حضرت علی علیه السلام

مرتب سازی براساس
استاد محمد جواد غفورزاده

قصیده امام علی علیه‌السلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام -(علی که بی گل رویش، جهان قوام نداشت) *استاد محمد جواد غفورزاده

2377
2

قصیده امام علی علیه‌السلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام -(علی که بی گل رویش، جهان قوام نداشت) علی که بی گل رویش، جهان قوام نداشت
بدون پرتو او، روشنی دوام نداشت
اگر به حرمت این خانه‌زاد کعبه نبود
سحاب رحمت حق، بارش مدام نداشت
سوادِ چشم علی را اگر نمی‌بوسید
به راستی حَجَرُالاَسوَد استلام نداشت
قسم به عشق و محبّت، پس از رسول خدا
وجود هیچ‌کس این قدر فیض عام نداشت
علی مقیم حرم‌خانۀ صبوری بود
که داشت منزلت و دَعوِی مقام نداشت
اگرچه دست کریمش پناه مردم بود
و هیچ روز نشد شب، که بار عام نداشت
چشیده بود علی، طعم تنگدستی را
که غیر نان و نمک سفره‌اش طعام نداشت
اگرچه بود زره بر تن علی بی‌پشت
اگرچه تیغۀ شمشیر او نیام نداشت
به بردباری این بت شکن، مدینه گریست
که داشت قدرت و تصمیم انتقام نداشت
اگرچه با

  • سه شنبه
  • 11
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 20:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن صرامی

یاحیدر -(خدايش بوده قبل از خلقت عالم غزل خوانش) * محسن صرامی

732
5

یاحیدر -(خدايش بوده قبل از خلقت عالم غزل خوانش) خدايش بوده قبل از خلقت عالم غزل خوانش
سپرده كار خلقت را خداي او به دستانش

ملائك با كمال ميل بر او سجده ها كردند
از آن پس تا همين حالا همه هستند حيرانش

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

سبک شور اقا امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) -(میدونی نوکر دلخوشیش اینِ) * محمد عارفی

997

سبک شور اقا امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) -(میدونی نوکر دلخوشیش اینِ) بند اول
میدونی نوکر دلخوشیش اینِ
از نوکران حبل المتینِ
بگن یه روز از پیر غلامان و
عاشقان امیرالمومنینِ
هر قدم من باز و دم من
به دست تقدیر اشارت اقا
بندگیِ من زندگیِ من
غیر تو بودن حقارت اقا
علی اَبالاحرارِ حیدر کرارِ
یک فداییِ اون میثم تمارِ
(علی مولا یا حیدر)
بند دوم
میدونه نوکر به زیر دِینِ یل عطشان ام البنینِ
به دور اقا که نگی نوکراز عاشقان امیرالمومنینِ
نفس نفس زنان جز سینه زنان
اقا به سرزنان میام به حرمت
اقا اراده کن فقط اشاره کن
بیام سر بزارم به زیر قدمت
مخزنُ الاَسرارِ علی قسیم النارِ
بی زره میجنگه فاتح پیکارِ
(علی مولا یا حیدر)
بند سوم
میدونه نوکر شان نزولی
حق مسلم و اصل اصولی
غرت العی

  • پنج شنبه
  • 13
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 19:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(صد شکر که در محضر دلدار نشستیم) * محسن صرامی

1599

یاامیرالمومنین -(صد شکر که در محضر دلدار نشستیم) صد شکر که در محضر دلدار نشستیم
آن شب که به میخانه به اصرار نشستیم

تا خشکه مقدس نکند بار بیائیم
با فاصله از مردم دین دار نشستیم

گفتند خریدار غلامان ضیف است
کردیم طمع بر سر بازار نشستیم

گفتند که رزق همه با پیر مغان است
بی ظرفیتی کرده و بیکار نشستیم

ما در ملع عام از او باده گرفتیم
خوردیم زبس بر درو دیوار نشستیم

بسیار انالحق همه گفتند ولی ما
زیر علم حیدر کرار نشستیم

شد بخت به ما یار و سر سفره ی مستی
عمدا بغل میثم تمار نشستیم

ما یاد گرفتیم از آن پیر خرابات
پیمانه به کف منتظر دار نشستیم

یکبار به ما اذن شرف یاب شدن داد
آنقدر خرابیم که صد بار نشستیم

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

در مدح مولا علی (ع) -(به پای دار آوردم چونان میثم سر خود را) * ایمان کریمی

975

در مدح مولا علی (ع) -(به پای دار آوردم چونان میثم سر خود را) تقدیم مولا امیرالمومنین علیه السلام

به پای دار آوردم چونان میثم سر خود را
بریدم از هوای غیر او بال و پر خود را
گرفتم از ضریحش چند باری ساغر خود را
فدایش میکنم روزی پدر... هم مادر خود را
که یک دنیا بفهمد دوست دارم دلبر خود را

دم ایوان نشستم داد زد مستی که جامم باد
بدون حب حیدر آب خوردن هم حرامم باد
اگر ساقی کوثر اوست کوثر نوش کامم باد
که خالق گفته تا روز ابد بر او سلامم باد
خدا مثل خودش قالب گرفته حیدر خود را

همان که در صفاتش از خداوندی نشان دارد
یقیناً دست در خلق زمین و آسمان دارد
جهان را هم بگیرد روی انگشتش توان دارد
برای فتح دل در صورتش تیر و کمان دارد
همانی که به یغما برده قلب قنبر خود ر

  • یکشنبه
  • 23
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 08:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا علی -(خبر آورده کسی باده زیاد است هنوز) * محسن صرامی

4427
15

یا علی -(خبر آورده کسی باده زیاد است هنوز) خبر آورده کسی باده زیاد است هنوز
با خبر باش که دلداده زیاد است هنوز

با وجودی که همه میکده ها تحریم است
می ناب نجف آماده زیاد است هنوز

جیب خالی شد و تسبیح به می کردم عوض
می بده سیحه و سجاده زیاد است هنوز

حکم تکفیر مرا شیخ محل صادر کرد
شیخ کم ظرفیت و ساده زیاد است هنوز

بیخیال نظر خشکه مقدس هایم
حرف دل از قلم افتاده زیاد است هنوز

این خبر را برسانید به سگ های حسین
صف ببندید که قلاده زیاد است هنوز

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(دل سلماني ما هست مسلمان نجف) * محسن صرامی

1185
3

یاامیرالمومنین  -(دل سلماني ما هست مسلمان نجف) دل سلماني ما هست مسلمان نجف
چه شلوغ است صف باده پرستان نجف

كاري از آصف و افريط نمي آيد چون
عرش يك كاسه شده تخت سليمان نجف

جبرئيل آمد و ترفيع مقامش دادند
هفته اي يك شب اگر او شده دربان نجف

تا خليل و پسرش كعبه به اتمام رسيد
سجده كردند همان لحظه به ايوان نجف

هي انا گفته و سلمان شده ديوانه ي او
جان به قربان انا گفتن سلطان نجف

خالق و رازق و رحمان و رحيم است علي
خود حق بود و به حق آمد و پيوست علي

اينكه يك شب به چهل خانه رود مهماني
كرده اثبات كه هر دم همه جا هست علي

چهارصد مرد قوی خازن خيبر بود
كنده از بيخ در قلعه به يك دست علي

بود علي آيينه ي كامل يكتائي حق
ميشد از ديدن تمثال خودش مست علي

ج

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(شراب ماست طهور و شراب بعضي ها) * محسن صرامی

728

یاامیرالمومنین  -(شراب ماست طهور و شراب بعضي ها) شراب ماست طهور و شراب بعضي ها
گناه ماست ثواب و ثواب بعضي ها

رسيده آنچه به ما از علي به بيداري
نه آمده نه مي آيد به خواب بعضي ها

طرف حساب محبين علي ست جل جلاله
ولي به صبح قيامت حساب بعضي ها

علي ست نفس نفيس پيمبر خاتم
همين بس است براي جواب بعضي ها

ز بسكه مدح علي در كتاب حق آمد
به اعتراف در آمد كتاب بعضي ها

علي ست قاسم جنت علي ست قاسم دوزخ
به دست اوست يقينأ عذاب بعضي ها

قسم به خوشه ي انگورهاي روي ضريح
شراب ماست طهور و شراب بعضي ها

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا حیدر مدد -(فكر حيدر به سرش بود هدف شكل گرفت) * محسن صرامی

7674
38

یا حیدر مدد -(فكر حيدر به سرش بود هدف شكل گرفت) فكر حيدر به سرش بود هدف شكل گرفت
نام حيدر به لبش بود شرف شكل گرفت

خواست مافوق جنان را سحري خلق كند
اينچنين بود كه ايوان نجف شكل گرفت

كعبه را ساخت ولاتگه حيدر باشد
صحبت از در نجف شد و صدف شكل گرفت

حضرت حق به علي زل زد و حيدر به خدا
عشق اينگونه به قلب دوطرف شكل گرفت

ياعلي گفت خدا هر دوجهان عاشق شد
عالم خاكي ما هيچ جنان عاشق شد

پير ايراني ما حضرت سلمان وقتي
اشهد وان علي گفت اذان عاشق شد

كوه دل سنگ ترين است همه جا به مثل
كوه هم نام علي گفت و درآن عاشق شد

تيغ ابروي علي كشته فراوان دارد
قوس ابروي علي ديد و كمان عاشق شد

بادم حيدر كرار بشر ساخته شد
پدري كرد براين خاك و پسر ساخته شد

برق لبخند

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

حضرت رزاق -(يك شبه يك آن چهل منزل پذيراي علي ست) * محسن صرامی

2410

حضرت رزاق  -(يك شبه يك آن چهل منزل پذيراي علي ست) يك شبه يك آن چهل منزل پذيراي علي ست
با خدا بوده همان شب عرش حق جاي علي ست
دائمأ ذكر نبي نام دل آراي علي ست
بر سر دوش نبي جاي كف پاي علي ست
با خدا و مصطفي بوده هميشه هم جوار

اختيار عالم امكان به دست مرتضاست
آمدن يا رفتن انسان به دست مرتضاست
درد ميداند فقط درمان به دست مرتضاست
ابر هم فهميده كه باران به دست مرتضاست
كار حق را ميكند هم در نهان هم آشكار

حضرت رزاق در عالم يقين دارم علي ست
باني پيداش آدم يقين دارم علي ست
نفس پاك حضرت خاتم يقين دارم علي ست
در دو عالم صاحب پرچم يقين دارم علي ست
با دو ابرويش مرا كشته بجاي ذوالفقار

حائلي بين خدا و حيدر كرار نيست
مادح حيدر كسي جز احمد مختار نيست
جبرئيلي

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 22:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

ايوان طلا -(آمده خورشيد تا شمس الضحي را حس کنيم) * محسن صرامی

930

ايوان طلا -(آمده خورشيد تا شمس الضحي را حس کنيم) آمده خورشيد تا شمس الضحي را حس کنيم
ماه مي آيد که ما بدرالدجا را حس کنيم

ياعلي گفتن عبادت شد،بدون قيد و شرط
تا که در معراج حال مصطفي را حس کنيم

مرتضي اصلأ نيازي بر زميني ها نداشت
کعبه لب وا کرد تا قدري خدا را حس کنيم

صحبت از عرش خدا کردند با ما انبيا
محض اينکه حرمت ايوان طلا را حس کنيم

صاعقه زد کوه را کرد وسط يک آن دونيم
تا کمي از ضربه هاي لافتي را حس کنيم

سجده شد يک قسمت از ارکان واجب در نماز
تا صفاي سجده اي بر مرتضي را حس کنيم

ميشد اصلأ شيعه ها در راحتي باشند و بس
درد را دادند تا دارالشفا را حس کنيم

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 22:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شراب عشق -(با مدد از نام تو موسي عصا را زد به نيل) * محسن صرامی

1867

شراب عشق -(با مدد از نام تو موسي عصا را زد به نيل) با مدد از نام تو موسي عصا را زد به نيل
با توكل بر تو ابراهيم شد قطعأ خليل

با شراب عشق تو آب بقا افسانه شد
ساخت از آب وضويت حضرت حق سلسبيل

عالم هستي تمامأ صنعت دستان توست
قطعأ اثبات خدائيت نميخواهد دليل

هر كسي زانو زده در محضرت نامي گرفت
به كه شد كوچكترين شاگرد نامش جبرئيل

ما كه هيچيم انبيا ريزه خور خوان تواند
بر تمام عالم و آدم خودت هستي كفيل

هر كه بر جائي رسيده در دو عالم،بي گمان
بسته بر يك رشته از دامان سلمان ات دخيل

بر مقامت پي نخواهد برد هرگز هيچ كس
حق بده چون دست ما كوتاه و خرما بر نخيل

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 22:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا علی -(گذر عقل به دلداده نخواهد افتاد) * محسن صرامی

719

یا علی -(گذر عقل به دلداده نخواهد افتاد) گذر عقل به دلداده نخواهد افتاد
راه مجنون به سويت ساده نخواهد افتاد

به در ميكده سوگند؛كه ساقي از جام
بر زمين قطره اي از باده نخواهد افتاد

دست هر كس كه گرفتيد زمين گير نشد
هر كه در پاي تو افتاده نخواهد افتاد

به كف پاي تو سر هر كه گذارد سحري
كنج محراب به سجاده نخواهد افتاد

افتخاري ست سگ قافله ي يار شدن
از سرم خواهش قلاده نخواهد افتاد

  • شنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(دل بسته ام از كودكي بر تار زلف ات) * محسن صرامی

860

یاامیرالمومنین -(دل بسته ام از كودكي بر تار زلف ات) دل بسته ام از كودكي بر تار زلف ات
ديدم توئي درمان شدم بيمار زلف ات

هم ليله الاسرا تو هستي هم شب قدر
جبرييل حيران مانده در اسرار زلف ات

آنقدر گفت و گفت از تو تا كه ميثم
جانش به لب آمد به زير دار زلف ات

تا صبح محشر روزگار شب سياه است
اين هم يكي ديگر از آن آثار زلف ات

كشته فراوان دارد آن زلف مجعد
عاشق كشي بوده يقينأ كار زلف ات

گفتند اميرالمومنيني شك نكردم
گفتند كه حق اليقيني شك نكردم

گفتند بودي با پيمبرها از اول
هم اولين هم آخريني شك نكردم

گفتند پا بر شانه ي احمد نهادي
يعني كه تو بالانشيني شك نكردم

گفتند حب ات دين و بغض ات و عين كفر است
يعني كه تو معيار ديني شك نكردم

شك در نماز خود فراوا

  • شنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(دل دلداده ي ديوانه به دلبر گرم است) * محسن صرامی

664

یاامیرالمومنین  -(دل دلداده ي ديوانه به دلبر گرم است) دل دلداده ي ديوانه به دلبر گرم است
دم ساقي به مي و باده و ساغر گرم است

عاشق عشق حقيقي ندهد دل به مجاز
عاشق آن است كه با عشق فقط سرگرم است

نشود سرد تنور دل عاشق هرگز
شور بازار جنون با بصر تر گرم است

معترفت هست خود حضرت عيساي نبي
كه دم من ز دم حضرت حيدر گرم است

از ازل دم زده از عشق علي پيغمبر
با علي تا به ابد پشت پيمبر گرم است

گفت در آن غزل ناب زمستان با ما
سال ها رد شده و باز هم آن در گرم است

  • شنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

عالم هستي -(رسيدم تا نجف قلبأ رها كردم دو دنيا را) * محسن صرامی

1023

عالم هستي -(رسيدم تا نجف قلبأ رها كردم دو دنيا را) رسيدم تا نجف قلبأ رها كردم دو دنيا را
گرفتم بين آغوشم همان ايوان زيبا را

جلالت برده هوش از سر به سمتت سجده اي كردم
خدائي عاقبت يا نه به شك انداختي ما را

بزن تير خلاصت را نقاب از چهره ات وا كن
اناالحقي بگو حيدر خودت حل كن معما را

هزاران سجده ي واجب نهان كردي در اسمات
ركوع و برق انگشتر گدا كرده مصلي را

توئي باطن توئي ظاهر توئي اول توئي آخر
توئي خالق توئي رازق كه هستي عاقبت يارا

توئي شاخ نبات من توئي آب حيات من
نه حافظ هر كه شاعر شد شنيده وصف مولا را

تمام عالم هستي از آن مرتضي باشد
نبخش از كيسه ي حيدر سمرقند و بخارا را

خدائي كردي و عمري تحير قسمت ما شد
نفهميد عاقبت زاهد علي اللهي ما را

  • یکشنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 14:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

یا علی -(هر که از سفره یِ ایمان تو شک بردارد) * منصوره محمدی مزینان

1428
1

یا علی -(هر که از سفره یِ ایمان تو شک بردارد) هر که از سفره یِ ایمان تو شک بردارد
بِروَد حاصل خود را ز دَرَک بردارد

آسمانِ سرِ ما سایه یِ اولاد علی ست
پس محال است که این سقف ترک بردارد

مثل این است که بی حیدر کرار، خدا
شمس را از دلِ مجموعِ فلـک بردارد

لعنتُ الله...مِن الآنِ اِلیٰ یومِ الاَبد
به هر آن که قدمِ غصبِ فدک بردارد

نشوَد آبیِ دریا، نجس از پوزه یِ سگ
دور از عقل است که این آینه لَک بردارد

بی گمان صاحبِ دولت بِشود هر که کَفی
از سرِ سفره یِ تو، نان و نمک بردارد

در عیارِ دلِ ما عشقِ علی جلوه گر است
آن زمانی که خدا سنگِ محک بردارد

منکرِ حق علی را صد و ده بار ،بگو..
برود حاصل خود را زِ درک بردارد

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 12:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(يك جورهائي عاشقم فصل خزان را) * محسن صرامی

613

یاامیرالمومنین -(يك جورهائي عاشقم فصل خزان را) يك جورهائي عاشقم فصل خزان را
آموختم از برگ ريزان بذل جان را

گرمي عشق تو مرا زنده نگه داشت
با مهر تو لازم ندارم اين و آن را

در سايه ات از آن زماني كه نشستم
در زير چتر خود گرفتم آسمان را

فرق زيادي بين تو با ديگران است
ديگر رها كردم به عشقت ديگران را

مختص اينكه با همه خلق از تو گويم
حق آفريده در دهان من زبان را

گيرم به چشم مردمان ديوانه باشم
عاقل كجا ميفهمد اين سرنهان را

از عشق بازي با تو سيرائي ندارم
ابرو گره كن تا ببينم آن كمان را

خشكه مقدس ها مرا تكفير كردند
تو رد مكن ديگر سگ اين آستان را

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامیرالمومنین -(دست بر زلف نزن شانه به هم مي ريزد) * محسن صرامی

683

یاامیرالمومنین  -(دست بر زلف نزن شانه به هم مي ريزد) دست بر زلف نزن شانه به هم مي ريزد
رخ نكن باز كه پروانه به هم مي ريزد

شانه خالي نكن از حرف زدن با عاشق
عاشقت پشت در خانه به هم مي ريزد

ازدحامي ست در ميكده ات از سرشب
در نبنديد كه ميخانه به هم مي ريزد

ترسم اين است به من مي نرسد آخر كار
ترسم اين است كه پيمانه به هم مي ريزد

عشق با عقل كنار آمدنش ممكن نيست
حرف عشق آمد و ديوانه به هم مي ريزد

هم به هم ريخته ي عشق تو در هر جمع ام
هم مرا عشق جداگانه به هم مي ريزد

دور هم جمع شديم از تو بگوئيم همه
بي تو اين محفل رندانه به هم مي ريزد

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 15:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

قدم هاي اميرالمومنين -(مي گرفتم از لب جامي كه در آن باده بود) * محسن صرامی

811

قدم هاي اميرالمومنين -(مي گرفتم از لب جامي كه در آن باده بود) مي گرفتم از لب جامي كه در آن باده بود
مي در اينجا هر زماني آمدم آماده بود

نسل در نسلم تمامي ما رعيت زاده ايم
ساقي ميخانه برعكس من آقازاده بود

سجده كردم سمت او ديده به سويم وانكرد
روي كرسي خداوندي خود لم داده بود

بيت بيت اين غزل از روي مستي با يقين
بر قدم هاي اميرالمومنين افتاده بود

ما خدا را شكر،سرگرم نگاه حيدريم
شيخ مشغول نقوش مسجد سجاده بود

گل تمام عطر خود را از علي دزديده است
قمصر از حب علي نامش چنين پيچيده است

درس حيدر محوري شرط اولوالعظمي شده
جز خدا كنه مقامش از همه پوشيده است

حرف حق بي واسطه ميشد به حيدر منتقل
گوش حيدر بر دهان رب خود چسبيده است

كي شنيدن ميشود مانند ديدن اي كليم
آ

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

نگاه نافذ -(از نگاه نافذ تو نور میخواهد دلم) * محسن صرامی

892

نگاه نافذ -(از نگاه نافذ تو نور میخواهد دلم) از نگاه نافذ تو نور میخواهد دلم
سالکم،پیرم توئی،دستور میخواهد دلم

لایق می خوردن از دستت نبودم،این درست
ساقی از تو حبه ای انگور میخواهد دلم

بیخیالی نیست کار عاشق شوریده دل
فکر شیرینی نبودم،شور میخواهد دلم

حرف ها دارم ولی از گفتنش دارم ابا
ذره ای از جرات منصور میخواهد دلم

گاه گاهی چشم من خشک است،گاهی تر،ولی
جنس بازار غمت ات را جور میخواهد دلم

دیگر از پیغام و پس پیغام بردن خسته ام
حرف رو در رو زدن در طور میخواهد دلم

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

سلطان نجف -(بين جام ديده ام قدري شراب افتاد و بعد) * محسن صرامی

648

سلطان نجف -(بين جام ديده ام قدري شراب افتاد و بعد) بين جام ديده ام قدري شراب افتاد و بعد
قرعه ي مستي به نام اين خراب افتاد و بعد

از خجالت آب شد شاعر كنار دفترش
ياد ايوان طلاي بوتراب افتاد و بعد

سمت سلطان نجف شاعر نشست و سجده كرد
پاي تا سر پيكرش در اضطراب افتاد و بعد

با سر پائين قدم برداشت تا ايوان او
برد سر بالا،كلاه از سر به آب افتاد و بعد

بار ديگر خم شد و آن آستان را بوسه زد
باز هم حرف بهشت از آب و تاب افتاد و بعد

كرد جرات تا شود نزديك قدري بر ضريح
ياد شعر ذره كه شد آفتاب افتاد و بعد

هو كشيد و هو كشيد و هو كشيد و هو كشيد
ناگهان از روي دلدارش نقاب افتاد و بعد

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 19:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

گوهر شناس -(داشت لازم ميكده ساغر شناس ديگري) * محسن صرامی

687

گوهر شناس -(داشت لازم ميكده ساغر شناس ديگري) داشت لازم ميكده ساغر شناس ديگري
تا بگويد از امير سر شناس ديگري

نيست كار جبرئيل از نور او صحبت كند
خواهد اين مبحث يقين اختر شناس ديگري

قدر زر،زرگر شناسد،قدر گوهر،گوهري
پس بيايد كاش آن گوهر شناس ديگري

با پيمبر بارها حق از علي گفته سخن
پرورش داده خدا حيدر شناس ديگري

صاحب البيت آمد و كعبه گريبان چاك زد
بعد از او پيدا نشد داور شناس ديگري

لذت نوكر شدن را قنبر مولا چشيد
پس نيايد مثل قنبر زر شناس ديگري

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

آتشي در سينه -(باختم مثل هميشه در قمار عاشقي) * محسن صرامی

806

آتشي در سينه -(باختم مثل هميشه در قمار عاشقي) باختم مثل هميشه در قمار عاشقي
آتشي در سينه دارم از شرار عاشقي
نيستم بيكار سرگرمم به كار عاشقي
طي شود بر كام ما كه روزگار عاشقي
هست دست مي پرستان انحصار عاشقي

ديدي آخر اين دل ديوانه هم آمد به كار
عاشقان مرد عمل هستند نه اهل شعار
سجده ها كرديم ما سمت علي با اختيار
لافتي الا علي لا چشم الا چشم يار
زلف او را با يقين گفتيم دار عاشقي

بوده ممسوس خدا از اول عالم علي
پس دميده روح را در پيكر آدم علي
بوده از اول نبي تا حضرت خاتم علي
اسم اعظم هيچ ذكري نيست جز جانم علي
عشق حيدر شد تمام اعتبار عاشقي

افتخار حضرت جبريل شاگردي اوست
بي ولاي او عبادت ها نماز بي وضوست
كعبه هم منهاي حيدر خانه اي بي آبروست
نوكري

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

حیدر مدد -(قل هو والله احد،حيدر صمد،حيدر ولي) * محسن صرامی

12711
110

حیدر مدد -(قل هو والله احد،حيدر صمد،حيدر ولي) قل هو والله احد،حيدر صمد،حيدر ولي
در قنوت خود بجاي ربنا خواندم تو را

خلق عالم،رزق عالم،از ازل دست تو بود
از زمين تا عرش حق صاحب بنا خواندم تو را

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن کردی

السلام علیک یا اول مظلوم السلام علیک یا امیرالمؤمنین -(بیمار عشق تکیه به دارو نمیزند) * حسن کردی

2339
6

السلام علیک یا اول مظلوم السلام علیک یا امیرالمؤمنین -(بیمار عشق تکیه به دارو نمیزند) بیمار عشق تکیه به دارو نمیزند
شیعه به جز علی به کسی رو نمیزند
ادم هبوط کرد که همسایه اش شود
یعنی بهشت با نجفش مو نمیزند
حق با علی ست در همه احوال پس خدا
هر جا علی ست حرف ترازو نمیزند
تعظیم می کنم به نجف صبح و ظهر و شام
قلبم خدا گواست که بی او نمیزند
ایینه دار غیرت هر کس که مرتضاست
از تنگنای حادثه زانو نمیزند
...
یک تن نگفت در وسط کوچه ها کسی
در پیش مرد لطمه به بانو نمیزند
این روزها پرستوی مجروح مرتضی
از درد شانه شانه به گیسو نمیزند

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مرد پیکار -( فقط دعای کسی مستجاب می گردد) * احمد حسین پور علوی

1005

مرد پیکار -( فقط دعای کسی مستجاب می گردد) مردم کوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند
مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیکار را نفهمیدند

وصله‌های لباس و پاپوشش، و یتیمان مست آغوشش
راز آن کیسه‌های بر دوشش، در شب تار را نفهمیدند

مردم دل‌بریده از بعثت، که فقط فکر آب و نان بودند
مثل اشراف عهد دقیانوس، قصه غار را نفهمیدند

با تبر باغ را درو کردند، حالی از باغبان نپرسیدند
خم به ابروی‌شان نیاوردند، در و دیوار را نفهمیدند

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، کوچه را خیس اشک می‌کردند
گفت مولا که زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

لات‌هایی که عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند
بعد از آن هم که یاعلی گفتند، «این عمار» را نفهمیدند

آخر قصه‌اش بهاری بود

  • پنج شنبه
  • 18
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 11:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا حيدر -(خبر از دلم نداري كه شوي دچار مستي) * محسن صرامی

734

یا حيدر -(خبر از دلم نداري كه شوي دچار مستي) خبر از دلم نداري كه شوي دچار مستي
نرسيده ام به جائي مگر اعتبار مستي
كند استفاده هر جا دل از اختيار مستي
به من خمار داده كسي انحصار مستي
(همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي)

سر خم مي سلامت كه دوباره مست مستم
دل بي پناه خود را سر زلف يار بستم
چه تعجبي اگر كه همه دم خمار هستم
سر خود شكستم اما سر عهد خود نشستم
كه بلند مي شود از سر من بخار مستي

به كسي نمي دهم دل به جز آن كه دلبر است او
به خدا كه با خدايش همه جا برابر است او
همه حاصل نبوت همه ي پيمبر است او
هله مست مست مستم كه مي است و ساغر است او
دل من كه در هوايش شده رهسپار مستي

دل هر خدا شناسي شده بقرار حيدر
كه شد اعتبار كعبه هم از اعتبار حي

  • پنج شنبه
  • 18
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شاه نجف -(عشق او شرط بلافصل مسلماني شد) * محسن صرامی

1082
1

شاه نجف  -(عشق او شرط بلافصل مسلماني شد) عشق او شرط بلافصل مسلماني شد
مايه ي مستي و اين آيينه گرداني شد

چشم پوشيده ام از هر چه به جز عشق علي ست
حال چشمان ترم يكسره باراني شد

هر چه گفتيم و شنيديم به جز حرف علي
مايه ي غفلت و آزار و پشيماني شد

قمر انگشت به لب از رخ زيباي علي ست
شمس با ديدن او اين همه نوراني شد

ايستادم وسط راه و نشستم چه كنم
داده عشقش بخدا كار به دستم چه كنم

بر ندارم سر از اين سجده به ايوان نجف
دست من نيست اگر اين همه مستم چه كنم

گفته بودند كه سر مي شكند ديوارش
سر خود را زدم از عمد شكستم چه كنم

خودمانيم،عجب سجده به او ميچسبد
من اگر شاه نجف را نپرستم چه كنم

جز علي نيست كسي تيغ دودم در دستش
كنده از جاي در قلعه ي خي

  • پنج شنبه
  • 18
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شير خدا -(سر شير خدا از تيغ ضربت ميخورد امشب) * محسن صرامی

829

شير خدا  -(سر شير خدا از تيغ ضربت ميخورد امشب) سر شير خدا از تيغ ضربت ميخورد امشب
پس آن ضربه به اركان هدايت ميخورد امشب

چقدر از اين جماعت تيغ مولا در گلو دارد
ولي تيغي دوباره از جماعت ميخورد امشب

صداي ناله ي فزت و رب الكعبه مي آيد
پس از يك عمر آزار ،آب راحت ميخورد امشب

سرش آمد به استقبال بعد از سجده در محراب
خودش با ميل خود جام شهادت ميخورد امشب

علي سي سال قبل از اين شهيد از داغ زهرا شد
ولي در قتل او شمشير تهمت ميخورد امشب

علي تير دعايش را رها كرده است خيلي قبل
دعاي مرتضي مهر اجابت ميخورد امشب

شنيده از رسول الله،او آثار تربت را
علي با عشق ثارالله تربت ميخورد امشب

  • پنج شنبه
  • 18
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 19:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد