرا به شام
در منقبت حضرت زینب(س)

کربلا دارالسلام زینب است
کربلا مدیون نام زینب است

حضرت عباس ساقی حرم
جرعه‌نوش‌می‌ زجام زینب است

هرخطیبی تا به روز حشر هم
در تحیر از کلام زینب است

ما رَاَیت گفته در پیش یزید
در دو عالم این پیام زینب است

بر سنان‌راس‌حسینش‌دید وگفت
زندگی بعداز تو شام زینب است

صاحب تیغ دو دم گرمرتضی‌است
وان زبانِ در نیام زینب است

خصم را با خطبه‌اش رسوا نمود
این همان حسن‌ختام زینب است

مریم قدیسه با آن جایگاه
ریزه‌خوار بارعام زینب است

  • یکشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 22:59
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمزمه ورود آل الله به شهر شام -(دردم و هیشکی نمی دونه) * بهمن عظیمی

279

زمزمه ورود آل الله به شهر شام -(دردم و هیشکی نمی دونه) دردم و هیشکی نمی دونه
ببین چه نامرده زمونه
سرت تو دست این و اونه

ای وای خواهرت آواره ی شام بلاست
ای وای تنها موندم اینجا،عباست کجاست؟
ای وای... ای وای

ای وای حق من این همه نامردی نبود
ای وای من کجا و این محله ی یهود
ای وای... ای وای

چیکار کنم با این همه درد
نگاهِ این مَردم نامرد...
شبیه شمعی منو آب کرد!

ای وای برا عرض تسلیت به دخترت
ای وای همه می رقصن داداش دور سرت
ای وای... ای وای

ای وای تو خودت دیدی چه زجری کشیدم
ای وای کاش می مُردم این روز و نمی دیدم
ای وای... ای وای

سنگم زدن از روی هر بام
زینب کجا و ملأ عام
زینب کجا اینهمه دشنام

ای وای از جسارت ها به رأس شهدا
ای وای شهر شام کجا و نا

  • سه شنبه
  • 9
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 09:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه مصائب شهر شام -(شام و ظلم و جسارت واویلا واویلا) * امیر عباسی

157

شعر نوحه مصائب شهر شام -(شام و ظلم و جسارت واویلا واویلا) شام و ظلم و جسارت واویلا واویلا
اهل بیت و اسارت واویلا واویلا
واغربتا واویلا واویلا واویلا...

دلها از غم شکسته واویلا واویلا
آه از دستان بسته واویلا واویلا
واغربتا واویلا واویلا واویلا...

ستمگری و آزار واویلا واویلا
زینب بر سرِ بازار واویلا واویلا
واغربتا واویلا واویلا واویلا...

دل بر غم مبتلا بود واویلا واویلا
سر ها بر نیزه ها بود واویلا واویلا
واغربتا واویلا واویلا واویلا...

روی یاس و کبودی واویلا واویلا
محلهٔ یهودی واویلا واویلا
واغربتا واویلا واویلا واویلا...

  • شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 18:41
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
خرید انشگتر عقیق و اصل
 اسماعیل تقوایی

زینب(س) وشام -(زینب بی غمگسارم یا حسین ) * اسماعیل تقوایی

919

زینب(س) وشام  -(زینب بی غمگسارم یا حسین ) زینب(س)وشام
زینب بی غمگسارم یا حسین
درد هجرانت دچارم یا حسین

می روم منزل به منزل سوی شام
راه دیگر من ندارم یا حسین

هر فرود وهر فرازم با توام
روی نی باشی قرارم یا حسین

قاری امن یجیبم روز وشب
دائمادر اضطرارم یا حسین

روز ها بگذشته برمن،سالها
پیر از این روزگارم یا حسین

شام شهر دشمنان مرتضاست
پای در آن،چون گذارم یا حسین

من شنیدم شهر آذین بسته اند
دل غمین واشکبارم یا حسین

سنگها آماده روی بامهاست
سر شکسته داغدارم یا حسین

کوچه گردی بهر آل مصطفی
مرگ خود را خواستارم یا حسین

خیزران وآن لب ودندان تو
دست بسته،شرمسارم یاحسین

گر شود منما به ویرانه گذر
تا نمیرد گلعذارم یا حسین

شعر:اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 14
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 15:54
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار امام حسین(ع)-اسرا در شام -( پیشانی و سنگ لب‌ بام است این جا ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2454
7

اشعار امام حسین(ع)-اسرا در شام -( پیشانی و سنگ لب‌ بام است این جا ) پیشانی و سنگ لب‌ بام است این جا
رقص و کف و تبریک و دشنام است این جا
شهر اسارت، شهر سرهای بریده
روزش چو شب بادا سیه؛ شام است این جا
یک سو دف و چنگ و نی و ساز و رباب است
یک سو به نوک نیزه هجده آفتاب است
×××
خیزد ز نوک نیزه‌ها آوای قرآن
ای وای من! خاکستر و سیمای قرآن
ای کاش چشمم کور گردد تا نبینم
بالای نی خون ریزد از سیمای قرآن
لب‌ها خورد بر هم به سان چوبۀ خشک
از زلف خونینش نسیم آرد بوی مشک
×××
این سر چراغ و چشم خیرالمرسلین است
آیینۀ روی امیرالمؤمنین است
بر جای ‌جایش جای لب‌های محمّد
در حرف‌ حرفش ذکر رب‌العالمین است
مهر جهان‌ افروز عاشوراست این سر
قـرآنِ روی دامن زهراست این سر

شاعر : استاد حاج غ

  • دوشنبه
  • 31
  • فروردین
  • 1394
  • ساعت
  • 08:08
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار کاروان اهل بیت(ع) در شام -( شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2606
2

اشعار کاروان اهل بیت(ع) در شام -( شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید ) شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید

خارجی نه! زاده ی پیغمبرم باور کنید

کف زدن پایِ سر فرزند زهرا خوب نیست

نامسلمانان! حیا از دخت پیغمبر کنید

با چه جرمی عمه ام را پیش چشمم می زنید؟

نه حیا از فاطمه، نه شرم از حیدر کنید

گشته جای شیر جاری اشک از چشم رباب

جای خنده، گریه با آن مهربان مادر کنید

میهمانم، زاده ی پیغمبرم، آیا رواست

جای عطر گل، نثارم خاک و خاکستر کنید؟

این سر ریحانه ی زهراست بر بالای نی

از چه رو با خنده استقبال از این سر کنید

کوچه کوچه سنگ بگرفتید جای گل به دست

تا نثار فرق مجروح علی اکبر کنید

زخم زنجیر مرا دیدید و خندیدید باز

شادمانی پای اشک عمه ام کمتر کنید

فاطمه با ماست

  • پنج شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 08:38
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

کاروان اهل بیت(ع)درشام -( روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1375
3

کاروان اهل بیت(ع)درشام  -( روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود ) روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود
ای زنان شهر شام این رسم مهمانی نبود

سنگ باران مسلمان آنهم از بالای بام
این ستم بالله روا در حق نصرانی نبود

پایکوبی در کنار رأس فرزند رسول
با نوای ساز آیین مسلمانی نبود

ما که رفتیم ای زنان شام نفرین بر شما
ناسزا گفتن سزای صوت قرآنی نبود

مردهاتان بر من آوردند هفده دسته گل
دستۀ گل غیر آن سرهای نورانی نبود

ای زنان شام، آتش بر سر ما ریختید
در شما یک ذرّه خُلق و خوی انسانی نبود

ای زنان شام، در اطراف مشتی داغدار
جای خوشحالیّ و رقص و دست افشانی نبود

ای زنان شام، گیرم خارجی بودیم ما
خارجی هم گوشۀ ویرانه زندانی نبود

طفل ما در گوشۀ ویران، دل شب دفن شد
هیچکس آگا

  • چهارشنبه
  • 12
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 11:37
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

نوحه سنتی زنجیر زنی و سینه زنی به همراه لینک سبک -( سخت تر از کرب و بلا شام بود دیدن آن مردم بد نام بود ) * محمدرضا سروری

4354
3

نوحه سنتی زنجیر زنی و سینه زنی به همراه لینک سبک -( سخت تر از کرب و بلا شام بود  دیدن آن مردم بد نام بود ) سخت تر از کرب و بلا

سخت تر از کرب و بلا شام بود دیدن آن مردم بد نام بود

رفتنِ ما در ملاءِ عام بود حملة دشمن ز سر بام بود

******

کاش منم تشنه فدا می شدم

کشته به صحرای بلا می شدم

تا که چنین صحنه نبینم به شام

همرهِ سرهای جدا می شدم

نام علی دارم و احساس او

مرد جهادم به خدا چون عمو

کرب و بلا فرصت جنگم نبود

تا بکُشم خیل سپاه عدو

سخت تر از کرب و بلا شام بود دیدن آن مردم بد نام بود

******

شام بلا بر منِ خونین جگر

سخت تر از کرب و بلا شد دگر

ذُریّة فاطمه در بارِ عام

دور و برم این همه ظالم نگر

قافله ای را که سراسر عزا

دیده به صحرای غم کربلا

در غُل و زنجیر و رَسَن بَرده ها

کوچه به هر

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 17:23
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

حضرت زینب س -(تنت عریان میان دشت دیدم!) * هستی محرابی

955

حضرت زینب س -(تنت عریان میان دشت دیدم!) "السلام علیک یا زینب الحواء" (س)

تنت عریان میان ِدشت دیدم
سرت بُرّان به خون ِتشت دیدم
به زیر لب چه گفتم که شنیدی؟
به چشمت حلقه های اشک دیدم

فقط گفتم که ای جانِ برادر
بگو زینب کجا کاخ ِِستمگر
تو میدانی چه بگذشته به حالم
که آندم با عدو گشتم برابر؟

سرت در طشت ِزرٌین و طلا بود
در آن بزمِ یزید بی حیا بود
ز چوبِ خیزران می زد لبت را
چنین ظلمی تو را آیا روا بود؟

تو را در زیر لب می گفتم ای گل
من از درد فراقت سوختم ای گل
اگر دیدی سکوتِ خواهرت را
همه از مادرم آموختم ای گل

بگو آخر مرا ای مونسِ جان
که دیده تا بحال از روی مهمان
در آن کاخ ِمُجلل با هیاهو
پذیرایی کنند از رأس بُرٌان؟

تو که دیدی برادر چی

  • دوشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 15:42
  • نوشته شده توسط
  • هستی محرابی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

حدیث غربت -(دلم گرفته و جانم ز زندگی سیر است) *استاد سید هاشم وفایی

634

حدیث غربت -(دلم گرفته و جانم ز زندگی سیر است) دلم گرفته و جانم ز زندگی سیر است
هوای شام چرا اینقدر نفس گیراست
لباس عید به تن کرده اند مردم شام
فضای شهر چراغان و غرق تزویر است
نوای هلهلۀ مردمان همانندِ
صدای نیزه و تیر و صدای شمشیر است
ز بام ها ز چه باران سنگ می بارد
به سوی ما همه جا سیل غم سرازیر است
ز دست و پای گلی روی ناقه خون ریزد
حدیث غُربت او ناله های زنجیر است
چه غافلند که بر اشک و آه ما خندند
که در کمان دل خستگان همین تیر است
قسم به آیۀ ناب"لیِذهِبَ عَنکُم"
به روی نیزه سری از تبار تطهیر است
پی هدایت مردم ز روی نی آید
نوای قاری قرآن که غرق تفسیر است
به عرش دوست زده تکیه قدر ما، امّا
هنوز دشمن بیدادگر زمین گیر است
مس وجود «وفایی» اگر

  • چهارشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 09:51
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مصائب اهل بیت امام حسین در شام -(میبرندم بر سر بازار چشمت را ببند) * عبدالحسین میرزایی

1723

مصائب اهل بیت امام حسین در شام -(میبرندم بر سر بازار چشمت را ببند) #امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_اسارت
#شام

میبرندم بر سر بازار چشمت را ببند
نور چشم حیدر کرار چشمت را ببند

کربلا تا شام می گفتم که چشمت را نبند
یا اخا اما به شام تار چشمت را ببند

شد نقاب صورت من آستین پاره ام
بی تو شد کار حرم دشوار چشمت را ببند

پایکوبی و کف و دشنام و سوت و هلهله
من کجا و این همه آزار چشمت را ببند

تاب سیلی خوردن دختر نداری روی نی
دخترت را دست من بسپار چشمت را ببند

کاری از دست سر ببریده می آید مگر
تو فقط یک کار کن یک کار چشمت را ببند

من که می‌دانم تو از زینب خجالت می‌کشی
در میان این همه انظار چشمت را ببند

چشم عباس تو را بستند با تیر جفا
تا نخورده سنگ این کفار چشمت را ب

  • چهارشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 09:20
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد