شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( با سر رسیدی بی سر گودال بابا جان ) *

5225
4

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( با سر رسیدی بی سر گودال بابا جان ) با سر رسیدی بی سر گودال بابا جان
از ذوق دارم میروم از حال بابا جان

حس میکنم جا خوردی از وقتی مرا دیدی
راحت بگو در صورتم بابا چه ها دیدی

پا تا سرم را بعد تو غم ها عوض کرده
آن دختری که داشتی خیلی بد آورده

یادت می آید شانه و موی کمندم را
در بین دختر بچه ها قد بلندم را

شانه به غارت رفت مویم سوخت درهم شد
قدم دم خیمه به زیر چکمه ها خم شد

یادت می اید چشم هایم آسمانی بود
کارم فقط در پیش تو شیرین زبانی بود

حالا ببین خون مردگی چشم هایم را
لکنت زبان و لرزش بین صدایم را

یادت می آید بازوی من بوسه گاهت بود
هر روز طاق ابروی من بوسه گاهت بود

شلاق ها پیچیده محکم دور بازویم
بابا رد انگشتری مانده به ابرو

  • جمعه
  • 1
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( زانو بغل کرده ولی انگار خوابیده ) *

7345
20

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( زانو بغل کرده ولی انگار خوابیده ) زانو بغل کرده ولی انگار خوابیده
یا از نفس افتاده یا اینبار خوابیده

بر خشت خوابیدن برایش کار سختی نیست
طفلی که تا دیشب به روی خار خوابیده

هر بار خوابش برد از روی شتر افتاد
روی شتر حداقل ده بار خوابیده

دیروز زیر سایه ی عباس خوابیده
امروز زیر سایه ی دیوار خوابیده

هرکس که آمد دیدنش سر به سرش بگذاشت
امروز را از صبح بالاجبار خوابیده

از خواب بیدارش نکن ای زجر ای نامرد
شلاق را از صورتش بردار خوابیده

اجرا شده توسط حسن حسینخانی در شب 3 محرم 95

  • جمعه
  • 1
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:54
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( تاب و تبم، ذکر لبم هر دم رقیه است ) * محمد جواد شیرازی

2030
1

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( تاب و تبم، ذکر لبم هر دم رقیه است ) تاب و تبم، ذکر لبم هر دم رقیه است
زیباترین نامِ در این عالم رقیه است

از فتنه های این زمانه در امانم
تا آن زمان که محور دینم رقیه است

مثل علی و فاطمه، مانند زینب
بر رازهای آسمان محرم رقیه است

آب دهانش برکت آب است و نور است
نور فرات و کوثر و زمزم رقیه است

در عین وحدت کثرت از توحید دارد
هم فاطمه هم زینب است و هم رقیه است

هرجا که پرسیدند بنده صاحبت کیست؟
گفتم همان که دوستش دارم، رقیه است

اصلا نپرس این اطعمه از جانب کیست
روزی رسان حضرت مریم رقیه است

در وادی عشق و جنون تحقیق کردم
گشتم جهان را مرجع اعلم رقیه است

عمری است در قلبم نشاندم رایةِ عشق
عمری است ذکر روی این پرچم رقیه است

می بینی ای

  • جمعه
  • 1
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

حضرت رقیه(س)شهادت -( به ماه، ماه سر نيزه را نشان می داد ) * محسن حنیفی

2263
2

حضرت رقیه(س)شهادت -( به ماه، ماه سر نيزه را نشان می داد ) نويد وصل پدر را به كاروان می داد
به ماه، ماه سر نيزه را نشان می داد

رقيه توليت آستان رأس شريف
به ماه، اذن زيارت در آسمان می داد

هزار حوريه از چادرش زمين ميريخت
اگر كه چادر خود را کمی تكان می داد

رقيه دختر آقای مهربانی كه
سرش به حامل سر نيزه سايبان می داد –

- گرسنه بود، ولی از كرامتش اين بس
به دست دشمن خود رزق آب و نان می داد

پدر عقيق یمن را به ساربان بخشيد
و او النگوی خود را به ساربان می داد

شبانه از لب بابا كمی شكايت كرد
چرا كه بوسه به لب های خيزران ميداد

توان پاشدنش را گرفت سيلی زجر
وگرنه پيش پدر، ايستاده جان می داد

درست لحظه ی وصل رقيه و بابا
برادرش به روی نيزه ها اذان می داد

شاعر

  • سه شنبه
  • 10
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:49
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( ای زجر از شرم و حیا پرهیز کردی ) * محمد جواد شیرازی

2187

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( ای زجر از شرم و حیا پرهیز کردی ) ای زجر از شرم و حیا پرهیز کردی
دندان برای سهم ناحق تیز کردی

از بس مرا در پشت مرکب ها دواندی
عمر بهاری مرا پاییز کردی

آرامشِ راز و نیازم را گرفتی
بینایی چشمان بازم را گرفتی

من که به تو هر قدر زیور بود دادم
دیگر چرا چادرنمازم را گرفتی؟

زنجیر را روی پرم نگذار بس کن
پا روی بال دیگرم نگذار بس کن

راحت شدی؟! بال و پرم از کار افتاد
دیگر برو سر به سرم نگذار بس کن

با ضربه ی سیلی دهانم را شکستی
ابروی زیبا و کمانم را شکستی

از هر طرف پا می شوم فورا میافتم
چون بندهای استخوانم را شکستی

درد عجیبی از شب غارت گرفتم
گفتم پدر... از کعب نی حاجت گرفتم

اصلا به آسانی نمی چرخد زبانم
شیرین زبان بودم ولی لکنت گ

  • جمعه
  • 1
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:47
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

بی بی رقیه(س) -( بابا بیا که قد نهالت خمیده شد ) *

1204
3

بی بی رقیه(س) -( بابا بیا که قد نهالت خمیده شد ) بابا بیا که قد نهالت خمیده شد
همتای مادر تو چه رنگم پریده شد

مویی که شانه خورد بدستت کنون ببین
با دست های حرمله بابا کشیده شد

رویم سه سال پشت حجاب تو بودو حال
بین یهود و مجلس خصم تو دیده شد

بارفتنت تو خاک دوعالم سرم شد و
بابا قسم که معجره طفلت دریده شد

طفلت به روی بازوی توجای خواب داشت
حالا ولی خرابه به خاک ارمیده شد

بی حرمتی به اهل خیامت میان شام
بین تمام شهر ز بعدت عقیده شد

بعد از صدای ناله ی تو بین قتلگاه
گوش سه ساله ی تو چو مویت کشیده شد

در بین شامیان و یهودان زبعد تو
این داستان موی سفیدم قصیده شد

ریحان

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 22:22
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن کردی

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( هر کس رسید بی کسی ام را نگاه کرد ) * حسن کردی

2223
4

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( هر کس رسید بی کسی ام را نگاه کرد ) هر کس رسید بی کسی ام را نگاه کرد
ما را چه سخت رفتن تو بی پناه کرد
قاری چنین ندیده کسی پاره پاره لب
رویش سیاه انکه لبت را سیاه کرد

غیر از نمک به زخم تو مرهم نذاشتند
از زخم سنگ و زخم زبان کم نذاشتند
در زیر سنگ بارش بی رحم کوچه ها
یک بوسه نذر روی تو کردم نذاشتند

اینکه لباس خوب تنم نیست معذرت
پایی برای پا شدنم نیست معذرت
گرچه همیشه مقنعه دارم به سر ولی
چادر سیاه شب شکنم نیست معذرت

من بی پناه،عمه ولی بی پناه تر
پهلویم از سیاهی شب ها سیاه تر
اه ای هلال خون زده ی اسمان شام
بودی به روی نیزه تو از ماه ماه تر

چل منزلی که بال کبوتر نداشتم
جز اشک و اه منزل دیگر نداشتم
از ترس اینکه باز بیافتی به روی خا

  • جمعه
  • 1
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شب سوم حضرت رقیه س -( اینها به من گفتند تو بابا نداری ) * امیر عظیمی

2012
10

 شب سوم حضرت رقیه س -( اینها به من گفتند تو بابا نداری ) اینها به من گفتند تو بابا نداری
بی خانمانی، جز خرابه جا نداری

از بی کسی من همینم بس که گفتند
دور و بر خود یک عمو حتی نداری

له شد غرورم، دختر شامی به من گفت
در گوش خود یک گوشوار آیا نداری؟

از قافله جا مانده بودم، زجر آمد
هی... زودتر... دختر مگر تو پا نداری!؟

بابا خبر داری که دورم باده خوردند
بالا نشینی تو خبر از ما نداری

اصلا خبر داری سر بازار رفتم
بابا خبر از عمه داری یا نداری

از آن زمانی که زمین خوردم ز ناقه
دختر شبیه مادرت زهرا نداری

با تو قیاسی ساده کردم صورتم را
مثل همیشه ای پدر همتا نداری

از گردنت فهمیده ام گودال بودی
یک جای سالم در سرت زیرا نداری

شاعر : امیر عظیمی

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 22:34
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( تو که دیدی بابات خوابه ) * هادی جانفدا

6240
19

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -(  تو که دیدی بابات خوابه ) تو وقتی اومدی گفتم
که تقصیر دل من بود
تو که دیدی بابات خوابه
چه وقت گریه کردن بود

حالا که اومدی پیشم
بازم آغوشتو وا کن
بغل کن بغضمو بازم
غریبی مو تماشا کن

حالا که اومدی پیشم
بزار خلوت کنم با تو
بزار تعریف کنم ، بعدش
ببین من پیر شدم یا تو

ببخش حرفای تعریفی م
دیگه حرفای خوبی نیست
ببخش واسه پذیرایی
خرابه جای خوبی نیست

خرابه بسترش خاکه
خرابه بالشش خشته
تو خیلی خاکی ای اما
برای دخترت زشته

برای دخترت زشته
که خونش این طوری باشه
بزار چیزی نگم شاید
تو حرفام دلخوری باشه

کدوم خانوم با این حالش
پیش مهمون معذب نیست
ببخش از راه طولانی
سر و وضعم مرتب نیست

اگه مهمون داری باید
براش با جون مهیا شی
خجالت

  • جمعه
  • 1
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:52
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شب سوم حضرت رقیه س -( بابا برای آبله جایی نمانده ) * علی علی بیگی

1878
3

 شب سوم حضرت رقیه س  -( بابا  برای  آبله  جایی  نمانده ) پایی نمانده
بابا برای آبله جایی نمانده

بین بیابان
دردانه ات تنها چه شبهایی نمانده

از روی ناقه
افتادم و بر پیکرم نایی نمانده

از ضرب سیلی
دیگر برایم چشم بینایی نمانده

موی سرم را
از بس کشیدن موی زیبایی نمانده

بعد از عمویم
گهواره خالی مانده لالایی نمانده

لکنت گرفتم
روی زبانم لفظ بابایی نمانده

دیگر برایم
غیر از خرابه هیچ ماوایی نمانده

با سر رسیدی
بابا برایت دیگر اعضایی نمانده؟

شاعر : علی علی بیگی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:42
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

دانلود نوحه سنتی سینه زنی و زنجیرزنی به همراه سبک -( دریا دریا اشک می بارد رقیه از دوریِ بابایش ) * محمدرضا سروری

2897
4

دانلود نوحه سنتی سینه زنی و زنجیرزنی به همراه سبک -( دریا دریا اشک می بارد  رقیه از دوریِ بابایش ) دریا دریا اشک

دریا دریا اشک می بارد رقیه از دوریِ بابایش

بابا بابا نرَوَد یک دم روز و شب از غنچة لب هایش

******

دختر معصومة سلطانِ لب عطشان دین

در دلِ مخروبة شاماتِ بلا دل غمین

هجر پدر برده توان از بدنِ نازکش

طفل سه ساله شده با داغ یتیمی قرین

نیمه شبان روی پدر دیده به دنیای خواب

گریة او را پدرش خنده زده در جواب

گفت و شنودی که دل از سینة او کنده است

کرده به پا در دلِ آشفته بسی انقلاب

دریا دریا اشک می بارد رقیه از دوریِ بابایش

******

بگیرد از عمة دلخسته سراغِ پدر

بگوید عمه پدرم کِی برسد از سفر

بانگ فغانش رسد این لحظه به هفت آسمان

او که نشانیده هوای پدرش را به سر

سایه زده بر سرِ

  • شنبه
  • 7
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها - خرابه شام -( کی دیده دختر شاهی ، به خرابه ای نشینه ) * محمدرضا سروری

4530
5

نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها - خرابه شام -( کی دیده دختر شاهی ، به خرابه ای نشینه ) دختر شاهی تو خرابه

( کی دیده دختر شاهی ، به خرابه ای نشینه
عمه چادُری سرم کن ، بابا گوشام و نبینه)

تو رخ کبود و خونین ، گودی چشام نگینه
عمه چادُری سرم کن ، بابا گوشام و نبینه

آسمون سقف سرِ ما ، فرش مون خاک زمینه
عمه چادُری سرم کن ، بابا گوشام و نبینه
*******
کی دیده سه ساله ای که ، به غم و غصه اسیره
تو خرابه های غربت ، دلش از زمونه سیره
غم دوری زده تیشه ، به دلم از پِی و ریشه
که به گریه تا همیشه ، یه نفَس بهونه گیره

توی غربت و اسیری ، من و این بهونه گیری
عمه رو کمر شکستن ، من و دندونای شیری

( کی دیده دختر شاهی ، به خرابه ای نشینه
عمه چادُری سرم کن ، بابا گوشام و نبینه)
*******
اگه از سفر

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:39
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

اشعار محرم و صفر , شب سوم حضرت رقیه س -( امروز با لب های خشکیده ) *

971

 اشعار محرم و صفر , شب سوم حضرت رقیه س -( امروز با لب های خشکیده ) امروز با لب های خشکیده

دائم به فکر دختری بودم

بی تاب تر از روزهای قبل

دل خون طفل مضطری بودم

امروز روز سوم ما بود

ما که فدای دخت اربابیم

والله امشب تا سحرگاهان

از داغ این روضه نمیخوابیم

لب های خشک ما کجا داند

درد لبان تشنه ی او را..؟

کی میشود فهمید قدری از

درد و عذاب زخم ابرو را..؟

هرشب فقط ذکر لبش این بود:

عمه چرا بابا نمی آید؟

عمه بدان این دختر تنها

دنیای بی بابا نمی خواهد

هرشب فقط مرگ از خدا میخواست

این روزها مانند `زهرا” بود

عجل وفاتی روی لب هایش

چشمش ولی دنبال بابا بود

کنج خرابه سر به روی خاک

تازه کمی آرام شد خوابید

ناگه صدای دلبرش آمد

عطر نفس های پدر پیچید

بابا رسی

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 22:08
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شب سوم حضرت رقیه س -( ای کز شعاع عشق تو لایمکن الفرار ) *

1037

 شب سوم حضرت رقیه س  -( ای کز شعاع عشق تو لایمکن الفرار ) ای کز شعاع عشق تو لایمکن الفرار
گشته حرام بعد تو بر دخترت قرار

آب بقای عالمیان تشنه ای چرا؟
از چه خزان شده ست به روی لبت بهار؟

آتش گرفت پای من از هرم ریگ دشت
سوزانده است روی تو خورشید پر شرار

یک شب به پای نیزه ات آرام آمدم
صبرم نمانده بود دگر بهر انتظار

آهسته با نوای حزین دادمت سلام
گفتی سلام جان پدر ؛ نازنین نگار

جا خوردم از مشاهده ی راس خونی ات
آخر چه کرده با سرت این قوم نابکار

حالا چرا نگاه تو هم پر ز حیرت است؟
باور نمیکنی که شدم اینچنین نزار؟

سایه فکنده ای به سرم ابر مرحمت
بر خشکی کویر لبم بوسه ای ببار

با ناخن شکسته ز پا خار میکشم
بابا تو نیز نیزه ز حلقت برون بیار

میثم حسنلو

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:45
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شب سوم حضرت رقیه س -( گفتند کمتر گریه کن؛ دیگر نمی آید ) *

1001
1

 شب سوم حضرت رقیه س -( گفتند کمتر گریه کن؛ دیگر نمی آید ) گفتند کمتر گریه کن؛ دیگر نمی آید
از دختر چشم‌انتظار این برنمی آید

سر می‌رسد امشب به تلخی انتظار من
با سر پدر می آید و غم سر نمی آید

شانه نمی‌خواهم که دیگر تار مویی نیست
روی سرم دیگر به من معجر نمی آید

جز مرگ، از ضعف تنم راه گریزی نیست
گرچه نفس می ‌آید اما درنمی ‌آید

چیزی نمانده در کف دردانه‌ات، بابا
از چشم‌های خسته‌ام گوهر نمی آید

بدجور دلتنگ برادرهای خود هستم
اصغر چرا ساکت شده؟ اکبر نمی‌آید؟

عمه هوای بچه‌ها را دارد و دیگر
باران سنگ از هر سوی معبر نمی‌آید

از پشت بام خانه‌ها با شعله‌ی آتش
روی سر سجاد خاکستر نمی‌آید

شد میهمانم حیدر و زهرا و پیغمبر
ماندم چگونه بعد از این، محشر نمی آید

سی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:51
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شب سوم حضرت رقیه س -( تمام داغِ بهار از خزان لعنتی اَست ) *

1310

 شب سوم حضرت رقیه س  -( تمام داغِ بهار از خزان لعنتی اَست ) تمام داغِ بهار از خزان لعنتی اَست
تمامِ طعنه ی طوفان تکانِ لعنتی اَست

اسیری و غم دوری و زاری و خاری
پس از تو سهم من از این جهانِ لعنتی است

چقدر کینه ی تبلیغ راویان دروغ
به گوش های کرِ منکران لعنتی است

گرسنه اند همه بچه ها و صد نفرین
به هرچه نامِ تصدق به نان لعنتی است

هزار مرتبه مُردم دوباره زنده شدم
همینکه همسفرم ساربانِ لعنتی است

کم از مغیره ندارد میان حرمله ها
همیشه ترسِ زنان از سنانِ لعنتی است

و پایکوبی و رقاصه گی به عرض حضور
در این دیار نشانِ زنانِ لعنتی است

درست لحظه ی پر ازدحام ساعتِ شهر
گذشتن از درِ ساعت زمانِ لعنتی است

عبور از وسط جمعیت، مسیری تنگ
تمام درد من از این مکانِ لعنتی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 10:15
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک واحد حضرت ر قیه سلام الله علیها * عبدالزهرا هاشمیان

1443
1

دانلود متن و سبک واحد حضرت ر قیه سلام الله علیها بابا ، چشای دخترت میباره
قلب رقیه س بی بهاره
شبا میبینم توی خواب ، زجر
رو صورتم سیلی میذاره
بابا ، تو رؤیاهام خوابتو دیدم
مثال مادرت خمیدم
آخر با ناله زدنم من
به آرزوی خود رسیدم
بابا ، من الذی ایتمنی
چشمام ، پدر نداره دیگه سویی
چون دخترت ژولیده مویی
از آن شب کنج تنورت
خاکستری کبود رویی
بابا ، بیا بزن موهامو شونه
خوش اومدی کنج ویرونه
دستای شمر بزرگه اما
دستای تو چه مهربونه
عمه امشب برام رسیده مهمون
لیلا رو دیده چشم مجنون
تو از بابام سوال بپرس که
لباش برا چی شده پر خون
عمه، بزن کمی موهامُ شونه
موهای سوختم پریشونه
اما خود بابا حسینم
درد رقیه اش (س)و میدونه

شاعر : عبدالزهرا هاشمیان

منبع : گروه ش

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 03:23
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه شب سوم حضرت رقیه(س) -( ای ساربان آهسته ران ) * علی بهرامی نیا

15823
31

دانلود متن و سبک نوحه شب سوم حضرت رقیه(س) -( ای ساربان آهسته ران ) بنداول
ای ساربان آهسته ران
طفلی چو دور از قافله
اونو نزن زجرش نده
پاهاش شده پر آبله
از فرط دردو خستگی
توی بیابون افتاده
زیر لگد های عدو
بی حال و بی جون افتاده
تا حالا توی دنیا،کسی اینو ندیده
دخترکی سه ساله،با قامتی خمیده
واویلتا واویلا....... واویلتا واویلا
بند دوم
بابای خوب و مهربون
دردامو از چشمام بخون
از ترس سیلی و کتک
گرفته ام لکنت زبون
اون مردک پست و پلید
گوشواره از گوشم کشید
برصورتم سیلی زدو
برق از نگاه من پرید
رفتی منو نبردی،خیلی دلم گرفته
از ماجرای گودال، عمه به من نگفته
واویلتا واویلا.......واویلتا واویلا
بندسوم
تنگه دلم برا صدات
قربون خشکی لبات
چراتو غرق خون شدی
بگو چی بود جرم و گنات

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -( یه دختری،داره میخونه ) * امیرحسین سلطانی

3064
0

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -(   یه دختری،داره میخونه ) یه دختری،داره میخونه
بابا بیا کنج ویرونه
برات چه تنگه دلم بابایی
فقط اینو عمه میدونه
بیا از اینجا ببر،دخترت رو به خونه بابا
حداقل تو یه بار،موهامو بزن شونه بابا
ندارم توونی/ببین از زمونه/چه سیرم بابا
مثه مادر تو/یه دستی به پهلو/میگیرم بابا
(بابایی بابایی ۲ بابا جون حسین)
خرابه شد،گلشنم عمه
بابام میاد دیدنم عمه
چادرِ مشکی سرم کن آخر
نشه معلوم این تنم عمه
مژده بده که بابام،از روی نیزه داره میاد
میخوام شبیه قدیم،ناز بکنم من براش زیاد
ببوسم لباشو/زیر اون چشاشو/برم قربونش
بسوزم به پاشو/بمیرم براشو/بشم مهمونش
(بابایی بابایی ۲ بابا جون حسین)

شاعر : امیرحسین سلطانی

منبع : گروه شاعران جواز نوکری

دان

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 08:51
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک روضه حضرت رقیه سلام الله علیها -( روشن کردی ویرونه رو ) * حامد شریف

2905
1

دانلود متن و سبک  روضه حضرت رقیه سلام الله علیها   -( روشن کردی ویرونه رو ) بند اول
روشن کردی ویرونه رو
لایق دونستی دخترو
«حالاکه اومدی نرو»
بابایی
تو دامن میگیرم سرو
میزنم حرف آخرو،
حالاکه اومدی نرو
بابایی
من الذی ایتمنی بابایی
چرا تو خونین دهنی بابایی
خبر داری عشق منی بابایی بابا جون
«من الذی ایتمنی ۳واویلا»
بند دوم
نپرس از موهای سرم
کبودی های پیکرم
سوختگی بال و پرم
بابایی
به من نگو کو معجرت
تا نپرسم از پیکرت
از خاکستر رو سرت
بابایی
کی رگای گردنتو بریده
نگا بگن که دخترت خمیده
لحظه پر کشیدنش رسیده
«من الذی ایتمنی ۳واویلا»
بند سوم
خیلی این شامیا بدن
باعث گریه هام شدن
نبودی عمه رو زدن
واویلا
بین محله ی یهود
اگه عمه زینب نبود
دخترت حالا مرده بود
واویلا
اینا به ما حرفای

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 11:49
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک زمینه شب دوم محرم -( اومده یه کاروانی پره از شقایق و یاس ) * سید هاشم ساعی

1174

دانلود متن و سبک زمینه شب دوم محرم -( اومده یه کاروانی پره از شقایق و یاس ) بند اول

اومده یه کاروانی پره از شقایق و یاس

کاروونی که چشاشون از غما شبیه دریاس

کاروونی که شدن محافظاش اکبر و عباس

زینب داره چقد/ بین سینش اضطراب

با حال زار رباب/میگرده دنبال آب

رو دستای سکی/نه رفته اصغر به خواب

رو صورت دخ / تر ها روپوشه

جای رقیه / دوش عموشه

( ثارالله حسین جان)

بند دوم

دلش از غصه و دردا و غما کبابه زینب

توی محمل و میون هاله ی حجابه زینب

پای عباس علی ببین شده رکابه زینب

شکر خدا پر از / محرم شد دور و برش

شکر خدا هنوز / معجر هست روی سرش

ده روز دیگه ای / میشه غارت معجرش

ده روز دیگه / میشه جسارت

با شمرو خولی / میره اسارت

(ثارالله حسین جان)

شاعر : سید هاشم ساعی

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 02:14
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -( عمه از این غم،پژمرد ) * بهمن عظیمی

1655
1

دانلود متن و سبک  نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها -( عمه از این غم،پژمرد ) عمه از این غم،پژمرد

دخترت از این غم،مرد

پیش چشمم لبهایت خیزران خورد

خون و خاکستر،دارد رویت

مثل من آتش دیده مویت

خون تازه می آید بابا از گلویت

ای پدر جان عشق تو پیرم کرد

تو شدی همچون زهرا

دختره نازه بابا

با قد خم سر کردی چادرت را

از سر نیزه دیدم حالت

زخمی و خونی گشته بالت

مادرم را دیدی در صحرا خوش بحالت

دختر من ای عزیز بابا

شاعر : بهمن عظیمی

دانلود سبک

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 03:51
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک زمینه شب سوم محرم -( خیلی چش به راه نشستم تا که از سفر بیایی ) * سید هاشم ساعی

3999
5

دانلود متن و سبک زمینه شب سوم محرم -( خیلی چش به راه نشستم تا که از سفر بیایی ) بند اول

خیلی چش به راه نشستم تا که از سفر بیایی

سر بذارم روی زانوهات بگی برام لالایی

بگیری یه بار دیگه منو تو آغوشت بابایی

چشمام تو راه شام/ بابا دنبالت میگشت

آخر دیدم سر/ غرق خونت رو تو تشت

دیدی تو هم منو / روی خارا بین دشت ؟

دشتای تو راه / داره مغیلان

رفته تو پاهام / خاره مغیلان

(بابایی بابا جون)

بند دوم

انقدر تار شده چشمام کسی رو نمیشناسم

کشیدن منو رو خاکا شده پاره این لباسم

کاش می آوردی بابایی از سفر پیرهنی واسم

از این حرومیا /دارم من خیلی گله

بستن رقیتو با /زنجیر و سلسله

خیلی منو زدن / بابا شمر و حرمله

زجر حرومی/ با مشت منو زد

چادر نماز/ من رو لگد کرد

(بابایی بابا جون)

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 02:17
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه -( گوشهٔ ویران ، آمده بابا ) *

10573
14

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه  -( گوشهٔ ویران ، آمده بابا ) آه و واویلا صد آه و واویلا

گوشهٔ ویران ، آمده بابا

عمه جان بنگر با دیدگان تَر

رأس بابایم ، پُر زِ خاکستر

غربت او از طشت طلا پیداست

روضه خوان او ، مادرش زهراست

گوشهٔ ویران ای سبط پیغمبر

بهر دیدارم ، آمدی با سر

من که دلخون و غمدیده و زارم

شرمِ بسیار از ، خواهرت دارم

هرکجا دشمن بر من جسارت کرد

عمه با جان از من حمایت کرد

دانلود سبک

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 07:42
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک زمزمه شب سوم محرم الحرام -( خوش اومدی بابا،بابا ) * عماد بهرامی

2994
3

دانلود متن و سبک زمزمه شب سوم محرم الحرام -( خوش اومدی بابا،بابا ) خوش اومدی بابا،بابا

خبری که داری زما،بابا

میدونی رفتیم کجا،بابا

به صورتم نگا نکن

نگاه به این زخم و کبودیا نکن

اصلا خودت رو ناراحت بابا نکن

زخم هام که خوب بشه باهم میریم

به جون عمه قسم میریم

منو تو از شهر غم میریم

از کینه بود زود خوب میشم

زیرچشم شده کبود زودخوب میشم

آخه عموعباس نبود زودخوب میشم

عمه میگه شدی به من،بابا

شبیه ام الحسن،بابا

شدم اسیر محن،بابا

درست میگه عمه یا نه؟

بیشتر شدم شبیه فاطمه یا نه؟

راستی ببین زخمای پام کمه یا نه؟

شاعر : عماد بهرامی

منبع : گروه شاعران جواز نوکری

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 05:07
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

زمزمه شهادت حضرت رقیه(س) -( شبا که میخواد بخوابه ) *

2500

زمزمه شهادت حضرت رقیه(س) -( شبا که میخواد بخوابه  ) بند اول

منو می سوزونه داداش
سفارشای آخرت
گفتی که بیشتر از همه
چشمم باشه به دخترت

گفتی که قربونت بشم
سه ساله مادر نداره
شبا که میخواد بخوابه
رو زانوهام سر میزاره

بعد تو چشماش
اسیر بارونه
حالا مُتکّاش
سنگ بیابونه

بند دوم

من به تو قول داده بودم
مواظِبَت کنم ازش
چجوری جاتُ پُر کنم؟
بهونه می گیره همش

با بونه ی نبودنت
همیشه هق هق میکنه
خودت یه کاری کن داداش
بدون تو دق می کنه

بعد تو آروم
نداره یک لحظه
ای کاش نمی دید
سرت و رو نیزه

بند سوم

ببخش اگه روی گُلت
کبود و سرخ و نیلیه
عزیزِ من اینا همه
از اثراتِ سیلیه

ببخش اگه امانتت
نحیف و بی رمق شده
سوره ی کوثرت حسین
ببین ورق ورق شده

منو حلال کن
که

  • جمعه
  • 5
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

کنج خرابه -( دختری کنج خرابه غریبونه توی خوابه ) * اسماعیل تقوایی

6636
20

کنج خرابه -( دختری کنج خرابه غریبونه توی خوابه ) دختری کنج خرابه غریبونه توی خوابه
تو خوابش بابارو دیده، شده بیدار وبیتابه

اومده عمه کنارش، بغلش کرده رقیه
میگه عمه جون بابام کو. دل من براش کبابه

می کنه گریه رقیه، دورشم حلقه ی ماتم
با رقیه اشک می ریزه، هر کی هست توی خرابه

سربابا رو آوردن هدیه برای دختر
هرچی حرف میزنه دختر،اما بابا بی جوابه

دوست داره بشوره سررو با گلاب اما نداره
می شوره با اشک چشماش اینجا اشک جای گلابه

درد دل میکنه دختر با سر بابای خوبش
میگه خوب شد اومدی تو، دیدن یتیم ثوابه

نبودی بابا ببینی که با دخترت چی کردن
تاکه اسمت رو میارم تازیونه ام جوابه

هنوزم به خاطرم هست بغل عمو ابوالفضل
همیشه به یاداکبر، دوتا چشم من پر آبه

ح

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه (س) -( نیمه شب رسیدی و ، شد شبم سپیده دم ) * مجتبی صمدی

4670
4

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه (س) -( نیمه شب رسیدی و ، شد شبم سپیده دم ) نیمه شب رسیدی و ، شد شبم سپیده دم

وقت خوبیه که از ، غصه هام برات بگم

بابایی ، چرا بی خبر اومدی

پیش من ، چرا تو با سر اومدی

رو دامنم به خواب ، تا سحر بابا

فکر کن خوابیدی رو ، دامن زهرا

ای وای بابای من ، پسر زهرا

******

میدونم که سختته ، قصه ای برام نگو

پرز چوب خیزران ، رفته تو لبات فرو

گیسوهات ، دیگه بوی سیب نمیده

کی شراب ، روی صورتت پاشیده

بنده اومده صدام ، نفسم تنگه

موهام مثه موهات ، لاله ای رنگه

ای وای بابای من ، پسر زهرا

******

من فرشته ی توام ، که رمق نداره پام

راه نمیتونم برم ، چکمه خورده پهلوهام

نمی خوام ، برام عروسک بخری

با خودت ، تو من و باید ببری

شاهزاده تو ببر ، ب

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 02:58
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک زمینه شب سوم -( گوشه ی خرابه و ، حالم خرابه ) *

5113
7

دانلود متن و سبک زمینه شب سوم -( گوشه ی خرابه و ، حالم خرابه ) گوشه ی خرابه و ، حالم خرابه

یتیمی تصورش برام عذابه

سهم من از نبودنت

زخم و کبودی تنه

موهامو بس که چنگ زدن

چنگی به دل نمی زنه

نیستی ، ببینی زیورم رو می کنن

تا کی ، به دخترت بخندن علنن؟

رفتی ، همه دارن سرم داد می زنن

بابا بی تو میمیرم اینجا

تو دلم یه دنیا غم یه کوه درده

غم تو ببین با دخترت چه کرده

فدای اون لبات بابا تنگ شده بود دلم برات

خیلی زدن منو ولی اومدم هرجا پابه پات

راستی چقد شدم مث مادرتو

حالا که من نگفتم از پیکرتو

بابا تو هم نگو چی شد معجر تو

بابا بی تو میمیرم اینجا

دخترت تو شهر شام شده آواره

دیدنم بایک لباس پاره پاره

دیدم که دخترای شام

منو بهم نشون میدن

به اشکای دخ

  • یکشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 02:38
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه -( دیدم که بی سری بابا باورم نشد ) * محمدرضا سروری

4138
2

دانلود متن و سبک نوحه حضرت رقیه -( دیدم که بی سری بابا باورم نشد ) باورم نشد
دیدم که بی سری بابا باورم نشد
در خون شناوری بابا باورم نشد
صدپاره پیکـری بابا باورم نشد
لب تشنه پرپری بابا باورم نشد
******
ای سایة سـرم بابای بی سرم
هرگز نمی شود داغ تو بـاورم
در گود قتلگاه دیدم نعش بی سرت
در خون فتـاده بابا صد پاره پیکرت
ببریده خنجر تیـزی نای و حنجرت
نشـود باور من غـم بابا حسینـم
دیدم به چشم خود بابا دست و پا زدی
بوسه به خنجـر شمر بی حیـا زدی
با خونِ حنجره زینـب را صدا زدی
نشـود باور من غـم بابا حسینـم
دیدم که بی سری در خون شنـاوری
ببریـده حنجری بـابـا باورم نشد
دیدم که بی سری بابا باورم نشد
******
ای سایة سـرم بابای بی سرم
هرگز نمی شود داغ تو بـاورم
بر چوبِ خیزران

  • دوشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 08:28
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد