حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس

شعر حضرت علی اصغر(اي ماه به خون خضاب اصغر) *

1677
3

شعر حضرت علی اصغر(اي ماه به خون خضاب اصغر) اي ماه به خون خضاب اصغر
قربانی آفتاب اصغر
موج از نفست شرار آتش
بحر از عطشت کباب، اصغر
آبی که نریخت در گلویت
از داغ تو گشت آب اصغر
با یاد لبت ز سینه جوشد
خون جگر رباب اصغر
لالایی تیر کرد خوابت
یک لحظه به دوشِ باب اصغر
از سوز گلوی تشنه ات تیر
افتاد به پیچ و تاب اصغر
خشکیده اگر چه آب چشمت
گرید به تو چشم آب اصغر
با تیر سه شعبه داد دشمن
بر العطشت جواب اصغر
کی دیده گل نخورده آبی
این گونه دهد گلاب اصغر
گهوارة توست شانة من
سیراب شدی بخواب اصغر
از "میثم" خویش کن شفاعت
فردا به صف حساب اصغر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر حضرت علی اصغر(بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است) *

14632
55

شعر حضرت علی اصغر(بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است) بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است
دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است
کم خیره شو به نیزه ، علی را نشان نده
گهواره نیست دست خودت را تکان نده
با دست های بسته مزن چنگ بر رخت
با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت
بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده انظار می شود
ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود
از روی نیزه راس عزیزت رها شود
یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده
گرچه امید چشم ترت نا امید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد
پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست دست خودت را تکان مده
با خنده خواب رفته تماشا نمی کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی کند
بس کن رباب زخم گلو را نشان مده

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(هم چو روی طفل من بی رنگ و رو مهتاب نیست) *

2025

شعر حضرت علی اصغر(هم چو روی طفل من بی رنگ و رو مهتاب نیست) هم چو روی طفل من بی رنگ و رو مهتاب نیست
بخت من در خواب و چشم کودکم را خواب نیست
گفتم از اشکم مگر ای غنچه نوشی آب لیک
از تو معذورم که اشک من به جز خوناب نیست
در حرم هر سمت باشد قبله اما بهر من
غیر رویت قبله و جز ابرویت محراب نیست
خیمه بیت الله و کعبه مهد و در طواف اهل حرم
این طواف حج عشق است و جز این آداب نیست
هفت بار آمد صفا و مروه هاجر آب جست
من که ده ها بار در هر خیمه رفتم آب نیست
قسمتی از راه را با هروله هاجر برفت
من همه ره را دویدم کام تو سیراب نیست
حج من اتمام شد برخیز احرامم بکن
ای ذبیح خردسال اکنون که وقت خواب نیست

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(ع)(شکسته پشت غم از بار غصه های رباب) *

1615

شعر حضرت علی اصغر(ع)(شکسته پشت غم از بار غصه های رباب) شکسته پشت غم از بار غصه های رباب
از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب
به سوز سینه ی گهواره داغ غم زده است
شرار زخم دل خون لای لای رباب
و تار صوتی آتش گرفته می فهمد
که آمده چه بلایی سر صدای رباب
برای کودکش آنقدر آه و ناله نکرد
که چشم مشک پر از اشک شد بجای رباب
به جان گریه ی شش ماهه روی دست حسین
کسی نریخته اشکی مگر به پای رباب
قنوت صبر گرفته برای حلق علی
خدا کند به اجابت رسد دعای رباب
میان هلهله ی چنگ و های و هوی رباب
سه شعبه زخم زد و ناله شد نوای رباب
و ناگهان پر و بال فرشته ها تر شد
به خون کشته ی مظلوم کربلای رباب
"رقیه" آمده از یک فرشته می پرسد
پیام تسلیت آورده ای برای رباب؟
و فکر می کنم آب فر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب) *

2328
1

شعر حضرت علی اصغر(طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب) طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب
لالا گلم ، عزیز دلم ، اصغرم بخواب
شرمنده ام که شیر ندارم ...به سینه ام
ناخن مکش تو خاک مکن بر سرم بخواب
آرام که نمی شوی ای میوه ی دلم
خیمه به خیمه هرچه تو را می برم ، بخواب
نزدیک به سه روز و سه شب می شود علی
پلکم به هم نیامده مادر ، برم بخواب
لالا گلم ، ببین که شبیه تو تشنه ام
آتش مزن به جان من ای مادرم ، بخواب
من خواب دیده ام که سرت روی نیزه بود
خواب و خیال بود نشد باورم ، بخواب
شاعر:رضا رسول زاده

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(همان غریب که از هر غریب تنهاتر) *

1566
1

شعر حضرت علی اصغر(همان غریب که از هر غریب تنهاتر) همان غریب که از هر غریب تنهاتر
به روی دست خودش برده بود بالاتر
دمی به سمت حرم زد ، دمی به لشکریان
کسی که بود از عیسی دمش مسیحاتر
نگاه خسته ی او را کسی نمی فهمید
اگرچه بود نگاش از همیشه گیراتر
و روی دست خودش یک امام می آورد
که از تمامی مردان قوم آقاتر
علی شده ست مهیا برای جنگیدن
کمان حرمله آن سو شده مهیاتر
تمام قامت او زیر تیر پنهان شد
گلوی کوچک اش اما شده ست پیداتر
سه شعبه ای که علمدار را زمین انداخت
همان سه شعبه به جسمش نشست زیباتر
و قامتش همه در هم شده ست و پاشیده ست
و قد کوچک او گشته است رعناتر
دو سطر نیزه نوشتی به خط کوفی بود
به خط خون بنویسش ، به خط خواناتر
شاعر:مجتبی حاذق

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(اولین روز است که بی گهواره می گردی علی) *

8349
25

شعر حضرت علی اصغر(اولین روز است که بی گهواره می گردی  علی) اولین روز است که بی گهواره می گردی علی
یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی
آخرین باری که بستم بند این قنداق را
بر دلم افتاد که دیگر بر نمی گردی علی
بیشتر شرمنده می سازی پدر را گریه کن
بس کن این لبخند تو اشکم در آورد ی علی
زانویت را جمع کردی بس که پر دردی علی
باز کن از ساقه ی تیر انگشتان خود
نیست هم بازی تو بیپاره ام کردی علی
بی تعادل هستی ، ماتم چگونه با سرت
حجم تیر حرمله را تاب آوردی علی
می زنی لبخند پیدا می شود سر های تیر
عاقبت دندان شیری هم در آوردی علی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(کربـلا آتش به جــــــان آسمانـــــها مـــــی زند) *

1673
4

شعر حضرت علی اصغر(کربـلا آتش به جــــــان آسمانـــــها مـــــی زند) کربـلا آتش به جــــــان آسمانـــــها مـــــی زند
کودک بی شیـــــــــــر را بر دست بابا می زند
شیرخــــــــــواره آمده میــــــــدانُ تیرُ حــــرمله
طعنه بر حرف حسین و مشکِ سقا می زند
گوش تا گوش گلـــو را با ســــه شعبه می درد
می کند شرمنده بـــابــــــــا را پسر را می زند
خونِ مظلومی اصغر مــــی رود بالا و عــــــرش
بر سر و صورت شبیه سینـــــــــه زنها می زند
گــــــــردنی باقی نمانــــــده ســــر نگهدار پدر
دست خود آرام جای گردنش جـــــــــا می زند
پشت خیمه قبر می سازد ولی دشمن سرش
عاقبت بر روی نی های تماشــــــــــــــــا می زند
با تماشای سر اصغـــــــــــــر به روی نی، رباب
ناله های العجل پ

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت رباب(س)(كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود) *

7582
7

شعر حضرت رباب(س)(كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود) كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود
اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود
از تو گهواره اي مانده ببرندش غارت
ولي اي كاش سر راس تو دعوا نشود
گفته بودم بنشيني به سر تيغ پسر
كه به سرنيزه سر كوچك تو جا نشود
شود آيا كه با ديدن تو بر ني ها
بيش از اين قامت خم گشته ي من تا نشود ؟
من هنوز از نگه حرمله ها مي ترسم
كاش ديگر كسي مشغول تماشا نشود
لب به گريه نكني باز اگر مي خواهي
بوسه ي چوب به لبهاي تو پيدا نشود
گر چه خاليست علي جاي تو در آغوشم
ولي بهتر كه زآغوشه ي زهرا نشود
غارت اينجا نه فقط درهم و دينار و زر است
كاش اين سوخته معجر زسرم وا نشود
شاعر:یاسر مسافر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(در آن زمان كه كودك من شير خواره بود) *

1701

شعر حضرت علی اصغر(در آن زمان كه كودك من شير خواره بود) در آن زمان كه كودك من شير خواره بود
با هر بهانه اي دل من از شما سرود
هي قصه گفتمش كه – لالا علي علي
در وقت خواب قصه بجز كربلا نبود
آه اي پسر بدان عطش بود و تشنگی
قحطی آب .... بارش باران شبیه رود
***
در ذهن كودكم سوال تا هميشه ماند
آيا كه تير قدً علي بود يا نبود ؟!
خوابش گرفت كودك و من گريه ام گرفت
اشكي كه خواب ز دو چشمان من ربود
ديگر زپا فتاد امانش بريده است
شاعر كه ازبزرگيتان داشت مي سرود
شاعر:یاسر مسافر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد) *

1491

شعر حضرت علی اصغر(غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد) غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد
از سر شاخه نچين ، گلاب ندارد
ماهي من لب به روي لب زَنَد امّا
قدرت آنكه بگويد آب ندارد
دين شما چيست..؟...از كدام قُماشيد..؟
آب به بچه دهي ، ثواب ندارد؟!
تير سه شعبه براي كشتن شير است
نازُكيِ اين گلو كه تاب ندارد
هلهله‌هاتان براي چيست جماعت؟
مَردِ خجالت زده عذاب ندارد
كاش بميرم ولي به خيمه نيايم
دلهُره‌ي مادرش جواب ندارد
كاش دگر بر فراز نيزه نخندد
طاقت اين وضع را رباب ندارد
شاعر:علی صالحی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(بر مرکبِ پیمبر اعظم سوار شد) *

1614

شعر حضرت علی اصغر(بر مرکبِ پیمبر اعظم سوار شد) بر مرکبِ پیمبر اعظم سوار شد
عمامه بست،رو به سوی کارزار شد
زیر عبا گرفت علي را شهِ غريب
با شیرخواره جانب آن قوم خوار شد
گفتن آمده ست به قرآن قسم دهد
پس همهمه گرفت و قُشون بیقرار شد
پس دست بُرد و طفلک از حال رفته را
بیرون کشید و خاتم شهر آشکار شد
لب باز کرد تا سخن انشا کند حسین
پس رو برو به مکتبِ داد و هوار شد
چندین سخن ز ماهی و آب فرات کرد
پس با علی سخن ز سر التفاط کرد
چشم سیاه تو چقدر آب میخورد؟
اصلا شب سیاه مگر آب میخورد؟
شمروسنان و اَخنس و خولی بهانه است
قتل پدر ز داغ پسر آب میخورد
ای پاره ی دلم سر دستم تکان مخور
الآن لبت ز تیر سه پر آب میخورد
گفتند آمده ست زرنگی کند حسین
جای تو گفته اند پدر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(اتل متل یه صحرا یه صحرای بی همتا) *

3032
3

شعر حضرت علی اصغر(اتل متل یه صحرا یه صحرای بی همتا) اتل متل یه صحرا یه صحرای بی همتا
توش گل و سنگ و خاره بهش می گن کربلا
اتل متل یه روده یه رود پاک و آبی
ولی هزارتا کودک مردن توش از بی آبی
هزار هزارتا چشمه رودخونه های پرآب
با قلبای شکسته با گلوهای بی تاب
کنار اون یه سقاست جنسش از جنس شیشه ست
دلش مثال آب و قلبش مث آئینه ست
هی رفت اومد نگا کرد نگا به خیمه ها کرد
دلش شکست و برداشت مشک و خدا خدا کرد
به بچه ها نگا کرد تشنگی آتیش داره
ولی نگاه اون مرد یه شرم ریش ریش داره
رفت آل لیاره اما قلبش نشونه گیر شد
غروب شد و نیومد اومدنش چه دیر شد
از شرم مهربونش دستاش اسیر و گیر شد
مشک و به دندون گرفت چشاش نشون تیر شد
اتل متل حسین و عباس بی برادر
با سر های بری

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(ای غنچۀ خونین من، ای علی اصغر (2) *

2877
7

شعر حضرت علی اصغر(ای غنچۀ خونین من، ای علی اصغر (2) ای غنچۀ خونین من، ای علی اصغر (2
دیگر نمی گویی سخن، ای علی اصغر (2
ای گل من از چه تو پژمرده ای اصغرم
بلبل من از چه تو افسرده ای اصغرم
ز مادرت و توان برده ای، اصغر
ای لالۀ سرخ چمن، ای علی اصغر (2
دیده چرا ز مادرت بسته ای، اصغرم
قامت من ز هجر بشکسته ای، اصغرم
تو گوئیا ز قید غم رسته ای، اصغر
ای نوگل خونین بدن، ای علی اصغر (2
شوم فدای تو و آن حنجرت، اصغرم
نظر نما دمی تو بر مادرت، اصغرم
بخون شد آغشته تنِ اطهرت، اصغرم
قنداقه ات گشته کفن، ای علی اصغرم (2
عجب تو را حرمله سیراب کرد، اصغرم
مرا ز هجران تو بی تاب کرد، اصغرم
عدو عجب چشم تو در خواب کرد، اصغرم
پروانۀ این انجمن، ای علی اصغر (2

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد) *

1831

شعر حضرت علی اصغر(تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد) تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد
با دو انگشت همین حنجره می شد پاره
چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد
خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت
حیفه خون نیست برین خاکه ستمگر برسد
دفن شد تا بدنش نعل نبیند
اما دست یک نیزه بر آن حلق مطهر برسد
شعله ور می شود این داغ دوباره وقتی
شیر در سینه ی بی کودک مادر برسد
زیر خورشید، نشسته به خودش می گوید
تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(به تشنگی اسیری منم ز دنیا سیرم) *

2072

شعر حضرت علی اصغر(به تشنگی اسیری منم ز دنیا سیرم) به تشنگی اسیری منم ز دنیا سیرم
تنها نذار علی جون که بی تو من می میرم
لالا لالا گل لاله خدا اصغر چه بی حاله
لالالالا گل یاسم کجا رفتی تو عباسم
رخ شش ماهم از تشنگی مانند مهتابه
نمی دانم که او جان داده در گهواره یا خانه
چو می ریزد به روی صورت او قطره ی اشکم
زبانش را بچرخاند گمانش قطره ی آبه

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(دست تو بسته و وا) *

1797
1

شعر حضرت علی اصغر(دست تو بسته و وا) دست تو بسته و وا
بزم جان پا گرفتی
خنده بر لب زدی و جان من را گرفتی
روز عاشورا ای جان، با حضورت در میدان، می شود عید قربان
آخرین یاورم، غنچه ی پرپرم، علی اصغرم علی اصغرم
لالایی اصغرم (3) ای علی جان
شیر مادر ننوشیم بس که فرزند شیری
این جهادت نشان داد مثل سقا دلیری
سوره از قرآنم همرهت بردی جانم
قتله گاهت دستانم گریم بی حساب
چه بگویم جواب در سؤال رباب
ای علی جان
لالایی اصغرم (3) ای علی جان

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(یا رب این غنچه ی خوشبو که سپردی به منش) *

2598
5

شعر حضرت علی اصغر(یا رب این غنچه ی خوشبو که سپردی به منش) یا رب این غنچه ی خوشبو که سپردی به منش
وای اگر خار بروید به کنار چمنش
طفلم امروز زبانش به سخن وا شده است
مثل هر کودک دیگر آب بابا سخنش
اکبرم رفت و سپس اشک به چشمم خشکید
ای خدا اشک بده تا بچکانم دهنش
وسط دشت چرا آمده ای ماهیگیر
ماهی سرخ مرا لرزه نشانی به تنش
تیر تو پیکر عباس به آن روز انداخت
اینکه اندازه ی تیر است تمام بدنش
پیر شد کودک شش ماهه ام از درد عطش
همه دیدند که قنداغه ی او شد کفنش
علی لای لای علی
خوشبوترین گلاب در این کربلا منم
شیواترین نوا در این نینوا منم
با خون نوشته زیر گلویم کلیم عشق
باب الحوائج حرم مصطفی منم
با دست کوچکم گره ها باز می شود
مردم علی اصغر مشکل گشا منم
نامم علی اصغر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(لای لای لای لای دلم از غم کبابه) *

3388
2

شعر حضرت علی اصغر(لای لای لای لای دلم از غم کبابه) لای لای لای لای دلم از غم کبابه
لای لای لای لای گل نازم به خوابه
برای بارون پسرم دعای من فایده نداشت
آسمون بذر عطش و تو باغچه ی کربلا کاشت
نه ساقی و مشکی مونده نه قطره ی آبی
برات بمیرم لب تشنه به رنگ مهتابی
چرا نمی خوابی ؟
لای لای لای لای دلم از غم کبابه
لای لای لای لای گل نازم به خوابه
تا به سوی دوش بابا از آغوشم پر کشیدی
با تلذی از مادرت عزیز من دل بریدی
خزون و غصه از باغم بهارم و می برد
که دلبر زینب دار و ندارم و می برد
شیر خوار مو می برد
لای لای لای لای دلم از غم کبابه
لای لای لای لای گل نازم به خوابه
حالا که آتیش غمت به قلب صد چاک می ریزه
جلوی چشمام پدرت رو صورتت خاک می ریزه
چه آرزوهایی د

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(لایی لایی لایی لایی اصغرم) *

5978
6

شعر حضرت علی اصغر(لایی لایی لایی لایی اصغرم) لایی لایی لایی لایی اصغرم
به علی بسته شده راه نجات
موج كمتر بزن ای آب فرات
گل نازم لایی لایی پسرم
با نگات آتیش نزن بر جگرم
لایی لایی لایی لایی اصغرم
ای كه از سوز عطش سوخته لبات
سینه مو زخمی نكن با پنجه هات
هرچقدر چنگ بزنی شیر نمی آد
دیگه بعد از عمو آب گیر نمی آد
اونی كه تشنه ها رو آب می داده
حالا دستاش توی صحرا افتاده
عمو جون ما كه دیگه آب نمی خوایم
عموجون خودت بیا تو رو می خوایم
لایی لایی لایی لایی اصغرم

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(علی اصغر تو رفتی و مرا خونین جگر کردی) *

3606
7

شعر حضرت علی اصغر(علی اصغر تو رفتی و مرا خونین جگر کردی) علی اصغر تو رفتی و مرا خونین جگر کردی
نشان تیر کین گشتی ز غم خاکم بسر کردی
لبان خشک خود وا کن، بنوش از شیرۀ جانم
تو خاموش از نوا گشتی و ما را نوحه گر کردی
سر گهواره ات بیدار بودم تا سحر مادر
تو این گهواره را تابوت غم اندر نظر کردی
به روی دامن آسوده بودی از چه رو مادر
ز من آزرده گشتی، با پدر میل سفر کردی
چه فرمودی که دشمن داد با پیکان جوابت را
که چون بلبل تو پرواز از سر دست پدر کردی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(بخواب اصغــــــــر گلِ پژمردۀ من بخواب ای غنچۀ تیر خوردۀ من) *

6775
18

شعر حضرت علی اصغر(بخواب اصغــــــــر گلِ پژمردۀ من      بخواب ای غنچۀ تیر خوردۀ من) بخواب اصغــــــــر گلِ پژمردۀ من بخواب ای غنچۀ تیر خوردۀ من
گل نـــــــــــــازم چرا رنگت پریده لبت جــــــز اشک من آبی ندیده
بخــــــــــواب ای اصغرم بابا نیاید دگر از علقمـــــــــه اصغر نیاید
بخواب ای اصغرم شد مَشک پاره نبینی گوش هـــای بی گوشواره
علـــــــــی جان از دلم خبر نداری علی اصغر مـــــگر مادر نداری
گل ششمــــــاهه ام را حرمله چید مگر عـــــــمه گلویش را نبوسید
الهی حــــــــــرمله از غم بسوزی که دیگر حنجـــــر طفلی ندوزی
به چشم خـــویش می کردم نظاره گلوی اصــــــــغرم شد پاره پاره
مچین خـــــــــشت لحد تا من بیایم تمـــــــــــاشای رُخ اصغر نمایم
دوید او را گــــرفت با آه و زاری

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(غـم مخور ای آخرین سرباز من غم مخــور ای بهترین همراز من) *

28250
313

شعر حضرت علی اصغر(غـم مخور ای آخرین سرباز من     غم مخــور ای بهترین همراز من) غـم مخور ای آخرین سرباز من غم مخــور ای بهترین همراز من
غم مخو ای کودک خاموش من قتلــــــگاهت می شود آغوش من
غم مخور ای کودک دُردی کشَم من خودم تیر از گلویت می کشَم
در حـرم زاری مکن از بهر آب که خجالت می کشم من از رباب
من بــــــرم تا آنکه سیرابت کنم بــــــا خَدنگ حرمله خوابت کنم

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(محســـن کـــــــربـــــــبلایی اصغرم هــــــــدیۀ ما برای خدایی اصغرم) *

1824
2

شعر حضرت علی اصغر(محســـن کـــــــربـــــــبلایی اصغرم       هــــــــدیۀ ما برای خدایی اصغرم) محســـن کـــــــربـــــــبلایی اصغرم هــــــــدیۀ ما برای خدایی اصغرم
مادرت چشمش به راه است ای علی منتظر در خیمه گاه است ای علی
خود ببین گهواره از غــــــم سوخته خواهــرت چشمش به دستم دوخته
ای علـــــــــی اصغرم ای نور عین من حـــسینم من حسینم من حسین
من نمی گویم عـــــــلی مجروح شد کودک شــــــــشماهه ام مذبوح شد

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(الهی شد اصغرم ز جفا در ره تو فدا روی دست من) *

2284
4

شعر حضرت علی اصغر(الهی شد اصغرم ز جفا در ره تو فدا روی دست من) الهی شد اصغرم ز جفا در ره تو فدا روی دست من
گل نشکفته ز باغ ولا شد ز شاخه جدا روی دست من
خیزد این نغمه، از دل جانم، ای علی جانم (2)
الهی تو آگهی که خدا اصغرم شده این آخرین یارم
شراره برخیزد از دل من حلق چاگ علی چون به یاد آرم
گویم ای نور هر دو چشمانم، ای علی جانم (2)
فتاد آخر بلبلم ز نوا از خَندگ جفا اندر آغوشم
به حلق خونین و خنده به لب شد به سوی جنان طفل خاموشم
مانده اندر دل، آه سورانم، ای علی جانم(2
قیام خونین کرب و بلا زنده تا ابد از خون اصغر شد
گواه از بهر غریبی من خون حنجر این طفل اَطهر شد
نالم از این قلب پریشانم، ای علی جانم (2
شاعر:ابوالفضل آسمانی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(تو تشنه می روی و زمان سفر شده) *

1589
3

شعر حضرت علی اصغر(تو تشنه می روی و زمان سفر شده) تو تشنه می روی و زمان سفر شده
یا روزهای تیره تر از شب سحر شده
گرم بیان خواهش خشک لبت شدم
دیدم لبت ز خون گلوی تو تر شده
شاید که تیر سینه من را هدف گرفت
از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟
این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست
حالا دو نیم از لب تیز تبر شده
یک دشت غرق هلهله و خنده به رو به روست
دریایی از تلاطم غم پشت سر شده
دور از نگاه منتظر مادرت، علی
تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده
آهسته زخمِ باز تو را بسته ام ولی
حس می کنم که فاصله اش بیشتر شده
شاعر:محمد امین سبکیار

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(ششماهه‌ بود و رنگ‌ جمالش‌ پریده‌ بود) *

2861
2

شعر حضرت علی اصغر(ششماهه‌ بود و رنگ‌ جمالش‌ پریده‌ بود) ششماهه‌ بود و رنگ‌ جمالش‌ پریده‌ بود
از هوش‌ رفته‌ یا كه‌ به‌ ناز آرمیده‌ بود
چشمان‌ خود گشود و ز گهواره‌ زد برون‌
هل‌ من‌ معین‌ غربت‌ بابا شنیده‌ بود
او محسن‌ است‌ یا كه‌ از او در نیابت‌ است‌
خاكستری‌ كه‌ حاصل‌ عمر شهیده‌ بود
لب‌ تشنه‌ بود از عطش‌ غربت‌ پدر
آمد ولی‌ به‌ جان‌ غم‌ بابا خریده‌ بود
یك‌ لحظه‌ هم‌ درنگ‌ نكرد خصم‌ خیره‌ سر
انگار تا به‌ حال‌ سپیدی‌ ندیده‌ بود
تیر سه‌ شعبه‌ای‌ كه‌ زد از جنس‌ میخ‌ در
از گوش‌ تا به‌ گوش‌ علی‌ را دریده‌ بود
باور نداشتند، علی‌، دست‌ و پا زند
هجم‌ سه‌ شعبه‌ چون‌ نفسش‌ را بریده‌ بود
آیا شتاب‌ تیر كمك‌ كرد یا حسین‌
خود تیر را ز حنجره‌ بیرون‌ كشیده‌ بود

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است) *

1518
1

شعر حضرت علی اصغر(قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است) قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است
سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است
از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت
از نسل ماهی های دریاهای آزاد است
نه ضربت شمشیر می خواهد نه نعل اسب
شش ماهه خیلی ارباً اربا کردن اش ساده است
تیر سه شعبه کار خنجر می کند این جا
سر، با همین یک تیر روی شانه افتاده است
از رنگ سرخ آسمان پیداست این جا هم
سالار زینب امتحان را خوب پس داده است
که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است
در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است
شاعر:بشری موحد

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم) *

3044
1

شعر حضرت علی اصغر(تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم) تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم
ببین که حال دلم شد خراب عزیز دلم
نفس نفس نزن این گونه ای همه نفسم
مکن تو مادر خود را عذاب عزیز دلم
تو رو به قبله شدی از عطش وَ می گردد
برای تو جگر آب، آب عزیز دلم
هنوز راه نیفتاده ای مبارز من
مکن برای شهادت شتاب عزیز دلم
بگو که تیر سه شعبه میان این همه یل
تو را نموده چرا انتخاب عزیز دلم؟
نگو که می شود آخر محاسن بابا
به خون حلق ظریفت خضاب عزیز دلم
نشد دعای دلم مستجاب اما
دعای حرمله شد مستجاب عزیز دلم
شاعر:میلاد حسنی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(قنداقه رفت بالا، بالاتر از همیشه) *

4143
10

شعر حضرت علی اصغر(قنداقه رفت بالا، بالاتر از همیشه) قنداقه رفت بالا، بالاتر از همیشه
دیدند مه درآمد، زیباتر از همیشه
این گرگ سنگ دل را، ای كاش ره بگیرند
زوزه كشان دویده، بـُـّراتر از همیشه
باران خون گرفته، پهنای كربلا را
صحرا به جوش آمد، دریا تر از همیشه
مثل عروسك خواب، آرام و بی صدا بود
بین عبای مردی، باباتر از همیشه
با قطره های خونش، بر آسمان نوشته
"جانم فدات بابا..! "خوانا تر از همیشه
حالا عروس زهرا، با افتخار می‌گفت
زینب! ببین شدم من زهراتر از همیشه
×××
وقتی به خاك می‌كرد یاقوت آخرش را
احساس كرد تنهاست، تنهاتر از همیشه
گنجی كه كرد پنهان، امروز آشكار است
در چشم های شیعه، پیداتر از همیشه
شاعر:یاسر حوتی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد