حضرت علی اکبر (ع)

مرتب سازی براساس

حضرت علی اکبر ع -(چرا ماهی شدی در بحرِ خونت!) * هستی محرابی

1194
0

حضرت علی اکبر ع -(چرا ماهی شدی در بحرِ خونت!) #نذر_غربت_حضرت_علی_اکبر

خبر تا گوشِ لیلا هم رسیده
که تیری حلقِ اکبر را دریده

پسر تیغِ جفا کارِ تو را ساخت
ببین فرقِ سرت را نیزه بشکافت

شنیدم موی تو با خون حنا شد
بمیرد مادرت، فرقت دو تا شد

خبر آمد رُخِ ماهت فرو ریخت
بجای آب خونت در سبو ریخت

پریشانم من از زخمِ جنونت
چرا ماهی شدی در بحرِ خونت؟

مسلمانان لیلا یک پسر داشت
میانِ قوم و خویشان تاجِ سر داشت

بمیرم من که دامادش نکردم
حنا بر زلفِ ناشادش نکردم

الهی مادرش لیلا بمیرد
که او را قتلگاهِ خون نبیند

کجایی نورِ چشمانِ ترِ من
کجایی نخلِ باغم اکبرِ من

تو که جایت بوَد آغوشِ بابا
نه در صحرا میانِ سنگِ خارا

لبت تشنه به زیرِ خار و خاشاک
تنت در

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن صرامی

یا حضرت علی اکبر علیه السلام -(پدرم لحظه ي راهي شدنم ريخت به هم) * محسن صرامی

1577
6

یا حضرت علی اکبر علیه السلام -(پدرم لحظه ي راهي شدنم ريخت به هم) پدرم لحظه ي راهي شدنم ريخت به هم
خواستم بوسه به دستش بزنم ريخت به هم

رجزم بود علي ابن حسين ابن علي
اين رجزخواندم و كفرازسخنم ريخت به هم

لب ودندان من آن لحظه هدفگيري شد
كو اويسي كه عقيق يمنم ريخت به هم

با عمودي به سرم منقذ ملعون كوبيد
بد زد آنقدر كه حتي دهنم ريخت به هم

اشتباهي طرف لشگريان رفت عقاب
كوچه اي بازشد اعضاي تنم ريخت به هم

اربأ اربا شدم و زيرلبم گفتم كه
سربابا به سلامت بدنم ريخت به هم

گله اي گرگ صفت دور وبرم حلقه زدند
آه يعقوب بيا پيرهنم ريخت به هم

نرسيده به تنم خورد زمين بابايم
من بميرم پدر بي كفنم ريخت به هم

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا حضرت علی اکبر علیه السلام -(هر كه نشد فداي تو اهل هنر نمي شود) * محسن صرامی

934

یا حضرت علی اکبر علیه السلام  -(هر كه نشد فداي تو اهل هنر نمي شود) هر كه نشد فداي تو اهل هنر نمي شود
آنكه نشد اسير تو مرد خطر نمي شود

حريف اشك چشم من بغض دگر نمي شود
خستگي از تن پدر بي تو به در نمي شود

كسي شبيه تو دگر عشق پدر نمي شود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

اي همه هستي ام كمي راه برو مقابلم
خيره نشو به چشم من توئي كه برده اي دلم

عصاي پيري ام توئي توئي تمام حاصلم
شك نكن اكبرم شود داغ غم تو قاتلم

امشب من به قتلگه بي تو سحر نمي شود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

حل شده ايم ما دوتا درهم و هر دو در خدا
حيرت عشق را ببين پدر خدا پسر خدا

نيست ميان ما دوتا مگر خدا مگر خدا
از دل هر دوتاي ما دارد علي خبر خدا

غير من و تو و خدا كسي خبر نمي ش

  • شنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:51
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر حضرت علی اکبر(ع) -(ای لاله ی پرپر ماهِ زیبای من) * امیر عباسی

2202
2

شعر حضرت علی اکبر(ع) -(ای لاله ی پرپر ماهِ زیبای من) ای لاله ی پرپر ماهِ زیبای من
ای شبه پیغمبر اِرباً اِربای من
علی اکبر
ای هستی بابا،افتادی بر صحرا،گِرید به تو لیلا
یا ولدي
جانم علی اکبر...

مَمسوسٌ في ذاتِ اللّهی ای پسرم
چَشمت غرق خون و زین غم خون جگرم
ای جان من
می زنی دست و پا،پیش چشم بابا واویلا واویلا
یا ولدي
جانم علی اکبر...

  • شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 11:56
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

متن شعر شب هشتم محرم -(میبینی _ مثل برگ خزونم) * امیر حسین الفت

1990

متن شعر شب هشتم محرم -(میبینی _ مثل برگ خزونم) میبینی _ مثل برگ خزونم
میبینی _ مثل ابر بارونم
میبینی _ مثل نیزه شد فرو
تو قلبم _ داغ تازه جوونم

میبینی پسرم اشکامو
چه جور میسوزونه چشمامو
شکسته شد عصای پیریم
به کی بگم اخه دردامو

علی علی علی واویلا
__________________________________

میبینم _ نیزه خورده به پهلوت
میبینم _ خونیه دست و بازوت
میکشم _ ای اذان گوی خیمه
لختهء _ خون تازه از گلوت

تو رو روی زمین میبینم
کنار بدنت میشینم
ای پاره تن اربااربا
تو رو توی عبا میچینم

علی علی علی واویلا
__________________________________
@amirhoseinolfat
1398/5/16

  • یکشنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر و نوحه سبک شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام -(سرو خوش قامتِ لیلایِ مجنون) * منصوره محمدی مزینان

1766

متن شعر و نوحه سبک شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام -(سرو خوش قامتِ لیلایِ مجنون) بند ۱
سرو خوش قامتِ لیلایِ مجنون
آروم آروم برو به سمت میدون
بیا از چشم بد ....خورشیدِ روتو
با یه روبند ... بِـپوشون

ای گلِ اُمّ لیلا
حیدر کرب و بلا
خلقناً و خٌلقاً هستی
آیینه دارِ طاها

(وَلدی یا علـــیٍ اکبرِ من)۳بار

بند ۲

جلو چشمای من پاشیدی از هم
جلو چشمات دارم جون میدم از غم
اِرباً اِربا شدی رعنا جوونم
تنِت پاشیده از هم

گل گیسو پریشون
پاشو از جات علی جون
پیش بابای پیرت
دشمنات و نخندون

(وَلدی یا علـــیٍ اکبرِ من)۳بار

بند ۳
به روی نیزه گیسوهات رها شد
علی ....بندِ دل عمه ات جدا شد
شبیه مادرم پهلوت شکست و
دلم دارُ الــــعزا شد

آخِی... پهلوت شکسته
چشات تو خون نشسته
موجِ خونابه بدجور
راه

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)بسمل پر کنده/کل کشیدند همه تا پسرم خورد زمین * محمود اسدی

1036

(غزل)بسمل پر کنده/کل کشیدند همه تا پسرم خورد زمین کل کشیدند همه تا پسرم خورد زمین
پسرم نه-که خدایا ثمرم خورد زمین

من از آن گریه کنم در بر دشمن که چسان
تشنه لب بین عدو ماه حرم خورد زمین

من شدم پیر که او خوش قد و بالا شده است
حال دیدم که جوانم به برم خورد زمین

سبب این بود اگر از سر زین افتادم
زآن که دیدم ز سر زین جگرم خورد زمین

دیدم از دور که از بسمل من پر کندند
بال و پر کنده شد و در نظرم خورد زمین

شائق،اکبر به روی خاک صدا زد عمه
زود از خیمه بیا که پدرم خورد زمین
*****
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • چهارشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(زمزمه)لرزه افتاده بر پیکر من * محمود اسدی

1142
4

(زمزمه)لرزه افتاده بر پیکر من لرزه افتاده بر پیکر من
شد بیابان پر از اکبر من
یوسفم بر روی خاک و
می کنم او را تماشا
بین این قوم علی کش
شد جوانم اربا اربا
ای علی جان ای علی جان

دیده بگشا ای لاله ی خوشبو
آمده بابا،با سر زانو
پهلوی مثل گل تو
بر نوک نیزه سپر شد
تا که دستم بر تنت خورد
پیکرت پاشیده تر شد
ای علی جان ای علی جان

جای سالم به جسمت ندیدم
از تنت نیزه بیرون کشیدم
پیکرت را پیش چشمم
نیزه باران کرده دشمن
بس که درهم شد تن تو
با عبا جمعت کنم من
ای علی جان ای علی جان
*******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • جمعه
  • 8
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 00:46
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه های دهه ی اول محرم98(حضرت علی اکبر ع) -(علی اکبر،گل لیلایم) * رضا یعقوبیان

1220
1

نوحه های دهه ی اول محرم98(حضرت علی اکبر ع) -(علی اکبر،گل لیلایم) علی اکبر،گل لیلایم
از آل هاشم،اول فدایم
اکبرم نور عینم
فدایی حسینم
حسین جان حسین جان
مظلوم بابا حسین جان۳

ای شیعیان من،پور بتولم
در بین امت،شبه رسولم
چون ختم المرسلینم
شفیع المذنبینم
حسین جان حسین جان
مظلوم بابا حسین جان۳

بابای مظلوم،گریم برایت
خواهم نمایم،جانم فدایت
پنجم آل عبایی
مظلوم کربلایی
حسین جان حسین جان
مظلوم بابا حسین جان۳

از ظلم دشمن،از پا فتادم
بابای مظلوم،برس به دادم
بابای قد خمیده
اکبر در خون تپیده
حسین جان حسین جان
مظلوم بابا حسین جان۳

دشمن از کینه،کرده ستیزه
زد بر پهلویم،با نوک نیزه
عمرم کوتاه چو زهرا
گشته ام اربا اربا
حسین جان حسین جان
مظلوم بابا حسین جان۳

  • پنج شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه های دهه ی اول محرم98(حضرت علی اکبر ع) -(مولی شبیه مصطفایی) * رضا یعقوبیان

1265

نوحه های دهه ی اول محرم98(حضرت علی اکبر ع) -(مولی شبیه مصطفایی) مولی شبیه مصطفایی
نجل علی مرتضایی
خلقا و خلقا چون پیمبر
در کربلا شیر دلاور
جان حسین علی اکبر
علی علی یا علی اکبر۳

تو بر حسین نور دو عینی
هستی و جان زینبینی
تو گلبن گلزار دینی
بر شیعیان حبل المتینی
تو بر حسین یار و معینی
علی علی یا علی اکبر۳

نور خدای لایزالی
حیدر مثل زهرا کمالی
تو زینت کرب و بلایی
دلداده ی خون خدایی
در راه دین حق فدایی
علی علی یا علی اکبر۳

از محضر شاه شهیدان
اکبر گرفته اذن میدان
تا که سوی میدان روان شد
محو رخ او آسمان شد
شجاعت حیدر عیان شد
علی علی یا علی اکبر۳

از ظلم و کین دشمن دین
در روز عاشورای خونین
ناگه عدو زد تیغ کینه
بر فرق خورشید مدینه
آن شیر بی مثل و قرینه
علی علی ی

  • پنج شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

به بهانه‌ی شب هشتم محرم * مرتضی محمودپور

1046
1

به بهانه‌ی شب هشتم محرم ◾به بهانه‌ی شب هشتم محرم

گردش لیل و نهارم یا حسین
سر به پایت میگذارم یاحسین

رزق ما از سفره‌ی نان تو شد
هرچه شداز لطف و احسان تو شد

منکه مدیون عطای تو شدم
از دل و جان تا گدای تو شدم....

روزیم با نام تو وسعت گرفت
سیر من سوی خدا سرعت گرفتم

با خطی خوانا نوشتم یاحسین
کربلایت شد بهشتم یاحسین

عاقبت باید ملاقاتت کنم
بیکفن شاید ملاقاتت کنم

ای فدای لحن اکبر اکبرت
ای فدای ذکر مادر مادرت

بعد اکبر جان رود از پیکرت؟
صبر کن دارد میآید خواهرت

حافظ جان تو دست خواهر است
این سفارشها ز سوی مادر است

  • شنبه
  • 16
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

واحد سنگین شب هشتم محرم الحرام حضرت علی اکبر علیه السلام -(بیارید آیینه و قرآن) * امیرحسین سلطانی

1652

واحد سنگین شب هشتم محرم الحرام حضرت علی اکبر علیه السلام -(بیارید آیینه و قرآن) بند اول

بیارید آیینه و قرآن
شده اکبر عازم میدان
الهی برگرده پیش یعقوب
دوباره باز یوسف کنعان

خَلقا و خُلقا علی،خیلی شبیه به مصطفاست
جوون رعنا قدو،مُوَذن دشت کربلاست

میسوزونه عمه/توی مجمر اسفند/برای علی
میره قلب بابا/تو میدون همش پا/به پای علی

(ولدی علی جان)۲ ولدی علی

بند دوم

زخم تن تو شده کاری
اشک چشای بابات جاری
میزنه بوسه به رگهای تو
بده باباتو تو دلداری

میخنده دشمن پاشو،ای سرو صنوبرم علی
ای اربا اربا پاشو،شکستی تو کمرم علی

پاشو دست بابا/بگیرو ببر تا/ به خیمه گلم
شده پیکر تو/روی خاک صحرا/همه مشکلم

(ولدی علی جان)۲ ولدی علی

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

حضرت علی اکبر علیه السلام -(گلستان شد دشت و صحرا) * میثم مومنی نژاد

842

حضرت علی اکبر علیه السلام -(گلستان شد دشت و صحرا) گلستان شد دشت و صحرا
با جوان پرپر من

تمام خاک بیابان
پر شده از اکبر من

ز رویت ای اربا اربا
مرا چه شرمنده کردند
برای جمع تن تو
به من جمعی خنده کردند

تا جسمت ( به خاک افتاد ) 3
دشمن دید (حسین جان داد ) 3

واویلا علی اکبر

عبای من گشته تابوت
دیده ی من گشته دریا

به زحمت از خاک و از خون
کرده ام جمع پیکرت را

خدا داند که دل من
چو جسم تو گشته پرپر
به هر عضوت که زدم دست
جدا شد از عضو دیگر

از کف رفت (توان من ) 3
برخیز ای (جوان من ) 3

واویلا علی اکبر

  • پنج شنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر سبک حضرت علی اکبر(ع) -(برج وفا را اختر ای پسرم اکبر) * حسنعلی بالایی

1721
1

متن شعر سبک حضرت علی اکبر(ع) -(برج وفا را اختر ای پسرم اکبر) برج وفا را اختر ای پسرم اکبر
ای گل پرپر پیش چشم ترم اکبر
ای پسرم اکبر
حافظ قرآن اکبر سرو روان اکبر
بهر پدر برخیز و بگو اذان اکبر
ای پسرم اکبر

بابا به فدای رخ خونین تو اکبر
بیچاره شود از غم جانسوزِ تو خواهر
ای سرو رشیدم دست از تو کشیدم

خورده به فرقت ضربت چون پدرم حیدر
سوی جنان بگشوده روحِ نجیبت پر
چون پدرم حیدر
از تن تو درآمد تشنه اگر جانت
چشمه ی کوثر جوشد از لب عطشانت
چون پدرم حیدر

گشتی دم پیری تو عجب همچو عصایم
باید که بپیچم بدنت را به عبایم
ای سرو رشیدم دست از تو کشیدم

ای گل باغ لیلا ای نوه ی زهرا
شد همه عالم غرق سوگ تو واویلا
ای نوه ی زهرا
تا دم مرگش نالد مادر محزونت
غرقِ به خون شد چشم

  • چهارشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر حضرت علی اکبر(ع) -(میریزه گریه هام روی گونم) * عالیه رجبی

1413

متن شعر حضرت علی اکبر(ع) -(میریزه گریه هام روی گونم) میریزه گریه هام روی گونم
داری میری عزیزم جوونم
غمه ندیدنت داره میشه
بلای جونم

جلو چشم من، راه برو علی
بذار نگام به قامتت باشه
راه برو علی
که عقده های تو گلوم واشه
راه برو علی
دلم با رفتن تو میپاشه

میخوای که نصفه جون بشم،،برو
میخوای کی بی جوون بشم..برو
میخوای اسیرشون بشم...برو
میخوای بی پهلوون بشم..برو

بند دوم

باپای نیمه جون میدویدم
خودم رو رو زمین میکشیدم
تموم عمرو زندگیمو با
چه حالی دیدم

افتادی و روی پیکرت
داره میریزه لشکر گرگا
روی پیکرت
نمونده جای سالمی حتی
روی پیکرت
با گریه بوسه میزنم بابا

چیکار کنم نگام کنی ...بابا
چی میشه باز صدام کنی ...بابا
دلت میاد رهام کنی...بابا
میخوای که جون ف

  • پنج شنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

متن شعر حضرت علی اکبر(ع) -(گرچه برگریۀ من هلهله برپا شده است) *استاد سید هاشم وفایی

821

متن شعر حضرت علی اکبر(ع) -(گرچه برگریۀ من هلهله برپا شده است) غرق تمنّا

گرچه برگریۀ من هلهله برپا شده است
دروجودم زغمت شورش وغوغا شده است

نه کلام وسخنی ازتو رسد نه نگهی
پدرت برسرتو غرق تمنا شده است

نفسم تنگ شده از اثر گریه و غم
چشم من برلب عطشان تو دریا شده است

جگرم تیر کشیده است زداغت که چسان
اینهمه تیغ وسنان درتن تو جا شده است

نغمۀ وا ابتای تو چه پژمرده رسید
مثل گلدان ترک خورده سرت وا شده است

وای برپهلوی تو اهل ستم نیزه زدند
میخ در در نظرم باز هویدا شده است

تو به حون خفتی و من جان بلبم آمده است
عمه ات هست خبردار چه برما شده است

چه کنم با تن پاشیده و ارباً اربا
بُردنت تا به درخیمه معمّا شده است

می روم تا به حرم با کمک عباسم
بس که تاریک به چشمم

  • جمعه
  • 22
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 19:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا حضرت علی اکبر علیه السلام -( به قدش دوخته او چشم ترش را خيلي) * محسن صرامی

862

یا حضرت علی اکبر علیه السلام -( به قدش دوخته او چشم ترش را خيلي) به قدش دوخته او چشم ترش را خيلي
جلب كرده نگه او نظرش را خيلي

زد به ميدان و كشيده است علي وار علي
به رخ لشگر كوفه هنرش را خيلي

تا رجز خواند و شنيدند كه هم نام علي ست
هدف سنگ گرفتند سرش را خيلي

بعد از آن ضربه كه منقذ به سر اكبر زد
هي گرفتند همه دور و برش را خيلي

اربأ اربا تر از او نيست ميان شهدا
داده آزار همين غم پدرش را خيلي

هر كجا دست كشيده است تن اكبر بود
آه،سوزانده مصيبت جگرش را خيلي

پيكرش را نتوانست خودش جمع كند
آخر اين داغ شكسته كمرش را خيلي

در عبا چيد به سختي بدن اكبر را
داشت تا خيمه هواي پسرش را خيلي...

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر روشن ضمیر

زمینه شب هشتم محرم -(داری میری حالا بابا قدم بزن تو پیش چشام) * امیر روشن ضمیر

1533
2

زمینه شب هشتم محرم -(داری میری حالا بابا قدم بزن تو پیش چشام) داری میری حالا بابا قدم بزن تو پیش چشام
باچشم خیس میگم بابا من دنیا رو بی تو نمیخوام
داری میری منتظر می مونم
با گریه برات دعا می خونم
از دیدن تو چه نا امیدم
از غصه به لب رسیده جونم

جانم روحم پیغمبر من
نور چشمم علی اکبر من

می میرم وقتی می بینم اکبر من افتادی زمین
چشماتو وا کن و حالا اشک چشم باباتو ببین
جونم و به لب رسونده زخمات
نور چشم من خونی لبهات
مثل تن قطعه قطعه ی تو
پاره پاره شد این دل بابات

پاشو بابات کنار تو خمید
پاشو زینب از خیمه رسید ...

پی نوشت:

ان الله اصطفی آدم ونوحا وآل ابراهیم وآل عمران علی العالمین
ذریة بعضها من بعض والله سمیع علیم

«سوره ی آل عمران آیات ۳۳ و ۳۴»

اباعبدالله

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه شب هشتم محرم98 حضرت علی اکبر(ع) -(میره به نبرد/ شیر نره ارباب) * صادق اویسی

1043
1

زمینه شب هشتم محرم98 حضرت علی اکبر(ع) -(میره به نبرد/ شیر نره ارباب) میره به نبرد/ شیر نره ارباب
آسمونی شد/ بال و پر ارباب
لیلای حرم/ پیغمبر ارباب

قرآن و/ میگیره رو سرش
بارونه/ تو چشای ترش
بی تاب و/ نگران خواهرش
واویلا گل لیلا علی

بالای سرش/ غوغا شده ای وای
افتاده زمین/ تنها شده ای وای
بدنش اربا/ اربا شده ای وای

روخاکا/ افتاده علی
پیچیده/ فریاده علی
واویلا/ جون داده علی
واویلا گل لیلا علی
واویلا اربااربا علی

  • دوشنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

متن غزل حضرت علی اکبر -(دیگر استاد شده دشمن‌مان در «کشتن») * رضا قاسمی

896

متن غزل حضرت علی اکبر  -(دیگر استاد شده دشمن‌مان در «کشتن») دیگر استاد شده دشمن‌مان در «کشتن»
آخرین شیوه‌ی قتل است، پیمبر کشتن

کوفیان درس گرفتند، از «ابن ملجم»
تا رسیدند، در این جنگ، به «حیدر کشتن»

مشقِ این قوم، سرِ کشتنت «ارباً ارباست»
با تو آموخته شد «چند برابر کشتن»

سرِ جان دادنِ من پای تنت؛ باور شد
پدری را تَهِ مقتل نه؛ جلوتر کشتن

قصدشان کشتنِ من بود، چه فرقی دارد ؟!
علی‌اصغر کشتن؛ یا علی‌اکبر کشتن

پهلوی زخم، به دستم چه گریزی داده
روضه‌ی «دستِ پدر بستن و مادر کشتن»

اولِ راهِ جدایی؛ پسرم را کشتند
با سرم می‌رسد این قوم، به «دختر کشتن»

  • دوشنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:41
  • نوشته شده توسط
  • امیر روشن ضمیر
ادامه مطلب

شب هشتم محرم -(ترک لبهاتو میبینم میسوزم) * خادم زینب

1047

شب هشتم محرم -(ترک لبهاتو میبینم میسوزم) ترک لبهاتو میبینم میسوزم
نگامو به سرو ، قد تو میدوزم

به لب میگیرم ، زبونتو بابا
بو میکشم من ،گونه هاتو بابا

برا گریه کردن خیلی دیره
خدایا جوونم داره میره

دود بکنید اسپند ماشاالله
داره میره اکبر یاس لیلا

۲

شدی اربن اربا ، پیش چشمای من
تا که افتادی تو ، هلهله کرد دشمن

پاشو یه حرفی بزن به بابا
خوابیدی آروم رو خار صحرا

بگو زنده هستی ماه لیلا
دوباره صدام کن ، بابا بابا

دود بکنید اسپند ماشاالله
داره میره اکبر یاس لیلا

۳

به زمین خوردم من ، وقتی گفتی بابا
خاک عالم بعد ، تو به سر دنیا

نمیدونم من چه جور رسیدم
گاهی نشستم ، گاهی دویدم

جوونا بیایید آروم آروم
علی رو بیارید آروم آروم

دود بکنید ا

  • جمعه
  • 29
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اکبر(ع) -(گهواره ای می جنبد و عالم اسیرش) * عماد حاجی مرادی

908
1

شعر حضرت علی اکبر(ع) -(گهواره ای می جنبد و عالم اسیرش) گهواره ای می جنبد و عالم اسیرش
بابا تصدق می کند هستی فقیرش

دلداده لیلا و علی هم گشته دلبر
اکبر به دنیا آمده الله اکبر

آیینه پیغمبر اکرم جمالش
تنها جمالش نه که هم خلق و خصالش

گفته حسین اکبر چو احمد, من چه گویم
گفته نبی از من حسین و من از اویم

پس جان بابا و علی با هم عجین است
اکبر دل و جان امیرالمؤمنین است

آمد به دنیا جد خود را اشبه الناس
دارد تلألؤ بر سر دستان عباس

ذخرالحسین است این قد سرو رسایش
میگفت زینب زیر لب: `جانم فدایش”

می خواند بابا : `ای بهار دلنشینم
بالنده باشی اکبرم داغت نبینم”

  • پنج شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 19:15
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

حضرت علی اکبر ع * محمد رجبی

812

حضرت علی اکبر ع شعر حضرت علی اکبر

رفت وبا رفتنش از اهل حرم جان میرفت

گوییا حضرت طاها سوی میدان میرفت

ناله ی اهل حرم بود روان پشت سرش

آب میریخت ولی آب دو دیده پدرش

دیده را دوخته بابا به قد وبالایش

چون ابالفضل رشید است قد رعنایش

اشک میریخت ز چشمان پدر پیوسته

گفت بابا برو از پیش پدر آهسته

با خبر باش که با رفتن تو میمیرم

پسرم بعد تو از زندگی خود سیرم

تا صدای تو شنیدم نفسم بند آمد

روی لبهای عدو بعد تو لبخند آمد

وسط معرکه با دیدن تو پیر شدم

یاعلی گفتم واین بار زمینگیر شدم

در کنار تنت از پای فتادم بابا

سینه ات را بروی سینه نهادم بابا

خیز واز جا و بگو با پدر غم دیده

چه شده ای نور بصر که بدنت پاشیده

آمد از سوی حرم عمه به استمدادم

ورنه من در وسط معرکه جان میدادم

  • شنبه
  • 22
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 21:35
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور طوفانی حضرت علی اکبر(ع) -(طوفانه صَدره زین،علی اکبر) * الیاس محمدشاهی

6522
17

شور طوفانی حضرت علی اکبر(ع) -(طوفانه صَدره زین،علی اکبر) بند اول

طوفانه صَدره زین،علی اکبر
دلاوری هات بی قرین،علی اکبر
شیوه ی رزمه تو بُود مثله مولا
(علی امیر المومنین،علی اکبر۲)

با هیبتی،رزم آوری
سرداری و ،جنگآوری
نیزه بدست،شیرافکنی
یله قوی ، روئین تنی

(علی۴)اکبر،قاهر الحَربی
(علی۴)اکبر،جلوه ی ربی
(علی۴)اکبر،تو مِثه عباس
(علی۴)اکبر،کاشِفُ الکربی

شهزاده،علی اکبر

بند دوم

شبیه ختم الانبیا،علی اکبر
نوه ی شاهه لافتی،علی اکبر
نگارِ هاشمی نَصب،گل لیلا
مؤذن کرب و بلا،علی اکبر

ای فاتحِ،رزم و قِتال
فاطمی و حیدر خِصال
در مدح تو،گفته لُهوف
تیغت بُوَد،فوق صیوف

(علی۴)اکبر،گوهر والماس
(علی۴)اکبر،دشمنِ خناس
(علی۴)اکبر،جوون ارباب
(علی۴)اکبر،ثانیِ عباس

شهراده،علی اکبر

بند سوم

ای خُلْق و خُویَت نبوی،علی اکبر
شجاعتت مرتضوی، علی اکبر
پشت و پناهه نوکرانه حسینی
بخشش و بذلت علوی،علی اکبر

زیبا رُخِ لیلا تویی
شمعِ شبِ مولا تویی
طوبیٰ کجا اکبر کجا
اَللٰهُ لٰا حُولَ وَلٰا

(علی۴)اکبر،جلوه ی داور
(علی۴)اکبر،سرداره لشکر
(علی۴)اکبر،عشق حسین و
(علی۴)اکبر،تمثالِ حیدر

شهزاده،علی اکبر

  • دوشنبه
  • 9
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 17:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

وداع حضرت علی اکبر(ع) -(ای رسول اللهِ دشتِ کربلا..آرام تر) * محسن راحت حق

695

وداع حضرت علی اکبر(ع) -(ای رسول اللهِ دشتِ کربلا..آرام تر) ای رسول اللهِ دشتِ کربلا..آرام تر
می روی باشد برو ای دلربا آرام تر

دوست دارم تا تماشایت کنم از راهِ دور
ای علی اکبرم..ای مه لقا..آرام تر

عمّه هایت را ببین در احتضار افتاده اند
دلخوشیّ ِ عمّه هایت..باحیا ..آرام تر

عمرِ خود را صرف کردم تا رشادت یافتی
قد وبالایت را بنازم با وفا آرام تر..

از پدر چیزی نمانده..عنقریباً جان دهم
ای همه هستِ حسین آخر چرا؟آرام تر

ذرّه ذرّه آب می گردم ..تمامِ حاصلم
می دهم سوگند ای مردِ خدا آرام تر

می روم با دیدنت تا شهرِ پیغمبر..علی
ای رسول الله دشت کربلا..آرام تر

  • پنج شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج ناصر تبسمی اردبیلی

شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(برو ای پیر دیر امشب به زهرا میهمانی تو) *حاج ناصر تبسمی اردبیلی

548

شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(برو ای پیر دیر امشب به زهرا میهمانی تو) برو ای پیر دیر امشب به زهرا میهمانی تو
اگر چه هیجده ساله جوان قهرمانی تو

تو سیر سالکان داری سرای عشق می جویی
برون از قالب خاکی دلا روح و روانی تو

کفن پوشیده ای شوق شهادت در سرت بینم
چنان شوریده ی عشقی که در معنا نهانی تو

علی ای حاصل عمر عزیز لیلی دلخون
کمی آهسته رو آخر مرا آرام جانی تو

شتاب از بهر جنّت می کنی یا سیری مادر
من این باور ندارم بس که دانم مهربانی تو

یقین از دیدنت باغ ارم مسرور خواهد شد
ولی خون می خورد مادر غم هجران ندانی تو

چگونه دل کنم من از تو ای فرزانه فرزندم
چگونه داغ تو بینم قمر طلعت جوانی تو

"صفا" در روز محشر از تو اجر بیکران خواهد
گناه آلوده را خواهی شفاعت گر توانی تو

  • دوشنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 16:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

دارد از جام ولایت باده می‌ریزد زمین * مرضیه عاطفی

635

دارد از جام ولایت باده می‌ریزد زمین دارد از جام ولایت باده می‌ریزد زمین
ذره ذره داغِ فوق العاده می‌ریزد زمین

شبه پیغمبر(ع) ندارد جای سالم در تنش
عضو عضوِ این پیمبر-زاده می‌ریزد زمین

إرباً إربا یعنی آنجا که گلاب از برگ گل
قطره قطره میشود آماده می‌ریزد زمین

پاره کرده ضربهٔ نیزه نخ تسبیح را
دانه دانه از دلِ سجاده می‌ریزد زمین

از نفس افتاده و چشمش سیاهی رفته است
جویِ خون از پیکری افتاده می‌ریزد زمین

گل که پرپر شد همه گلبرگهایش بی رمق
با نسیمی، با تکانی ساده می‌ریزد زمین

می‌رساند با سرِ زانو خودش را یک پدر
اشک از چشمانِ یک دلداده می‌ریزد زمین

می‌رود با دست لرزان...دارد از بین عبا
تکه تکه پیکرِ شهزاده می‌ریزد زمین!

  • دوشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

از جسمت انگاری غنیمت برده اند اینها(زبانحال امام حسین در بالین حضرت شهراده علی اکبر ع * رامین برومند

742
3

از جسمت انگاری غنیمت برده اند اینها(زبانحال امام حسین در بالین حضرت شهراده علی اکبر ع زبانحال امام حسین در بالین شهزاده علی اکبر ع

گرد غریبی و غم و غصه به سر دارم

میسوزم از این آتشی که در جگر دارم

.

دل خوش به این بودم علی جان آخر عمری

بهر عصای دست خود آخر ، پسر دارم

.

اما ببین حالا کنارت میوه ی قلبم

این انکساری را که الان در کمر دارم

.

*من یک علی اکبر به این میدان فرستادم

حالا ولی از یک علی هم بیشتر دارم!!!*

.

بدجور نیزه خورده پهلویت بمیرم من

از درد این ضربه علی من هم خبر دارم!!

.

حتی تنفس هم برایت سخت تر شد، من

این خاطره از تیزیه مسمار در دارم

.

برخیز ای خوش غیرت از این خاک ها اکبر

از خنده های شمر من غم سخت تر دارم

.

برخیز عمه آمده در بین این لشکر

می دانی اینجا دشمنان بد نظر دارم!!!؟

.

از جسمت انگاری غنیمت برده اند اینها؟!!

از قد و بالای تو چیزی مختصر دارم

.

انقدر پر پر گشته ای و ارباً اربایی

من از علی اکبر ، علی اصغر دگر دارم!

.

با لرزش دستی که الان دارم از این غم

ماندم چگونه جسم تو از خاک بردارم؟!

.

عیبی ندارد در عبایم میبرم جسمت

هرچند بی یارم ولی چندین نفر دارم…

.

حالا که بی اکبر شدم میخندد ابن سعد

با سخره میخندد وَ میگوید پسر دارم

.

عیبی ندارد بی ستاره گشتم اما شکر…

در کربلا حالا فقط تنها ، قمر دارم

✍? رامین برومند (زائر)

۱۴۰۱/۰۵/۰۶

  • جمعه
  • 7
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 09:01
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی سبک همه جا کربلا شب هشتم * مرتضی محمودپور

805

نوحه سینه زنی سبک همه جا کربلا شب هشتم ◾نوحه سینه زنی
◾شب هشتم محرم
◾سبک همه جا کربلا

◾بنداول
سرو نازم علی شبه پیغمبری
کربلا در سپاهم تو چون حیدری
ماه تابان من
نور چشمان من
ای علی اکبرم
لاله‌ی پرپرم

◾بنددوم
پیش چشمان من اربا اربا شدی
غرق در خون تنت پیش بابا شدی
خیز و از جا ببین
شده‌ام دل غمین
ای علی اکبرم
لاله‌ی پرپرم

◾بندسوم
در عزای تو من گر که دیده‌ترم
با عبا آمدم پیکرت را برم
از جفا تا شدی
همچو زهرا شدی
ای علی اکبرم
لاله‌ی پرپرم

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • جمعه
  • 14
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:22
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 روح الله پیدایی

روضه حضرت علی اکبر علیه السلام -(نزن پیشم عزیزم حرف رفتن) * روح الله پیدایی

850

روضه حضرت علی اکبر علیه السلام  -(نزن پیشم عزیزم حرف رفتن) نزن پیشم عزیزم حرف رفتن
ببین سخته برام دل ازتو کندن
پاشو از جا ببین دور و بر من
یه عده بی حیا دارن میخندن

گفتن اسمت علیِ و/با تیر و نیزه اومدن
با بغض و کینه ی بابام/از هر سویی تورو زدن

تو رو زدن/با هرچی دستشون رسید
تو رو زدن/دیگه چشات منو ندید
تورو زدن/از سر و روت خون میچکید
......

میدونی که چقدر سنگینه این غم
چی آوردن سرت پاشیدی از هم
ببین موندم که حالا چی بگم من
نمیدونم زیادی یا شدی کم

چه جوری جا به جا کنم/تنهایی جسمتو علی
پاشو بازم قدم بزن/پیشم باشو نرو علی

قدم بزن/نگو که ناتوون شدی
قدم بزن/نگو که نیمه جون شدی
قدم بزن/چرا تو غرق خون شدی
....

بمیرم من برا خشکیِ لبهات
چه زخمی داره اون چشمای زیبات
دیگه کم کم اینو فهمیده ام که
نمیتونی عزیزم پاشی از جات

حالا که من کنارتم/داره میرسه خواهرم
میبینه پیکر تو رو/ ای وای علیِ اکبرم

میبینه که/اسیر نیزه ها شدی
میبینه که/ چطور جدا جدا شدی
میبینه که /زخمیِ با عصا شدی

  • سه شنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • محمد حسین عزیزی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد