#نذر_غربت_حضرت_علی_اکبر
خبر تا گوشِ لیلا هم رسیده
که تیری حلقِ اکبر را دریده
پسر تیغِ جفا کارِ تو را ساخت
ببین فرقِ سرت را نیزه بشکافت
شنیدم موی تو با خون حنا شد
بمیرد مادرت، فرقت دو تا شد
خبر آمد رُخِ ماهت فرو ریخت
بجای آب خونت در سبو ریخت
پریشانم من از زخمِ جنونت
چرا ماهی شدی در بحرِ خونت؟
مسلمانان لیلا یک پسر داشت
میانِ قوم و خویشان تاجِ سر داشت
بمیرم من که دامادش نکردم
حنا بر زلفِ ناشادش نکردم
الهی مادرش لیلا بمیرد
که او را قتلگاهِ خون نبیند
کجایی نورِ چشمانِ ترِ من
کجایی نخلِ باغم اکبرِ من
تو که جایت بوَد آغوشِ بابا
نه در صحرا میانِ سنگِ خارا
لبت تشنه به زیرِ خار و خاشاک
تنت در
- چهارشنبه
- 2
- آبان
- 1397
- ساعت
- 20:39
- نوشته شده توسط
- ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
















