چشم علی و رنگ کبودِ رویت
دست علی و این ورم بازویت
این ها همه یک طرف ولی زهرا جان
وای علی از وخامت پهلویت
- جمعه
- 19
- بهمن
- 1397
- ساعت
- 16:49
- نوشته شده توسط
- حسن فطرس
چشم علی و رنگ کبودِ رویت
دست علی و این ورم بازویت
این ها همه یک طرف ولی زهرا جان
وای علی از وخامت پهلویت
دوبیتی تقدیم به حضرت امام حسن مجتبی(ع)
***
این کوچه به چشمانِ ترم می گردد
ای وای جهان دورِ سرم می گردد
سیلی زده بی حیا ولی ول کن نیست
با خنده به دور مادرم می گردد
مادر مني
مادر منو پدر و مادر مني
ام ابي مادر پيغمبر مني
ذكر اول و كلام آخر مني
مادر مني
تويي كه فقط اميد محشر مني
من زير پاتمو تو روي سر مني
آرزومه بهم بگي نوكر مني
دنيا با تو رويامه
عشق تو محيامه
وقتي حيدر آقامه
مادر من كنيزت
پدر من غلامت
به حسينت قسم كه
تورو خيلي ميخوامت
" مادر من يا زهرا "
———————-
نوكر توام
نوكر تو و پدر و مادر توام
يا بهتر بگم نوكر نوكر توام
از وقتي كه يادمه پشت در توام
نوكر توام
با دعاي تو شيعه ي حيدر توام
سينه زن روضه هاي دختر توام
اگه تو مادرمي من پسر توام
وقتي زير بارونم
اسمت رو ميخونم
از عشق تو ديوونم
تو شب بي قراريم
راهيه هيئتم كن
يه شب جمعه مادر
مدينه دعوتم
بهار علی خزان شده ای
به رنگ گل ارغوان شده ای
شکسته شدی - به خاطر من - کمان شده ای
شکسته شدی - به خاطر من - بگو چه کنم
مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا
_______________________________
شکسته شده قداست تو
بمیرد علی از خجالت تو
بریده عدو - لباس اجل - به قامت تو
بریده عدو - لباس اجل - بگو چه کنم
مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا
_______________________________
بنفشه به رخ بنفشه به تن
کشیده تو خوردی به خاطر حتما
چو بازوی تو - شکسته شده - غرور حسن
چو بازوی تو - شکسته شده - بگو چه کنم
مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا
_______________________________
یگانه گل شقایق حتما
من عاشق تو هم تو عا
بنداول
با اسم تو این چشای من
همین که باز روبرو میشه
جاری میشه بارون گریه
دوباره دل زیر و رو میشه
خدا محبت تورو زده تو تقدیرم
گوشه ی چادرتو رو همیشه میگیرم
تومادرمنی ومن برا تو میمیرم
براتو میمیرم براتو میمیرم
مادر مهربون من تموم عشق وباورم
بااینکه روسیام ولی مادر قلبا دوست دارم
مولاتی فاطمه
بنددوم
با چادرت یک یهودی رو
تو مسلمون میکنی مادر
ولی با اون قبر پنهونت
دلمو خون میکنی مادر
میچرخه چرخ آسمون تا پای دستاسی
هم مادر حسینی هم، مادرعباسی
همه میدونن اینو که رو علی حساسی
روعلی حساسی روعلی حساسی
هرجا که باشه حیدرت/ دعای تو رفیقشه
ذکر زیبای فاطمه/حک شده رو عقیقشه
مولاتی فاطمه
بندسوم
شبی
اللهم عجل لولیک الفرج
سینه میزنیم با چشای تر
سینه میزنیم با همه باور
سینه میزنیم واسه ی عزای مادر
میخونیم همه صاحب عزا بیا بیا
میخونیم همه یوسف زهرا بیا بیا
میخونیم همه بانی روضه ها بیا
اللهم عجل لولیک الفرج
شب تا به صبح غسل تنم وقت می برد
آماده کردن کفنم وقت می برد
مانند دردهای دل تو شمردن
گل های سرخ پیرهنم وقت می برد
مرثیه خوان غربت کوثر به گوش چاه!
تفسیر آیه ی محنم وقت می برد
دیروز در دلت متولد شدم علی
فردا وداع از وطنم وقت می برد
آشفتگی زینب مان را به من ببخش
آسودگی یاسمنم وقت می برد
شاید که دخترم شود آرام لحظه ای
پایان گریه ی حسنم وقت می برد
با یاد کوچه تا به سحر ضجه میزند
بزم عزای سینه زنم وقت می برد
اسما _عصای دستم_ از این درد خسته شد
این روزها قدم زدنم وقت می برد
این کندی زبان اثر ضرب سیلی است
دیگر شنیدن سخنم وقت می برد
سنگین شده ست گوشم اگر پرس و جو نکن
نگذار حرف در دهنم ؛ وقت می برد
مانن
مادر مادر مادر
ریحانۀ پیغمبر
از مِنّت و غم گشتی
درمانده و بی یاور
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
از سوز غم و دردت
از آه دل سردت
همواره کنم ناله
جایت شده در بستر
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
از زحمت پهلویت
از علت بازویت
خم گشته ز مِحنتها
این قامت دلجویت
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
بر تو که ستم کرده
کاشانه به غم کرده
بازوی تو گو از چه
اینگونه ورم کرده
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
پوشی زچه صورت را
در خانه ات از بابا
ازعلّت این کارت
آگه بنما ما را
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
در چهره اثر داری
افسرده به گلزاری
قلبم طپد از وحشت
این گونه در آزاری
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
رویت شده چون س
بیا - ای نگار شیعه
بیا - ای بهار شیعه
بیا - ای امید و ، تکیه گاه و ، ای قرار شیعه
بی تو دنیا ویرونه
انگار فصل خزونه
بی تو میگیره دلامون ، بهونه بهونه
میخونیم با زمزمه - (العجل یابن فاطمه)
بیا - دلها بی شکیبه
بیا - دنیا پر فریبه
بیا - یابن الزهرا ، شیعه بی تو ، مظلوم و غریبه
آتیش زده به این دلا
دوریت بخدا ای آقا
برگرد بیا رحمی بکن ، به گدا به گدا
دلها لبریزه غمه - (العجل یابن فاطمه)
نگات - ابریه می باره
غمت - خیلی بی شماره
دلت - از غما و ، غصه های ، مادر بی قراره
قلبت بی تاب و مضطره
چشمات بارونی و تره
روی لب تو روضه ی ، مادره مادره
قلبت غرق ماتمه - (العجل یابن فاطمه)
به روى قبر تو مى ریزم اشک دیده، دگر
عزیز من! به گمانم گلاب لازم نیست
کباب شد دلم از سوز نار هجرانت
کباب سوخته را دیگر آب لازم نیست
به ریسمان چو ببستندم و ندانستند
که پاى بند توام من، طناب لازم نیست
به رو خضاب نخواهم نمود تا هستم
به موى روى مُعَّزا خضاب لازم نیست
نواى ناله ی من چون نى از بقیع خیزد
بگو به خصم، که چنگ و رباب لازم نیست
چو «مرغ یاحق» از این درد تا سحر نالم
نه بانگ بوم نه بانگ غُراب لازم نیست
کنار قبر تو شب ناله مى زنم، خواهم
فقط تو بشنوى امّا جواب لازم نیست
تو خوش بخواب که آسودى از جفا زهرا!
ز درد سینه تو را پیچ و تاب لازم نیست
تو خوش بخواب که دل بُردى از على به جنان
به دید
راز كوچه ها رو
به على نگفتى
نبينم كه دارى
از نفس مى افتى
پشت و پناه من
كجا دارى مى رى
براى نموندن
بهونه مى گيرى
مى شكنى قلبم رو
فاطمه اين روزا
راز تو نگفتى
آخر به من زهرا
نمى خواى بگى اى
بانوى رشيده
چرا ، با سن كم
قامتت خميده
بشكنه دستى كه
زد به روى بازوت
مسمار در خورده
چرا روى پهلوت
ميون اين خونه
روضه بپا كردى
از وقتى جلو من
كفن سوا كردى
با اين كه اين روزا
سرت رو مى بندى
تا منو مى بينى
زوركى مى خندى
یافاطمه الزهرا_ سلام الله علیها
قنوت اوست تجلی جار ثم الدار
زنی که می کند ایثار لحظه ی افطار
شمیم و شبنم و شمشاد هر سحر دارند
برای بوسه به چادر نماز او اصرار
خدا بخیر کند جنگ نور و ظلمت را
به سمت خانه ابرار می روند اشرار
رسیده شعله ی نمرودیان به خانه ی وحی
چرا نمی شود آتش برای او گلزار ؟
تمام سوختگان غمش خبر دارند
هنوز ناله بلند است از در و دیوار
دلیل خلقت عالم نهفته در زهراست
میان شعله ی در سوخت مخزن الاسرار
اگر قبول ندارید؟ شعله ی این در
اگر گواه بخواهید تیزی مسمار
اگر چه بود خودش اختیار دار جهان
ولی به خانه ی او آمدند با اجبار
طناب بسته به دستان دست گیر علی
کسی که دست گرفته از او ع
بسوز ای شمعِ غم امشب بساطِ غم مهیا است
بسوز امّا تو با حسرت شبِ هجران زهرا است
بسوز ای شمعِ غم امشب، کمی آرام و آهسته
علی را درد زهرا و عدو را درد دنیا است
#شهادت_حضرت_مادر_تسلیت_باد
#هستی_محرابی
در فراق فاطمه(س)
نیستی ونمی رود یاد تو از خیال من
فاطمه درد هجر تو کرده خراب حال من
با تو همیشه زندگی وفق مراد بوده است
بی تو چگونه سر کنم ای گل بی مثال من
صاحب ذوالفقارم وراست همیشه قامتم
خیز وببین زداغ خود،قامت چون هلال من
بوده شکست حیدرت حسرت جمله دشمنان
شاد شده عدوی من، می نگرد زوال من
شهپر مرتضای خود بهر عروج بوده ای
چیده شدست در غمت فاطمه شاه بال من
پشت در اوفتادی وقدرت یاری ام نبود
هستم وخجلتم زتو هست مرا وبال من
ای گل هیجده بهار،زود ترا خزان گرفت
با تو اجل زمن گرفت،غنچه ی پایمال من
بانوی خانه علی،رفته صفا زخانه ام
خانه اداره می کند،زینب خردسال من
روز وشب ای عزیرجان ،گشته دعای ح
وقتی به قبر تو نگهی ای قمر کنم
با اشک بهر تو،شب خود را سحر کنم
گاهی نظر به چادر خاکیت افکنم
گاهی نگه به خون روی میخ ِ در کنم
از بهر نبش قبر تو یک عده آمدند
اما دگر ز قبر تو، دفع خطر کنم
گفتم به آن جماعت بی دین خدا گواست
از بهر قبر فاطمه سینه سپر کنم
گر زیر و رو شود کمی از خاک قبر او
این خاک را ز خون شما لیک شما،تر کنم
دیدند این علی،علی ِبین کوچه نیست
تا که زنند سیلی و من هم نظر کنم
دیدند این علی، علی ِبدر و خیبر است
دیگر نه آنکه صبر به خون جگر کنم
این خاک زیر و رو نشد اما به قتلگاه
از ماتم حسین چه خاکی به سر کنم
در زیر پای اسب تنی زیر و رو شود
ماندم چگونه از بر آن تن گذر کنم
*****
شائق
ذکر فاطمه ذکر اهل جنته
ذکر فاطمه بهترین عبادته
دکر فاطمه باعث سعادته یازهرا
نوکر علی ذاکر فاطمه ام پر زده دلم طائر فاطمه ام کِی میشه بگم زائر فاطمه ام یا زهرا
یازهرا تا قیامت شده عادت که به روی لبم ذکر تو میدرخشه
یازهرا آخه نامت به غلامت عزت و آبرو تا قیامت میبخشه
یازهرا3
*****************************
کوری ِ عدو ولی اللهِ علی
شیر کردگار اسداللهِ علی
صورت خداست وجه اللهِ علی یاحیدر
مرد عالمه شاه مردانه علی یا علی بگو شیر یزدانه علی آیه آیه نه خودِ قرآنه علی یاحیدر
یاحیدر ای یگانه بی کرانه به خدا که من از تو آقاتر ندیدم
یاحیدر توی دنیا توی ذکرا ذکری پر شورتر از ذکر حیدر ندیدم
یاحیدر 3
ز خانۀ حیدر ای روشنای خانه مرو2
به خاطر زینب ای رونق کاشانه مرو2
فریاد رسم من بی کسم زهرا ببین دلواپسم
زینبت می شینه یه گوشه موندنت همه آرزوشه
خیلی زوده عزیز دلم که لباس سیاه بپوشه
فاطمه فاطمه فاطمه4
*****************************
خیلی برام سخته ببینمت کنج بستری2
میون این مردم تنها تو دلدار حیدری2
از حیدرت یا رو مگیر یا لا اقل پهلو مگیر
چه کنم بی حمایت تو می میرم ز خجالت تو
الهی بمیرم نبینم خمیده شده قامت تو
فاطمه فاطمه فاطمه4
********************************
نمیره از یادم آتشی کز در زبانه زد2
بشکند آن دستی که به تنت تازیانه زد2
زهرا مرو زینجا مرو یا لااقل بی ما مرو
منم و غم ماتم تو ناله های دم
بند1
سیری از دنیا چرا،برای رفتنت دعا میخونی
حرف رفتن و نزن،آخه تو هنوز خیلی جوونی
نگرانم میکنه،حال و هوات
داره اسما میسازه تابوت برات
نگرانم میکنی دعا نکن
بوی رفتن میده مادرم دعات
شفا میگیری،مادر یکم طاقت بیار
هنوز جوونی،چرا تو هستی بیقرار
نگو به زینب،برام کفن کنار بذار
(مادرم ای وای،مادرم ای وای مادرم)
بند2
میکِشی تا که نفس،روی پیرهن تو خون میشینه
من دارم سعی میکنم،که بابام این صحنه رو نبینه
نگرانم میکنه حال بدت
شدت دردی که داری این شبا
میدونم سخته که با درد کمر
بشی توی بسترت تو جا به جا
شفا میگیری،مادر یکم طاقت بیار
هنوز جوونی،چرا تو هستی بیقرار
نگو به زینب،برام کفن کنار بذار
(مادرم
شمعم که با شرار خودم گریه میکنم
دریایم و کنار خودم گریه میکنم
بی اختیار جای نفس آه میکشم
با آه بی شمار خودم گریه میکنم
روز مرا کبودی رویی سیاه کرد
هر شب به روزگار خودم گریه میکنم
بی تاب میشود حسن از یاد کوچه ها
با طفل بی قرار خودم گریه میکنم
بر جان خویش نیمه ی شب چیده ام لحد
حالا سر مزار خودم گریه میکنم
رنگ رخسار ما پریده
غم ما را کسی ندیده
شهر پیغمبر ای مدینه
مادر ما شده شهیده
خانۀ ما دگر شده ماتم سرا
ای خدا یک نظر ببین حال مرا
مادرم را شبانه بردند
هستی ما ز خانه بردند
نیمه شب محور کسا را
پیش ما مخفیانه بردند
دل شب بود و غربت وآوای ما
تک و تنها شده دگر بابای ما
اهل عالم این و بدونید
تاکه در راه خود نمونید
فاطمه بضعَةُ الرّسولم
سرگذشت مرا بخونید
صورتم در ره علی نیلی شده
مزد پیغمبرشما سیلی شده
همه عالم عزا گرفته
غم ما را فضا گرفته
دیگه «امّن یُجیب» نخونید
مادر ما شفا گرفته
مردم شهر ما خدا، خیلی بدند
مادرم را به پیش بابایم زدند
تا مادرم ز دار فنا رخت بست و رفت
اطفال خویش را ز غمش دل شکست و رفت
بعد از وفات باب خود از جور دشمنان
در انتظار مرگ به هر دم نشست و رفت
مظلومیت نگر قفس جسم شد شکست
تا مرغ جان ز عالم خاکی بجست و رفت
نادیده بود سیر رخ کودکان خود
ناچار دید پیک اجل بر در است و رفت
بنهاد داغها به دل باب بی کسم
خود از می وصال پدر گشت مست و رفت
من گرچه خود صغیرم و محتاج سرپرست
بنمود جای خویش مرا سرپرست و رفت
جز هیجده بهار ز گلزار عمر او
نگذشته بود خار جفایش بخست و رفت
ازبس کشید جور خسان سیر شد ز جان
ز اطفال خویش رشته ی الفت گسست و رفت
خود گرچه فوق عاطفه و مهر بود لیک
مهری ندید ز امّت بی شرم و پست و رفت
هرگز ن
از خشم پنجه های خزان در سرای گل
کوتاه شد ز ساحت گلخانه پای گل
غارتگران به قصد کدورت که داشتند
آتش زدند بر حرم کبریای گل
از سنگ فتنه رونق بازار گل شکست
آئینه رخت بست ز دولتسرای گل
در باغ از هجوم تطاول دگر نماند
آثاری از طراوت سرو و صفای گل
گل سوخت غنچه سوخت چمن سوخت باغ سوخت
در نوبهار لاله خزان شد بلای گل
از ضرب تازیانۀ عصیانگران باغ
تصویر زخم بود سراپا قبای گل
خشم خزان ، تهاجم آتش، بلای خار
فرصت نداد از چه ندانم برای گل
طوفان حادثات در از باغ چون گشود
بستند زاغکان ، پر و بال همای گل
از تندر حوادث و موج هجوم خشم
گل شد فدای غنچه و غنچه فدای گل
حق داشت باغبان همه شب ناله سر کند
گه در عزا
#غرل_مثنوی_فاطمی
تفسیر نور و کوثر و مریم چه می کنی؟
با قلب داغدار دو عالم چه می کنی؟
گیرم که درد رفتنت از خاطرم گذشت
با زخم نقش بسته به قلبم چه میکنی؟
جارو زدن برای کسی هم که سالم است
سخت است، پس تو با کمر خم چه می کنی؟
اسباب زنده ماندن تو می کشد تو را
هرلحظه با تنفس هر "دم" چه می کنی؟
ای اشک، زخم صورت او را به هم نریز
روی گل خزان زده، شبنم چه می کنی؟
گفتم به شعله هست حواست "که" آمده؟
حوریه ای است در تن آدم، چه می کنی؟
سلمان میان کوچه صدا زد ((که ای فلان
آخر بگو برای دو دِرهم چه می کنی؟
تنها دلیل خلق بهشت است، فاطمه است
تنها دلیل خلق جهنم چه می کنی؟))
سلمان ادامه داد، به دیوار چشم دوخ
طلیعه فاطمیه
تسلیَت یَابنَ الحَسن، آمد عزای مادرت
آسمان دارُالعَزاست ۲
بر مزارِ مخفیِ او، خاک ریزی بَر سَرت
آسمان دارُالعَزاست ۲
.
فراق پیامبر صلوات الله علیه وآله
ای پدر جان رفتی و مَحزونِ تو زهرا شده
حیدرم تنها شده ۲
بعدِ تو پای غَریبه دَر سَرایم وا شده
حیدرم تنها شده ۲
.
دیوار و در
پهلویم بشکسته دیگر دَر پسِ این دَر شده
فضّه بَر دادم بِرِس ۲
با علی چیزی نَگو که غُنچه ام پَرپَر شده
فضّه بَر دادم بِرِس ۲
.
آتش گرفتن در خانه
بینِ آتش دربِ خانه بَر سَرَم آوار شد
دیده هایم تار شد ۲
سینه ی من داغ از گُلبوسه ی مِسمار شد
دیده هایم تار شد ۲
.
کوچه ی بنی هاشم
ضربه ای از ثانی و یک ضَربه از دیوار خورد
بند اول
میره از خونه،مادر،چه غریبونه
به روی دوش،حیدر،چه غریبونه
میره از خونه،یاس،پرپر حیدر
جمع میشه امشب،بستر،چه غریبونه
مدینه،چه سکوتی داره
حیدره،که داره میباره
تا دستاش،میرسه به پهلو
سرش رو،رو دیوار میذاره
آخه داره میبینه پیکری که شکسته
میبینه بازویی که به روش ورم نشسته
میبینه صورتی که سه ماه بوده ندیده
فقط از تو کوچه ها یه چیزایی شنیده
(مادرم لای لای لای لای لای لای)
بند دوم
میره از خونه،مادر،ولی شبونه
دیگه راحت شد،از درد،ولی جوونه
دعای زینب،امشب،دیگه گرفته
پشت تابوت هی،داره،میگیره بونه
مادرم،دوباره نگام کن
بلند شو،دوباره صدام کن
چادر،خاکیتو سر کردم
نظری،به قد و بالام کن
الهی بشکن
اگه این سینه میسوزه اگه دل خونِ حق داره
نگام کن که دلم میگه هنوز پلکات رمق داره
سه ماهی هست بی حالی تو این خونه تبسم نیست
رویِ لبها فقط آهِ تو این دستاس گندم نیست
دوباره بوی نون اومد دوباره وقتِ پختن شد
چی شد بعد سه ماه امروز تنور خونه روشن شد
نمیچسبه به ما نونِ کسی غیر از تو خانومم
اگه پختی مواظب باش تو این بازو رو خانومم
خدا رو شکر میبینم بازم این خونه جارو خورد
چرا خوابیدی اما باز مگه دستت به پهلو خورد
تماشا کن شده یکبار تو این چشمای مایوسو
الهی بعد من مَردی نبینه درد ناموسو
نبینه هرچی که داره فقط آتیش پناهش بود
چهل تا رد پا بدجور روی چادر سیاهش بود
می دونم هرچی که داشتی تو کوچه خ
فاطمیه شد ،موسم غم- آسمان گشته،غرق ماتم
دخت پیغمبرتنهای تنها
همچو یک لشگرشدیارمولا
در ره حیدر افتاده از پا
مدد یازهرا
پشت دردیدم،بیقراری-بادلی پرغم،ناله داری
دیدمت زهرا نقش زمینی
باتنی خونین زاروحزینی
می زنی ناله فضه خذینی
مدد یازهرا
آتش از هرسو،شعله ورشد-قاتل مادر،میخ درشد
آتش افتاده در پیکرتو
چه بلایی آمدبرسرتو
میچکد خون ازبال وپرتو
مددیازهرا
انقلاب ما سرفرازاست-گفته آقا چاره سازاست
رهبر ما چون پیرخمین است
صاحب عزت در عالمین است
تکیه گاه این نهضت حسین است
مدد یازهرا
وداع و شهادت
الوداع زهرا،ای حبیبم-می روی بی تو،من غریبم
مهربان یارم ترک سفرکن
حال زارم را زهرا نظر کن
گ
◾نوحه سینهزنی
◾ایام فاطمیه
◾بنداول
زهرا در این خانه چون سرو آزادی
از پا فتادم تا در کوچه جان دادی
ذکر شب و روزم در کوه و در صحرا
همراه طفلانت گردیده یا زهرا
واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)
◾بنددوم
با صورت نیلی پشت در افتادی
درپیشچشمانمدیدمکهجاندادی
دست مرا بستند از بعد تو زهرا
در شهر پیغمبر حیدر شده تنها
واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)
◾بندسوم
زینب پرستارت گردیده در شبها
برخیز و بنگر باز حال مرا زهرا
یکسو حسینم از دیده گریان
یکسو حسن گوید مظلوم بابا
واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)
ای نور دل پیغمبر
تفسیر سوره ی کوثر
همسر ساقی کوثر
مام زینب و حسین
محبوبه ی حی ذات یکتایی
ممدوحه ی حیدری و طاهایی
ای گل حیدرای گل حیدرای گل حیدرمدد
تو دردانه ی طاهایی
همه هستی مولایی
ما قطره توچودریایی
هل عطا و کوثری
مظهر الطاف کبریایی تو
سرتا به پایت حجب و حیایی تو
ای گل حیدر ای گل حیدرای گل حیدرمدد
مظهرحی سبحانی
بر جسم شیعیان جانی
بر درد همه درمانی
یا زهرا گل علی
حق الیقینی نورمبینی تو
بر شیعیانت حبل متینی تو
ای گل حیدرای گل حیدرای گل حیدرمدد
امشب مهمان تو هستم
غرق احسان تو هستم
دست بر دامان تو هستم
بر من یک نظری کن
منم چو ذره تو ماه تابانم
دست تهی مادر برمگردانم
ای گل حیدرای گل حیدرای گل
دل من امروزز سینه پر زده سوی مدینه
یاد زهرای حزینه آن عزیز بی قرینه
بهشتم کوی تو دودستم سوی تو
مشام جان پراست زعطرو بوی تو
مدد یا فاطمه(۴)
تو گل باغ ولایی نور چشم مصطفایی
مظهرحی تعالی همنشین مرتضایی
گل پیغمبری تو جان حیدری
کنار مرتضی شفیع محشری
مدد یا فاطمه
گرچه پست و بی بهایم برسرکویت گدایم
حق نموده از کرامت مهر وحبت را عطایم
تو برمن تکیه گاه منم بر تو پناه
امید عالمین نمابر من نگاه
مددیا فاطمه
ای امید اهل عالم یاد تو هستم همیشه
بی ولایت فاطمه جان زندگی ممکن نمیشه
عزیز بی حرم گدای این درم
خدا باشد گواه تویی چون مادرم
مدد یا فاطمه
فاطمیه دل فتاده یاد زهرا پشت آن در
لگد و مسمار و سینه گریه